مکانیسم های دفاعی سالمندان و چاره یابی برای بیماری افسردگی انان

مکانیسم های دفعای سالمندان :

مکانیسم های دفاعی سالمندی عبارتند از مکانیسم های سازگاری که بسیار رایجند با تلوولویس انها را بعنوان وسایلی برای مهار کردن اضطراب ، تکانشهای برخاشگرانه و ناکامیها تلقی می کند . این مکانیسم ها طرح هایی از رفتارهای خودکار و سنتی هستند . که احساسات درونی ما راهدایت می کنند و به حدی در وجود ما ریشه دوانده اند که ما اغلب بدون آنکه آگاه باشیم به‌انها متوسل می شویم . از آن جمله است . انکار  پیری و مرگ که بسیار رایج است و نیز این ادعا که هنوز جوانیم و دلیل تراشی برای احساس جاودانه بودن .

 

طبقه بندی افسردگی :

تاریخچه کوشش برای طبقه بندی اختلالات عاطفی بر می گردد ، به یک قرن قبل از میلاد مسیح که از آن زمان اطباء خلق افسرده و هیجان زده در انسان را تشخیص داده بودند . در قرن 19 پزشکان فرانسوی در زمینه مشخص کردن این حالت قدم های بیشتری برداشتند و مشاهده کردند که این دو قطب مخالف احساس این برداشت استنباط شد که مانیا و افسردگی هر دو یک واحد بیماری را می سازد یعنی در حقیقت زیربنای ایجاد آنها عوامل و جریانات مشابهی است . بیماری مانیک دپرسیو را معمولاً به سه دسته تقسیم می کنند :

نوع اول بیماری مانیک دپرسیو که ، از نوع دپرسیواست شامل بیشترین تعداد بیماران می باشد . در این حالت بیمار حملات مکرر افسردگی می گردد و هیچ گاه دچار مانیا نمی شود .

نوع دوم آنهایی هستند که از حملات مکرر مانیک رنج می برند و نوع دوم که شامل کمترین تعداد نیز می باشد ، آنهایی هستند که دچار «ادواری» واقعی می باشند . در تعداد بسیار کمی ازاین بیماران حالت افسردگی یا مانیا در آن واحد و همزان صورت می گیرد . به هر حال هرچه متعاقباً و هرچه همزمان باشند افسردگی و مانیا دارای عوامل پویایی مشترک هستند در حقیقت می توان گفت که حالت مانیا دفاعی است علیه افسردگی هیجان و فعالیت و خوشحالی زیاد مانیک فراری است از رنج جانگداز افسردگی (سعید ، شاملو ، س 1364)

در رابطه با طبقه بندی افسردگی ، نیز نظرات و تصمیمات مختلفی وجود دارد . یک نوع تقسیم بندی یا درجه بندی در افسردگی بصورت زیرآمده و مربوط به دو نوع افسردگی می باشد ، که شامل  الف) افسردگی پسیکوزی   ب)افسردگی نوروزی    این نوع افسردگی ، منشاء متفاوت دارند و اختلافات آنها بسیتر مربوط به تفاوت ها شخصیت بیمارگونه است . خلق افسرده و غمگین بیمار نوروز ، بصورت شکوه و شکایت است تا یاس و ناامیدی و شباهتی به رنج روانی بیماران افسرده پسیکوزی ندارد . بیماران افسرده پسیکوزی خود را سرزنش می کنند که چرا به اندازه کافی برای دیگران مفید نبوده و به‌انها کمک نکرده اشت ، در صورتی که شکایت بیماران نوروزی این است که چرا به او کمک نشده و مورد بی مهری قرار گرفته است .

 

 

افسردگی پیری :

این اختلال همانطور که از نامش پیداست در دوران پیری رخ می دهد . و حالات بارز آن افسردگی اضطراب ، بی قراری ، بی اشتهایی و بی خوابی شدید است . احساس گناه و اشتغالات فکری راجع به بیماری حسمی به حدی است که گاهی به مرز هذیان می رسد . در این بیماران سابقه این نوع بحران های روانی موجود نیست و در حالیکه مریض ممکن است دچار هذیان باشد ، لیکن از هم پاشیدگی تفکر و تداعی را مانند اسکیزوفرنیک ندارد .

تعداد زنانی که مبتلا به این بیماری می شوند ، بسیار بیشتر از مردان می باشند . در هر دو جنس این دوره مملو از فشارها و محرومیت های شغلی مانند بازنشستگی که می تواند عوامل بروز دهنده باشند .

