مفهوم سرمایه اجتماعی، فرانسیس فوکویاما

دانلود پایان نامه

2-4) تئوری پردازان معروف سرمایه اجتماعی
فرانسیس فوکویاما
تعریف فوکویاما از سرمایه اجتماعی یک تعریف جمعی است و سرمایه اجتماعی را به عنوان دارایی گروه ها و جوامع تلقی می کند:
سرمایه اجتماعی به عنوان مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیر رسمی است به نوعی که اعضای گروهی که همکاری و تعاون در بین آنها مجاز است درآن سهیم هستند. هنجارهایی که تولید سرمایه اجتماعی می کند، اساساً باید شامل سجایایی از جمله صداقت، عمل به تعهدات و ارتباط های دو جانبه باشد. این هنجارها و ارزش ها ساده دو سویه مشترک بین دو دست گرفته تا نظام های ارزشی پیچیده که مذهب های سازمان یافته ایجاد کرده است که زوال آن در جامعه آمریکا به شکل های گوناگون بر کاهش سرمایه اجتماعی در آن جامعه تاثیر گذاشته است. افزایش جرم جنایت از یک سو و کاهش مشارکت های مدنی و اعتماد از سوی دیگر، نتیجه زوال خانواده است(فوکویاما؛1999).
همچنین فوکویاما سرمایه اجتماعی را بعنوان منابع رشد سطح همکاری اعضای جامعه به عنوان کاهش دهنده هزینه مبادلات ارتباطات تعریف می کند و به سرمایه اجتماعی از منظر ارزش های اجتماعی و عاملیت آنها در خلق رونق اقتصادی می نگرد(اکبری،1386).
2-پیربوردیو
بوردیو ضمن در نظر گرفتن سرمایه به سه نوع سرمایه : اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی اعتقاد دارد که سرمایه اجتماعی، انباشت منابع بالفعل و بالقوه ای است که مربوط به داشتن شبکه ای نسبت پایدار از روابط کم و بیش نهادینه از آشنایی و شناخت متقابل است. به عبارت دیگر، عضویت در یک گروه برای هر یک از اعضا از طریق حمایت یک سرمایه جمعی، صلاحیتی فراهم می کند که آنان را مستحق اعتبار به معانی مختلف می کند(بوردیو، 1997).
بوردیو به عوامل ماندگار طبقه اجتماعی و شناخت دیگر شکل های ظالمانه نابرابری علاقه مند بود. او در تعریف مفهوم عادت واره، تاکید کرد که گروه ها قادرند از نمادهای فرهنگی به عنوان نشانه های تمایز استفاده کنند، که هر دوی اینها نشانه و سازنده موقعیت آن ها در ساختار اجتماعی است (جنکینز، 1992؛ رابینز، 2000).
در نوشته های اولیه بوردیو، سرمایه اجتماعی بخشی از تحلیل گسترده تر او از مبانی واگرای نظم اجتماعی بود. وی در یک مصاحبه تلویزیونی، میدان اجتماعی را یک کازینو، به این شکل مقایسه کرد: ما تنها با مهره های سیاه که نشانه سرمایه اقتصادی ما است بازی نمی کنیم، بلکه با مهره های آبی که سرمایه فرهنگی ما است و با مهره های قرمز که سرمایه اجتماعی است، هم بازی می کنیم(الهیت،1996).
در تحقیق بوردیو درباره سلیقه و تمایز در میان طبقه متوسط فرانسه، او تنها به عضویت در باشگاه های گلف، به عنوان شاخص سرمایه اجتماعی پرداخت. فرض او ، براین بود که این عضویت در تسهیل حیات تجاری مؤثر است.
بوردیو سرمایه اجتماعی را چنین تعریف کرده است:” سرمایه اجتماعی مجموعه منابع واقعی یا مجازی است که از طریق داشتن شبکه های پایا و کم وبیش نهادینه شده روابط دو جانبه آشنایی و شناخت براییک فرد یا گروه انباشته می شود”.
بوردیو که به شدت تحت تأثیر جامعه شناسی مارکسیستی قرار داشت، سرمایه اقتصادی را ریشه تمام انواع سرمایه می دانست. وی استدلال می کند که فهم جهان اجتماعی، تنها با دانستن نقش تمام سرمایه و نه تنها شکل اقتصادی آن امکان پذیر است. کارکرد خاص سرمایه اجتماعی بازتولید نابرابری است، با اینکه شکل های سرمایه به طور کامل جدایی پذیر نیست، اما سرمایه اجتماعی این کار را تا حدی مستقل از سرمایه اقتصادی و سرمایه فرهنگی انجام می دهد(نوغانی، اصغرپور،1387: 36).
3-کلمن
کلمن در مجموعه ای از مطالعات درباره موفقیت تحصیلی در میان گتوهای امریکایی، توانست نشان دهد که سرمایه اجتماعی به انسان های قدرتمند محدود نیست، بلکه می تواند مزایای زیادی برای اجتماعات فقیر و حاشیه ای داشته باشد.
به نظر وی سرمایه اجتماعی نشان دهنده یک منبع است، چون دربردارنده انتظار عمل متقابل است و از سطح افراد فراتر می رود و شبکه های گسترده ای را که روابط آن ها تحت حاکمیت درجه بالایی از اعتماد و ارزش های مشترک قرار دارد، در بر می گیرد.
کلمن این دیدگاه گسترده را گسترش داد که جامعه، تجمعی ازنظام های اجتماعی رفتار فردی است. او به منظور آشکار کردن بنیان های نظم اجتماعی اظهار داشت که رفتار سطح نظام ، باید تجزیه شود تا بتوان به اولویت های افراد و کنش های آنان دست یافت. تعریف کلمن از سرمایه اجتماعی ، بعد فردی را به جمعی متصل می کند. او به روشنی سرمایه اجتماعی را به عنوان یک مجموعه سرمایه‌ای برای فرد در نظر می گیرد، اما آن را سازنده”منابع ساختاری اجتماع” می داند(نوغانی، اصغرپور،1387، 37).
او می خواست مفهوم سرمایه اجتماعی را در چارچوب نظریه انتخاب عقلایی قرار دهد. نظریه پردازان انتخاب عقلایی، همیشه با این هدف روبرو هستند که نشان دهند همکاری با “اصول موضوع فردگرایی و نفع شخصی” سازگار است(میستال،2000 : 109).
برای کلمن سرایه اجتماعی راه حلی برای این موضوع بوده است که چرا آدم ها حتی هنگامی که منابع آن ها با رقابت بهتر ارضا می شود، با هم همکاری می کنند. عملکرد سرمایه اجتماعی نزد کلمن قابل مقایسه و شبیه به “دست نامرئی” بازار در نظریه اقتصاد کلاسیک است(هاینز و استرانک، 2000:179).
به اعتقاد کلمن، سرمایه اجتماعی بخشی از ساختار اجتماعی است که به کنش گر اجازه می دهد تا با استفاده ازآن به منابع خود دست یابد؛ بنابراین به نظر وی سرمایه اجتماعی با کارکرد آن تعریف می شود. سرمایه اجتماعی شیء واحد نیست، بلکه انواع چیزهای گوناگونی است ک دوویژگی مشترک دارد: اول آنکه همه آن ها شامل جنبه ای از یک ساختار اجتماعی است. دوم آنکه کنش های معین افرادی که در درون ساختار هستند، چه اشخاص حقیقی و چه حقوقی را تسهیل می کند دستیابی به هدف های معین را که در نبود آن دست نیافتنی خواهند بود را امکان پذیر می سازد (کلمن، 1377).