منبع پایان نامه ارشد درمورد توسعه شهر، سازمان ملل، طلاق

1950) به حدود 2 میلیارد نفر (40 درصد در سال 2000) رسیده است و قریب به 90 درصد رشد جمعیت شهری جهان در طول دهه گذشته در کشورهای جنوب رخ داده است (صرافی،1380: 164). بنا بر گزارش سازمان ملل در سال 2025 تقریبا دو سوم جمعیت جهان شهرنشین خواهند بود و جهان روستا نشین به شهر نشین تغییر خواهد یافت (ژاکو،1391:18).
اعداد و ارقام فوق نشان می‌دهد که شهرها با وجود تمام مشکلاتی که با آن سر در گریبان هستند باز هم جاذب جمعیت بوده و توانستهاند اکثریت جمعیت جهان را به نفع خود در اختیار بگیرند. بسیاری از کارشناسان معتقدند که شهرها حتی زمانی که بدترین شرایط اقتصادی را نیز دارا هستند، میتوانند جاذب جمعیت باشند. ارتباط معیوب بین شهرها و روستاها در کشورهای جهان سوم (جنوب) و توانایی کم روستاها در مقابل شهرها، جریان مهاجرت به سمت شهرها را به وجود آورده و زندگی در حاشیه اقتصاد، اجتماع و کالبد شهر را بر جمعیت مهاجر تحمیل میکند.
شهر نشینی و رشد سریع آن در کشورهای جنوب، تحت تاثیر مسایل اقتصادی- سیاسی و اکولوژی انسانی آنها دارد. مطالعات در زمینه اکولوژی انسانی، نحوه رابطه روستاها با طبیعت و محیط اطراف را عامل تعیین کننده وضعیت آنها بیان می‌دارد و رشد و توسعه برونزای کشورها عامل اصلی رشد بیرویه شهرها می‌باشد. اینگونه توسعه که باز تولید فقر در شهرها را بر عهده دارد مشکلات فراوانی را به وجود آورده و وضعیت مسکن و اجتماع شهری را به سوی نابسامانی میکشاند ( هادیزاده،1389:84). بارزترین مشکلی که اوضاع نابسامان اقتصادی و توسعه برونزا در شهرها به نمایش می‌گذارد؛ ایجاد حاشیه نشینی و زاغهنشینی در کشورهای جنوب میباشد. شرایط اجتماعی و اقتصادی خاص این کشورها بسیاری از برنامههایی که برای حل این معضل اجرا شده اند را با ناکارآمدی مواجه ساخته است. تا به حال شیوههای مختلفی برای حل این پدیده به کار گرفته شده است که هر چند موفقیتهایی را به دست آورده است ولی بعد از مدتی مشکل از محل دیگری سر باز میکند. در کشورهای جهان سوم به جز موارد کمی، راهبردهای حل مشکل اسکانهای غیررسمی تنها ماهیت انتقال مشکل از محلی به محل دیگر را در بر داشتهاند. از میان راه حلهای مختلف، حل معضل سکونتگاههای غیررسمی، برنامههایی چون؛ تخریب مساکن نامناسب، تامین زمین و خدمات و ارتقاء کیفیت سکونت در شهرهای مختلف و در کشورهای گوناگون به کار گرفته شدهاند که از میان این راه حلها، راه حل اول ماهیت ناکارآمد خود را به وضوح و بارها به نمایش گذاشته و دو راه حل دیگر هر کدام مزایا و معایب و موفقیتهایی را در بر داشتهاند.
رویارویی با مسئله سکونتگاههای غیررسمی در بسیاری از شهرهای جهان سوم تحت تاثیر مداخلات سیاسی و امنیتی جامعه قرار گرفته و به دلیل منافعی ( از جمله تأمین نیروی کار ارزان) که سردمداران و طبقات بالای جامعه در تشکیل مناطق فقیرنشین غیررسمی دارند، تصمیمات و اقدامات صورت گرفته، برای حل مشکل با شکست مواجه بودهاند. عدم احساس مسئولیت سیاستمداران و مسئولین شهری، اصلیترین مشکل در حل مسایل مربوط به سکونتگاههای غیررسمی در کشورها بوده و کمبود منابع در مرتبه بعد از آن حائز اهمیت می‌باشد ( هادیزاده، 16:1382). طرحهای شهری که در کشورهای جهان سوم، کنترل توسعه شهرها را بر عهده دارند به عنوان علت زاغهنشینی و باز تولید آن به شمار میآیند. با این مفهوم که قوانین و مقررات حاکم بر طرحهای شهری با کشیدن حصاری از قانون به دور شهرها، بدون توجه به توان قشر پایین جامعه، به طور واضح و روشن از ورود این گروه اجتماعی به درون محدوده قانونی و خدماتی شهر جلوگیری کرده و گرایش به زاغه‌نشینی و سکونتگاههای غیررسمی را تقویت می‌نمایند که این عامل نشان از عدم موفقیت طرح‌ها در کشورهای در حال توسعه می‌باشد. زیرا ویژگی انتفاع پایینترین قشر جامعه از برنامههای شهری که اصلیترین معیار موفقیت طرحها میباشد در آنها دیده نمیشود.