عوامل دیگر مانند اختلال در سلامت و قدرت جسمی و روانی ، بزرگسالان و ترک منزل توسط فرزندان ، نداشتن سرگرمی و تفریح نیز در بروز این بیماری موثرند . (شاملو ، سعید ، س 1364 ، ص 204 )

 

 

 

علائم افسردگی :

1-نشانه های کسالت روحی :

الف) عزلت جویی و کناره گیری :

اغلب بیماران افسرده نسبت به انجام فعالیت هایی که زمانی از آن لذت می بردند بی علاقگی نشان می دهند و احتمالاً از مشارکتها و فعالیت های اجتماعی خود
می کاهند .

منفی گرایی :

در شرایط افسردگی ، گاه اشخاصی که معمولاً در برخورد با نقطه نظرهای مختلف شکیبایی به خرج می دهند عیب جو می شوند . انسان افسرده ، با سماجت در مخالفت با پیشنهادات و دستورات و یا راهنماییهای دیگران مقاومت نشان
می دهند.

ج) اندوه :

شخص افسرده ممکن است ، بخش مهمی از زندگی خود را در اندوه بر سر برند یا مداوم گریه کند .

 

 

2-نشانه های طرز تلقی فروافتاده

الف ) خود ضعیف بینی ، احساس گناه

افسرده گاه در مقام تحقیر خویش بر می آید . جملاتی از قبیل من شکست خورده هستم . چطور می توانی مرا تحمل کنی ؟ در قالب های گوناگون از افسرده ها شنیده می شود . اشخاص افسرده گاه گناه انجام کاری ، که به آنها ربطی ندارد را به گردن می گیرند .

ب) ابزار درماندگی :

شخص افسرده ، معمولاً به امور بدبین است ، گاه از خودکشی حرف می زند و حتی به این کار اقدام می کند .

 

3-نشانه های کاهش احساس حیاتی

الف)بی توجهی به خود یا وظائف خود انسان افسرده

بعضاً نسبت به سرووضع خود بی تفاوت می شود و یا از انجام تکالیف آموزشی، شغلی یا کارهای منزل سرباز می زند .

 

 

ب)بی حالی

ممکن است افسرده از خستگی یا فقدان انگیزه شکایت کند برای او بخصوص
شروع کارهای تازه دشوار است ، شدت این دشواری ، این بی علاقگی در صبح ها بیشتر است .

ج)کاهش تمرکز

در شرایطی ، افسردگی تمرکز کردن و رسیدن به یک امر خاص دشوار است. بسیاری از افسرده ها کتابها را ناتمام می گذارند ، مرتب کتاب جدیدی انتخاب
می کنند ، اما چند بخشی را نخوانده کتاب را رها می کنند تا سراغ کتاب بعدی بروند ، نوشتن هم برای افسرده دشوار است .

د)تردید

تصمیم گیری برای افسرده ها دشوار است گاهی تشخیص افسرده تصمیم گیری را به دیگران محول می کند .

 

4)سایر نشانه ها :

الف) تغییر اشتها    ب) تغییر کیفیت خواب   ج)تغییر میل جنسی

(جی ریموند درپاولو-س1373 ، ص 32 تا 30 )

چاره یابی برای بیماری افسردگی :‌

1-دارو :

در صورتیکه اضطراب هم وجود داشته باشد از آرام بخش ها ومسکن ها استفاده خواهد شد . ضدافسردگی ها داروهایی هستند برای مقابله با زمینه جسمانی پدیده افسردگی در نظر گرفته شده اند . این داروها به دو گروه عمده طبقه بندی می شوند .

تقویت کننده روحی :

مانند آمفتامین ، که روحیه را بالا می برند بی آنکه با تغییر زیربنای آن  کاری داشته باشند ، که خطر کاربرد ناروای آن وابستگی با دارود است . در حالیکه ضدافسردگی واقعی آنهایی هستند که تغییر بیوشیمیایی زمینه بیمار ی را اصلاح
می کنند آنها به نوبت خود به دو گروه فرعی تقسیم می شوند . ضدافسردگی تری سیلیک مانند تفرانیل(ایمی پرامین ) و بازدارنده های مونامین اکسید از قبیل ناردیل (فنیل زین) . باز دارنده های مونامین اکسید از داروهای تری سیلیک قوی ترند اما از سوی دیگر عارضه های خطرناک تری دارند .

