منبع مقاله درمورد مشارکت مردم، سطح معنادار، ضامن معتبر

مناسب
13.6
کل
100.0
نتایج جدول شماره 5-15 نشان می‌دهد فقرروستایی با 56.6 درصد،وجود امکانات شهری با 28.3 درصد، مسائل فرهنگی و اجتماعی روستا با 1.5و یافتن شغل مناسب با 13.6 درصد علل اصلی مهاجرت ساکنین به محدوده مورد مطالعه بوده است. این در حالی است فقر روستایی و بهرهگیری از امکانات شهری به ترتیب بیشترین انگیزش را در حرکت مهاجرین به سمت شهر داشتهاند. مهاجرت به این مناطق بطور کامل با نظریه جذب و دفع تبیین می‌گردد بنابراین ضروری است که در سطح استانی و ملی به گونه ای همزمان شهر و روستا را در مسیر برنامه ریزی قرار داد.نتایج بررسی های انجام شده بر روی سه مولفه درصد مهاجران وارد شده به محدوده، مبدا مهاجرت ساکنین به محدوده و دلیل مهاجرت ساکنین به محدوده مورد مطالعه نشان داد که مهاجرت های روستا- شهری نقش مهمی در شکلگیری و گسترش اسکان غیررسمی داشته است و فرضیه اول تحقیق به استناد به آمارهای موجود مورد تائید است. در توضیح علت شکلگیری اسکان غیررسمی می‌توان گفت این پدیده معلول سیاستهای ناموزون ملی و منطقهای بوده و با فاصله گرفتن مرکز از پیرامون رو به گسترش بوده است و لازم است تصمیمسازان، سیاستگذران ملی و منطقهای با برقراری تعادل سرزمینی از وقوع این پدیده جلوگیری نمایند.
5-2-2- آزمون فرضیه دوم
به نظرمی‌رسد تقویت سرمایه اجتماعی می‌تواند نقش مهمی در توانمندسازی اسکان غیررسمی در منطقه 19شهر تهران ایفا نماید.
به کارگیری رویکرد مشارکت در توانمندسازی سکونتگاههای غیر رسمی بی شک مستلزم بسیج نهادها و گروههای مردمی و استفاده از نظر کارشناسان خبره در این زمینه میباشد به عبارتی برنامهریزی باید با مشارکت واقعی و با مردم باشد.توجه به یکپارچگی فضایی و اجتماعی حاشیهنشینان و ساکنین کم درآمد در گرو استفاده از توان و استعداد ساکنان میباشد.به عبارتی در رویکرد توانمند سازی مشارکت، همگرایی و تشریک مساعی تمام نقش آفرینان در کنار نقش تسهیلگر بخش دولتی امری حیاتی میباشد. توانمند سازی بر دیدگاه فقر زدایی و توسعه پایدار انسان محور با تکیه برمشارکت شهروندان و شهر(مدیریت شهری) متکی است. فرآیند تبیین مفهوم مشارکت در رشد و توسعه سکونتگاههای برپایه کمک به ساکنان به منظور درک توانمندیهای خود و پذیرش این نکته که بدون وابستگی به بیرون، میتوانند در ارتقای کیفیت حیات جمعی موثر و عملاً در بهبود شرایط زندگی خود مفید باشند آغاز میشود. در این فرآیند توجه به سیاستهای توسعه اصلاح طلبانه (در برخورد با این پدیده نابهنجار شهری) به تدریج روند تکاملی خود را طی کرده و به سمت استراتژیهای تشکیل سرمایه اجتماعی سوق یافتهاند. این امر در سایه مشارکت مردمی و با ظرفیتسازی و ایجاد نهادهای لازم(غیر دولتی) و بالا بردن توانمندیهای گروههای اجتماعی(از طریق برنامه های آموزشی، بهداشتی، اجتماعی، اقتصادی و..)امکانپذیر خواهد بود.که پیامدهای مطلوب متعددی از قبیل ارتقا شأن سکونت گذر از حاشیه به متن، کاهش جرم، اعتمادسازی و… را در بر خواهد داشت. به عبارتی بهترین منبع افزایش رفاه وبهبود اقتصادی در یک اجتماع، استفاده از سرمایه اجتماعی است که در هنجارها و شبکه‌ها شکل میگیرد.در همین راستا تحقیق حاضر سعی بر آن دارد تا وضعیت سرمایه اجتماعی را در دو محدوده دولتخواه و اسماعیل آباد را مورد آزمون قرار دهد تا بتوان در صورت ممکن از بطن این سرمایه توانمندسازی را امکانپذیر نمود.
5-2-2-1- شبکه اجتماعی
برای بررسی شبکه اجتماعی از گویه‌های تا چه حد افرادی در اطراف شما وجود دارد که می‌توانید برای انها درد دل کنید؟ تا چه حد افرادی در اطراف شما وجود دارد که شما را درک می‌کنند؟ تا چه حد افرادی در اطراف شما وجود دارد که به شما آرامش می‌دهند؟ تا چه حد افرادی در اطراف شما وجود دارد که می‌توانید از انها مشورت بگیرید؟ انتخاب گردیده است. با توجه به خروجی جداول t که در زیر آمده است، می‌توان گفت : در دو محدوده دولتخواه و اسماعیل آباد فرض H0 به نفع H1 رد می‌شود. یعنی در این 2 محدوده میزان شبکه اجتماعی بیش از میانگین ارزیابی شده است. بیشترین میزان اعتماد اجتماعی با 18.70 مربوط به محدوده اسماعیلآباد و کمترین با 15.93 مربوط به محدوده دولتخواه است .