ب: کشورهای شمال
سکونتگاههای غیررسمی در کشورهای پیشرفته امروزی (شمال) تنها به لحاظ کالبدی و فیزیکی و ویژگیهای کلی با این پدیده در کشورهای جنوب شباهتهایی را به نمایش میگذارند. سکونتگاههای غیررسمی در کشورهای شمال بیشتر در اثر موج بحرانهای اقتصادی و تحولات صنعتی و بیکار شدن مقطعی کارگران به وجود آمدهاند و بعدها جذب این کارگران در بازار شهرها باعث شده است تا آنها محل زندگی خود را تغییر داده و در محل دیگری با عنوان شهروند اصلی شهر سکونتگاههای گزینند و به جای آنها افراد متخلف و قانون گریز ساکن می‌شوند که اصطلاح “جنگل شهر” به دلیل خصلت ساکنان این نواحی به آنها اطلاق میگردد. البته افراد فقیر شرافتمند نیز در بین ساکنان قانون‌گریز این سکونتگاهها زندگی میکنند (پیران،1391:32). پدیده سکونتگاههای غیررسمی در کشورهای شمال از بدو پیدایش، حاصل ذات نظام سرمایهداری، اهداف سود طلبانه آن و آنچه که در جوامع امروزی به آن “پیشرفت” اطلاق میگردد، بوده است و در برخی مواقع اسکانهای غیررسمی به شکلهای گتو در جوامع سرمایهداری به صورتی خشن و غیرانسانی شکل میگیرند که نه تنها در آنها اقتصاد پایین ساکنان به چشم می‌خورد بلکه سقوط اخلاقیات و اجتماع نیز به صورت شدیدی در جریان است.
آنچه در مورد سکونتگاههای غیررسمی در کشورهای پیشرفته عنوان شد در زمانهای اولیه انقلاب صنعتی شکل حادتری داشته است و با طی دوران شکوفایی صنعت شهری و روستایی این کشورها در تعامل با هم پیشرفت و بالندگی کشور را باعث شده و ارتباط بهینه را در ساختار شهری و روستایی برقرار ساختند.(هادی زاده،1390:98). این رابطه صحیح با تقلیل فقر شهری، بسیاری از مشکلات شهرها و به خصوص مسایل مربوط به سکونتگاههای غیررسمی را تا حد زیادی حل نموده است.
– اقدامات و رهیافت‌های ساماندهی
با شتاب گرفتن روند توسعه شهری در سطح جهانی و به ویژه کشورهای توسعه یابنده در چند دهه اخیر، نهادها و سازمانهای گوناگونی برای پاسخگویی و یافتن راهحلهایی برای مشکلات حل نشده توسعه شهری شکل گرفتهاند که یکی از مهمترین این مراکز؛ کمیسیون اسکان سازمان ملل متحد ((UNCHS است که به عنوان یکی از مراکز مهم جهانی جمع‌آوری اطلاعات درباره روند توسعه شهری و انتشار راهکارها و انتقال تجارب موفق تحت عنوان “تجارب جهانی موفقBest Practices با همکاری بسیاری از سازمانهای رسمی و سازمان های غیردولتی Non Government Organization (NGO) شناخته می‌شود و قدمت فعالیت آن از زمان تأسیس در ونکوور کانادا در سال1976 به بیش از ربع قرن می‌رسد.
از مراکز مهم دیگر، سازمان اجرایی کمیسیون اسکان به نام “هبیتات Habitat ” است که در سال 1978 با وظیفه ارتقاء و بهبود سکونتگاههای پایدار از لحاظ اجتماعی و محیطی و نیل به تحقق راهبرد “سرپناه مناسب برای همه Adequate Shelter for All ” تأسیس شد. بدین ترتیب هبیتات در شرایطی فعالیت خود را آغاز کرد که سیاستهای غالب در عرصه مسکن و توسعه شهری عبارت بودند از: ساخت و ساز مجموعههای آپارتمانی و تخریب و پاکسازی سکونتگاههای غیررسمی. با آغاز به کار هبیتات راهبردهای به رسمیت شناختن بخش غیررسمی، ارتقاء و بهبود سکونتگاه‌های غیررسمی و طرح‌های “تأمین زمین و خدمات Site & Services Project ” و پرداخت یارانه زمین و مسکن مورد نظر قرار گرفتند. از اسناد مهمی که از اواسط دهه 1970 تا اواسط دهه 1980 منتشر شدند میتوان به اعلامیه ونکوور؛ سرپناه، فقر و نیازهای پایه (بانک جهانی 1980)؛ ارزیابی بانک جهانی از طرحهای زمین و خدمات (83-1981) و تأمین مسکن کودکان (یونیسف) نام برد. در اواخر دهه 80، رویکردهای توانمندسازی و بهبود وضعیت مدیریت شهر با تأکید برمشارکت بخش خصوصی و عمومی، مشارکت اجتماعی، تأمین مالی مسکن و ظرفیتسازی به عنوان راهبردهای اصلی این دوره مطرح شدند. انتشار اسنادی همچون؛ )راهبرد جهانی سرپناه تا سال 1 (2000در سال 1988 و نیز سیاستهای شهری و توسعه اقتصادی(بانک جهانی-1991)، شهر، فقر و مردم (UNDP) و توانمندسازی بازار مسکن(بانک جهانی-1993) توصیفکننده و سندهای پشتیبان راهبردهای مطرح شده در این دوره بودند.
