مشکلات مشارکت و مشکلات سازمانی شرکت از دیدگاه روانشناسی

مشکلات مشارکت :

با در نظر گرفتن اینکه مدیریت جلوه ای از نظام اندیشه و رفتار آدمی در فضای سازمانیه ، پس هر گونه سختی موجود در این راه رو باید در این دو زمینه جست و جو کرد . مشکلات اندیشه و رفتار رو باید به مشکلات فرهنگی ، و مشکلات فضا و محیط کاری رو باید به مشکلات سازمانی مربوط دونست .

2-2-17-1-مشکلات فرهنگی مشارکت

در بین مانعای کلی فرهنگی در راه مشارکت میشه به باورها ، هنجارها و سنتهایی اشاره کرد که بر فرق بنیادی میان آدمیان  تاکید می کنه و اونا رو برغم آدم بودنشون طبق فرضهای جورواجور به دسته های متفاوت بد و خوب یا ضعیف و توانا تقسیم می کنن . نابرابر دونستن زنان در برابر مردان ، کودکان در برابر بزرگسالان ، سیاهان در برابر سفیدان ، جوانان در برابر پیران جملگی نشونه هایی از مانعای فکری و ذهنی یا اعتقادی هستن که می تونن راه مشارکت مردم رو سد کرده و گروههایی از اونا رو از دایره تلاش متناسب با تواناییای بالقوه و خدادادشان برکنار سازه .

نظام خود کامه « ارباب – رعیتی » رو باید بین سدهای استوار فرهنگی در راه قرار گرفتن مشارکت به حساب بیاره . این نظام اجتماعی که مردمون رو به دو دسته از هم جدای رئیس و مرئوس، بالا دست و زیر دست تقسیم می کنه ، ایجاد کننده خیلی از باورها و آیینای فرهنگیه که راه رشد و شکوفایی و جست و خیز رو بر گروهی بزرگ از مردم جامعه انسانی می بنده .

فرهنگ «مرد – مداری » رو میشه یکی از دشواریهای سهمگین در راه مشارکت موثر و شایسته  گروهی از مردمون توانای جامعه به حساب بیاره . طبق این باور فرهنگی بین مردان و زنان تفاوته ، و زنان نمی تونن مثل مردان در زمینه های جورواجور زندگی به فعالیت و تلاش بدن .

وقتی که این چند دسته از سدها و بازدارندهای فرهنگی به طور متفق در جامعه ای وجود داشته باشن نهال مشارکت در اون جامعه فضای مناسب واسه  روییدن پیدا نمی کنه و مشکلات فرهنگی به طور موثر از رشد اون جلوگیری می کنن .

به طور خلاصه میشه گفت، مشکلات فرهنگی مشارکت عبارتنداز:

  • نظام خود کامگی یا ارباب رعیتی
  • جهل
  • خود خواهی و خود اساسی
  • نداشتن اعتماد به بقیه
  • نداشتن انعطاف ذهنی

2-2-17-2- مشکلات سازمانی مشارکت:

ساختار سازمانی هرمی و مجموعه مراتبی رو باید درشمار سختی کلی در راه مشارکت در سازمان به حساب بیاره. در نظام دیوان سالاری قدرت و اختیار به طور قانونی دردست گروهی معدود از مدیران درردهای بالای سازمان متمرکزه و شاغلان مشاغل رده های پایین فقط به دستورهای رده های بالا عمل میکنن. در این نظام فکر کردن و فکر کردن و طراحی از آن مدیرانه و اجراکردن دستورها وظیفه کارکنان. قوانین و مقررات و دستورالعملهای سازمانی هم به پیروی از ذات ساختار هرمی بیشتر به پدیدآوردن مشکلات قانونی در راه گسترش مشارکت کارکنان سازمان می رسن و چیزی رو که بر محرومیت و محدودیت جامعه کارکنان دلالت دارن مقرر میدارند .

نظام متمرکز سازمانی هم طبق مهم شمردن مرکز در برابر مناطق یه جور از مانعای اساسی شمرده می شه که طبق اون شاغلان در مناطق به شکل تبعه رتبه دو سازمان پنداشته می شن و باید فقط به حاشیه نشینی سر کنن و از تصمیم گیری در قلمرو کاری که به اونا سپرده شده بی بهره باشن. نخبه گرایی رسمی، برعکس نخبه گرایی صنفی و حرفه ای، می تونه سدی دیگه در برابر دخالت و مشارکت کارکنان در اداره امور سازمان به شمارآید. نخبه گرایان رسمی طبق موازین خشک سازمان عمل میکنن در حالی که نخبه گرایان صنفی طبق منطق و استدلال علمی و تخصصی خود و به دور از ملاحظات سازمانی قدم بر می دارن  (طوسی ، 1382 ،ص 13 ) .

به طور خلاصه میشه گفت، مشکلات فرهنگی مشارکت عبارتنداز:

1- ساختارهای دیوانسالاری

2- روابط رئیس – مرئوسی

3- برنامه ریزی متمرکز

برنامه-ریزی

دلایل نبود مشارکت کارکنان :  

بعضی دلایل نبود مشارکت کارکنان در سازمانها عبارتند از :

احساس نبود تعلق و وابستگی کارکنان به سازمانها .

مخالف بودن اهداف فرد و سازمان .

از دست دادن انگیزه .

نبود ایجاد یه بستر فرهنگی .

کمبود آموزشهای لازم.

پنهونی بودن بعضی از طرحها .

ضعف مدیریت .

مطمئنا چیزی که دلیل می شه که رهبری مدیریتی یه سازمان بسیار موفق باشه ، رهبری واسه  یه فصل یا یه سال نیس ، بلکه رهبری واسه یه دهه و بیشتر از اینه . بنابر این یه مدیر موفق باید بدون مستهلک کردن خود ، کارای بزرگ بکنه و سازمانی رو بنیاد گذارد که مدیر و همه کارکنان اون به خاطر کار زندگی نمی کنن بلکه به خاطر زندگی کار می کنن . (فقهی فرهمند، 1381 ،ص 383 ).