جدول شماره 5-16: علت مهاجرت از مناطق اطراف
sig
اختلاف میانگین
میانگین محاسبه شده
میزان t
محلات مورد بررسی
.000
2.10
17.10
4.7
دولتخواه
.002
3.70
18.70
4.45
اسماعیل آباد
5-2-2-2- تعامل اجتماعی
برای بررسی تعامل اجتماعی از گویه‌های تا چه حد به بازدید از اقوام و خویشان اهمیت می‌دهید؟ تا چه حد در مناسبت‌های مذهبی ومراسم محدوده شرکت می‌کنید؟ آیا پیشرفت امور محدوده در گرو تعامل و همکاری است؟ آبا با نهادهای موجود در محدوده و منطقه در ارتباط هستید؟ استفاده شده است. باتوجه به خروجی جداول t که در زیر آمده است، می‌توان گفت در دو محدوده دولتخواه و اسماعیلآباد فرض H0 به نفع H1 رد می‌شود. یعنی در این 2 محدوده میزان شبکه اجتماعی بیش از میانگین ارزیابی شده است. بیشترین میزان اعتماد اجتماعی با 18.60 مربوط به محدوده اسماعیلآباد و کمترین با 18.12 مربوط به محدوده دولتخواه است .
5-2-2-3- مشارکت اجتماعی
برای بررسی مشارکت اجتماعی از گویه‌های تا چه حد در جلسه‌های عمومی محدوده شرکت می‌کنید؟ تا چه حد با ساکنین در امور محدوده همفکری و مشورت می‌کنید؟ تا چه حد در فعالیت‌های عمرانی محدوده مشارکت عمومی می‌کنید؟ تا چه حد از هم محدوده ای‌ها جهت انجام امور محدوده دعوت می‌کنید؟ استفاده شده است. باتوجه به خروجی جداول t که در زیر آمده است، می‌توان گفت در دو محدوده دولتخواه و اسماعیل آباد فرض H0 به نفع H1 رد می‌شود. یعنی در این 2 محدوده میزان مشارکت اجتماعی بیش از میانگین ارزیابی شده است. بیشترین میزان اعتماد اجتماعی با 19.27 مربوط به محدوده دولتخواه و کمترین با 18.78 مربوط به محدوده اسماعیل آباد است .
برای بررسی پیوندهای همسایگی از گویه‌های همدلی و یکرنگی میان همسایگان وجود دارد. در طول روز با همسایه‌ها در ارتباط هستیم. در انجام برخی از کارها با همسایگان مشورت می‌کنیم. در صورت بروز اختلاف میان همسایگان به صورت کدخدامنشانه حل می‌شود.استفاده شده است. باتوجه به خروجی جداول t که در زیر آمده است، می‌توان گفت در دو محدوده دولتخواه و اسماعیل آباد فرض H0 به نفع H1 رد می‌شود. یعنی در این 2 محدوده میزان پیوند همسایگی بیش از میانگین ارزیابی شده است. بیشترین میزان پیوند همسایگی با 19.19 مربوط به محدوده اسماعیل آباد و کمترین با 18.52 مربوط به محدوده دولتخواه است.
جدول شماره 5-17: علت مهاجرت از مناطق اطراف
sig
اختلاف میانگین
میانگین محاسبه شده
میزان t
محلات مورد بررسی
.005
3.12
18.12
6.65
دولتخواه
.012
2.46
18.60
4.65
اسماعیل آباد
5-2-2-4- میزان اعتماد اجتماعی
برای بررسی میزان اعتماد اجتماعی گویه‌های اعتماد به توصیه‌های مسئولان شهری، اعتماد به شرکاء در محیط کاری، اعتماد به مامورین دولتی، اعتماد به انتخاب گردیده است. باتوجه به خروجی جداول t که در زیر آمده است، می‌توان گفت در دو محدوده دولتخواه و اسماعیل آباد فرض H1 به نفع H0 رد می‌شود. یعنی در این 2 محدوده میزان پیوند همسایگی به میانگین نرسیده است. بیشترین میزان اعتماد اجتماعی با 17.30 مربوط به محدوده دولتخواه و کمترین با 16.30 مربوط به محدوده اسماعیل آباد است.
5-2-3-آزمون فرضیه سوم
به نظر می‌رسد برنامهریزی جهت توانمندسازی و ساماندهی با استفاده از مشارکتهای مردمی بهترین راه حل برای حل مسئله اسکان غیررسمی در محدوده می‌باشد.