از اواسط دهه 90، راهبرد توسعه پایدار شهرها در دستور کار هبیتات قرار میگیرد که برنامهریزی کل نگر با هدف ایجاد تعادل میان کارآمدی، برابری و پایداری را در کانون توجه قرار می‌دهد که ابزار اصلی اجرای آن همانند دوره قبل و با تأکید بر مدیریت زیست محیطی و از میان بردن فقر است. از اسناد پشتیبان این دوره می‌توان به گزارش کمیسیون اسکان با عنوان ” توسعه پایدار سکونتگاهها”، به اجرا گذاردن منشور 21 که همان بومی ساختن تجارب جهانی و تحقق سکونتگاههای پایدار و تأمین مسکن مناسب است، اشاره کرد. در ادامه تلاش‌ها برای تدارک و برگزاری دومین کنفرانس سازمان ملل در زمینه مباحث توسعه شهری و مسکن (هبیتات دو)، در سال 1995 سمیناری جهانی با نام “چالش شهرهای غیررسمی” در شهر “بلو هوریزونته” برزیل برگزار گردید. در کنار این اجلاس، کارگاهی نیز با عنوان “ساماندهی نحوه تصرف زمین” برپا شد. از اهم نتایج این سمینار و کارگاه میتوان به اهمیت نقش محوری شهرها، تدوین سیاست شهری، محوریت نقش شهرداری‌ها، تأکید بر دسترسی گروه‌های کم درآمد به زمین و خدمات و حقوق زنان سرپرست خانوار اشاره کرد.
در سال1996 و در اجلاس هبیتات 2 در شهر استانبول حاصل دو دهه تلاش کمیسیون مورد نقد و بررسی قرار گرفت. راهبرد این اجلاس با عنوان “مسکن مناسب و کافی برای همه و توسعه پایدار سکونتگاهها” مورد تصویب قرار گرفت. از اهم مباحث این نشست میتوان به ” تأمین امنیت سکونت” و ” نظام مدیریت شهری مطلوب” اشاره کرد. از اقدامات دیگر در در چند سال اخیر و در ادامه روند فوق میتوان به نمونههای زیر اشاره کرد:
1- کنفرانس جهانی فلورانس با عنوان “روند رو به گسترش فقر شهری” در سال 1997 و تأسیس نهاد جدیدی به نام “همایش جهانی درباره فقر شهری، ایفاپ ” که هدف از آن، ایجاد چارچوب و بستری برای پدید آوردن آگاهی و مبادله تجربه در زمینهی مبارزه با فقر شهری است. راهبرد جدیدی که ایفاپ مطرح کرده، “شهرهای فراگیر ” است.
2- برنامه مشترک بانک جهانی و هبیتات با عنوان ” ائتلاف شهرها” در سال 1999، که شالوده آن بر اساس همکاری جهانی، و اهداف اصلی آن، افزایش فعالیتها در زمینه بهسازی نواحی فرودست شهری، سکونتگاههای غیررسمی و حاشیهای، و نیز یاری رساندن به شهرهای کشورهای در حال توسعه به منظور بهبود وضعیت عمومی نظام مدیریت شهری است.
3- بیست و پنجمین نشست ویژهی مجمع عمومی سازمان ملل در سال 2001، درباره سیاستهای تأمین مسکن و توسعه شهری در شهر نیویورک با نام استانبول به اضافه پنج( استانبول بعد از پنج سال) به منظور ارزیابی روند پیشرفت‌های به دست آمده در زمینهی مبارزه با فقر و تأمین سرپناه (جواهری پور و داورپناه، 1389: 94-82).
جدول شماره 1 ترتیب زمانی اقدامات انجام یافته در خصوص توسعه سکونتگاههای شهری و اهداف و راهبردهای آن را نشان می‌دهد.
جدول شماره 2-1: ترتیب زمانی اقدامات انجام یافته در خصوص توسعه سکونتگاه‌های شهری و اهداف و راهبردهای آن
ترتیب زمانی
اقدامات
اسناد پشتیبان
اهداف و راهبردها
سال 1976
تأسیس کمیسیون اسکان بشر
—-
پاسخگویی و یافتن راهحلهایی برای معضلات حل نشده توسعه شهری
سال 1977
تأسیس مرکز اجرایی کمیسیون اسکان بشر Habitat))
اعلامیه ونکوور؛سرپناه، فقر و نیازهای پایه (بانک جهانی 1980)؛
ارزیابی بانک جهانی از طرح های زمین و خدمات (83-1981) ؛ خدمات پایه (یونیسف)
ارتقاء

دیدگاهتان را بنویسید