موانع خلاقیت، تفکر بحرانی

دانلود پایان نامه

شکل 2-2. شکل هوش استراتژیک

تفکر بحرانی:
پول و الدر(2006): با توجه به فرایند تصمیم گیری سازمانی و توانایی فردی در تفکر بحرانی بیان می‌کنند که تفکر بحرانی طریقه ای از تفکر است درباره هر موضوع، محتوا و مسائل که در آن متفکر، کیفیت تفکر خود را از طریق در اختیار گرفتن ماهارانه ساختارهای اصلی تفکر و اعمال استانداردهای فکری بهبود می‌بخشد. همچنین اظهار داشتند که تفکر بحرانی به افراد اجازه می‌دهد :
1) علت تصمیم گیری خود را بهتر درک کنند.
2) نقطه نظرات رقابتی خود را بهتر درک کنند.
3) به صورت خلاقانه تفکر کنند.
4) به صورت استقرایی و قیاسی تفکر کنند.
5) درباره بحران و بهبود تجربیات خود تأمل کنند.
کربی و گودپاستر(2007) به سادگی متفکر بحرانی را به عنوان فردی تعریف کرده‌اند که:
درباره همه چیز سؤال می‌پرسند.
کسی که تأثیر نفوذ فرایند فرهنگ آموزی را درک می‌کند.
افراد را آنگونه که هستند ببینند، نه آن که ما دوست داریم آن‌ها چگونه باشند.
همچنین متفکر بحرانی را به عنوان فردی که می‌تواند از ایده‌های خودش چشم پوشی کند و خشم، غرور،خودبینی و حالت تدافعی خود را کنترل کند و پذیرای انتقاد سازنده باشد تعریف کرده‌اند.
الدر(1996): در تعریف خود از متفکر بحرانی تاکید می‌کند که فردی است که الف) به هر دو شیوه استقرایی و قیاسی تفکر می‌کند. ب) تعصبات خود را در فراین تصمیم گیری می‌پذیرد. ج) خود راهنمایی دارد.
همانطور که از شرح خلاصه ای از تفکر بحرانی مشهود است، تقسیرهای بسیار گسترده ای درباره این الگو وجود دارد. پول و الدر(2007) نظراتی مشابه با کار و همکاران(2007) ارائه دادند که مؤلفه‌های کلیدی تفکر، در سطوح بالاتر و برهان در خود افراد وجود دارد؛ کسانی که خود هدایتی، خود انگیزگی، خود هماهنگی و خود اصلاحی داشته باشند( گوایچارد،2011).
تفکر خلاق:
هوش خلاق یکی از جنبه‌های مهم از هوش فردی است. خلاقیت در جنبه‌هایی از شناخت فردی شامل: الف) توانا بودن در اثرگذاری مثبت ب) داشتن احساس ایجاد انگیزه و محرک روانی ج) توانایی ساخت و ترکیب افکار و ایده‌ها در ارتباط با ایده‌ها و بینش‌های جدید. باندورا(1997) همچنین اظهار داشت خلاقیت به منزله یکی از بارزترین اشکال بیان انسانی است. نوآوری عمدتاً شامل بازسازی و سنتز دانش با هدف روش‌های جدید تفکر و انجام کارها است. خلاقیت به یک حد خوبی از امکانات شناختی نیاز دارد تا بتواند راه‌های تفکری را که مانع از شناسایی ایده‌های جدید و کشف دانش جدید می‌شود را نادیده بگیرد)باندورا، 1997).
استرنبرگ(2004): افراد بسیار باهوش به طور مستمر به تولیدات جدید و با کیفیت و ایده‌های مناسب برای موقعیت‌های معین می‌پردازند؛ و متفکران خلاق در خارج از چارچوب و هنجارها فکر می‌کنند.
پول و الدر(2006) درباره اهمیت تفکر خلاق بیان داشتند که یک توانایی فردی در انعکاس و نشان دادن میزان انحراف مجاز از اخلاقیات، خودخواهی، پیروی از رسوم و عقاید عادی و غیر انتقادی، آموزش‌های اجتماعی، دیدگاه‌های تلفیقی، دیدگاه‌های جایگزین، تمایلات خودمحورانه و میزان دوری از ریاکاری است.
موانع خلاقیت شامل موارد زیر است ( بنیس 1997):