همانطور که در فصل مبانی نظری پژوهش حاضر بیان شد با توجه به چالشی که مدیریت شهری در جلوگیری از شکل گیری و گسترش سکونتگاههای غیررسمی با آن مواجه است تا کنون چندین رویکرد مداخله در سکونتگاه‌های غیر رسمی به کار گرفته شده است. تجربه سایر کشورهای درحال توسعه و حتی شهرهای کشورمان نشان داده است که توانمند سازی سکونتگاههای غیررسمی با رویکرد مشارکت مردمی بهترین گزینه جهت ساماندهی و جلوگیری از رشد بیش از پیش این سکونتگاه‌هاست. در همین راستا 4 رویکرد در پرسشنامه گنجانده شده است و از مدیریت شهری و کارشناسان پرسیده شده است که به شرح زیر است:
مشارکت مردمی شامل(ایجاد شهردار محدوده، ایجاد بانک زمین و مسکن با کمک ساکنین جهت جلوگیری از ساخت و ساز بیرویه،تشکیل NGO‌های محلی، شرکت دادن ساکنین در فرایند طرح‌ها وبرنامه‌های مدیرت شهری از مرحله تهیه تا نظارت و ارزشیابی)
بهسازی وتوانمندسازی با رویکرد دخالت بخش دولتی
پاکسازی و جابهجایی سکونتگاههای غیررسمی
نادیده انگاشتن و بیتوجهی به سکونتگاه‌های غیررسمی
به منظور آزمون فرضیه سوم تحقیق از آزمون فریدمن استفاده شده است. به کارگیری این آزمون بدین جهت بوده است تا از میان گزینههای حل مسائل و مشکلات اسکان غیررسمی بهترین گزینه را شناسایی و ارائه دهیم.
نتایج بدست آمده با استفاده از آزمون فریدمن برای رتبهبندی روش‌های حل مشکلات سکونتگاه‌های غیررسمی در جدول 5-13 آمده است. از میان رویکردهای مرتبط با موضوع تحقیق رویکرد مشارکت مردمی با 4.25 بیش‌ترین میانگین رتبه را به خود اختصاص داده و نشان می‌دهد که نگاه مدیریت شهری و کارشناسان به سمت رویکرد مشارکتی متمایل بوده و رویکردهایی چون حذف، نادیده انگاشتن و …. هم اکنون جایگاه خود را در نزد تصمیمسازان ملی و محلی از دست داده است. بعد از رویکرد مشارکتی روش توانمندسازی مردمی با 4.03 در جایگاه دوم تصمیمگیری برای حل مشکلات این‌گونه سکونتگاه‌ها قرار دارد.
جدول شماره 5-18: نتایج آزمون فریدمن برای رتبه بندی روشهای حل مشکلات سکونتگاههای غیررسمی از نظر مدیران شهری و کارشناسان ساکنین(، نگارنده1393)
روشها
میانگین رتبهها
تعداد
Chi-Square
df
Sig*
رتبه
مشارکت مردمی
25/4
107
156/23
4
001/0
1
بهسازی و توانمندسازی با رویکرد دخالت بخش دولتی
03/4
2
پاکسازی و جابه جایی سکونتگاههای غیر رسمی
93/3
3
نادیده گرفتن سکونتگاههای غیر رسمی
82/3
4
همانطور که در جدول مربوط به نتایج آزمون فریدمن مشخص است سطح معناداری آزمون برابر 001/0 می‌باشد. از آنجا که تحلیل داده‌ها در سطح اطمینان 95 درصد (05/0?=) انجام می‌گیرد می‌توان گفت که فرضیه H_0تحقیق که این ادعا را دارد که بین روش‌های حل مشکلات سکونتگاههای غیررسمی تفاوت قابل ملاحظه‌ای وجود ندارد رد می‌شود و فرضیه H_1که این ادعا را دارد که بین روش‌ها تفاوت قابل ملاحظه‌ای برقرار است تأیید می‌شود.
5-3- جمعبندی
یافته‌ها نشان می‌دهد که میزان تمایل به مشارکت اهالی محدوده در سطح نسبتاً بالایی قرار دارد. همچنین شدت تمایل به ترک محل در بین گروههای سنی (40-20 سال) کمتر از گروه های سنی 60-40سال می‌باشد. به این معنی که در این محدوده نیروی جوان هم تمایل به ماندن دارد وهم مشارکت. با مجموعه پتانسیل‌های موجود در محدوده و آماده بودن بستر، اجرای طرحهای توانمندسازی که بر محورهای اجتماعی – اقتصادی تأکید دارد، می‌تواند در رفع مشکلات عمده کارساز باشد.
همانگونه که ذکر شد مشکلات عمده‌ی گریبانگیر محدوده در حوزه اجتماعی- اقتصادی و مدیریت و مسکن می‌باشد که نداشتن سند مالکیت و غیررسمی بودن اشتغال از جمله آنها به شمار می‌رود و تبعات بسیاری را در پی دارد. به طوری که به دلیل نداشتن سند مالکیت و همچنین ضامن معتبر که کارمند دولت بوده باشد از دریافت وام و تسهیلات دیگر برای بهسازی و احیاناً نوسازی مسکن خود

دیدگاهتان را بنویسید