2-درمان الکتریکی :

این نوع درمان ECT درمان با تشنج الکتریکی معروف است ، در اینجا نوعی تسکین ناشی از تخلیه هیجانی دست می دهد . و بیمار احساس می کند که از نظر روحی سبکتر شده است . این درمان را ، درمان پزشکی امل وین به نام دکتر فول مدونا در سال 1935 بوجود آورد و دریافت ، که این شکل از درمان می تواند بنظر بسیار موثر باشد ، در یک نوع افسردگی مهلک و دشوار و درمان پذیر را به وقفه اندازد که ممکن است طول درمان به هیجده سال بدرازا بکشد با بکار بردن بیهوش کننده عمومی سریع التاثیر و شل کننده عضلانی ، ادراک بیمار باز هم توانست کاهش یابد . در پی هر بار استفاده از این درمان ممکن است  اندکی سردرد و از دست دادن حافظه رخ دهد ، اما اینها ، به سرعت برطرف می گردند . پس از یک دوره درمان پنج یا شش ماه جلسه ای که هفته ای دوبار انجام می شود ، اغلب بیمار عمیقاً احساس می کند که از افسردگی خویش خلاص شده است . چنانچه کاربرد ECT اساساً لازم باشد . باید برای بیماری در نظر گرفته شود که آمادگی آن را داشته باشد .

 

3-لکوتومی :

برداشتن بافت های سفید مغز است ،که یک جریان بسیار ظریف و تخصصی است تا ضایعات مغزی را در بیماران به شدت افسرده و مضطرب ، با عمل جراحی تحت کنترل مرز آزمایش قرار دهد . این عمل ، تنها در مورد بیماران برگزیده پیشنهاد می شود آنهایی که ، دچار افسردگی دشوار درمان پذیر ، همراه با تنش و انگیزه های نابودی خویشتن هستند به درمان دیگر پاسخ نداده اند و اغلب پس از لکوتومی
درمان های دیگر که پیش از آن بی اثر بودند ، ممکن است موثر واقع شوند .

 

4-بستری کردن در بیمارستان :

دلیل های چندی وجود دارند که برای پذیرش در بیمارستان برتری قائل اند . درمان لازم تنها در آنجا میسر است . ECT ، لکوتومی ، گروه های درمانی ، کار درمانی است که مراقبت و اظهار نظر مداومم لازم است . دلیلی دیگر آن است که ممکن است بیمار در خط خودکشی قرار داشته باشد و خانواده او بتواند با حمایت تام مورد نیاز او را تامین کند و نیز سبب آنکه در آنجا می توان به بیمار کمک کرد تا از محیط همیشگی خود بیرون آید در محیطی نو قرار بگیرد . تغییری در صحنه می تواند به خودی خود تقویت کننده باشد و می تواند محیطی را فراهم آورد تا در آن آموزش تازه ای امکان تحقق یابد .

معایب بستری کردن :

1-وابستگی زیاد به کارکنان بیمارستان به اتکاء اینکه مرا بهبود می بخشد .

2-موجب می شود بیمار تماس خود را با خانه خویش و اجتماع از دست بدهد.

3-برچسب زدن بر بیمار

روش روان شناختی :

این گونه روش های چاره یابی نه تنها شامل بکار بردن تکنیک های
روان شناسانه  اند ، بلکه به همان اندازه مستلزم آنند که میان روان و احساس متعلق به یک شخص و روان و احساس شخص دیگر تماس برقرار سازیم . به این معنا همه
می توانیم در عین حال هم دست اندرکار باشیم و هم وابسته به مقصود . درست به اندازه یک دوست خوب ، او درگیر روابط است . اما علاوه بر آن می تواند پس بایستد و ببیند که بر سر شخص چه می گذرد و این همان چیزی است که روانپزشک آمریکایی هری اسناک سولیوان «مراقبت انبار» نامید .

 

6-مشاوره :

این روش عبارت است از آن که با بررسی مشترک در مورد مشکل بیمار به او یاری می کنند مشاوره همچنین عبارت از : ابراز حمایت عاطفی، در زمانی که
تصمیم های دشوار یا در شرف گرفته شدن دستند یا در کار انجام یافتن .

 

 

 

7-روان درمانی :

این شکل از مشاوره است با جنبه تخصصی بیشتر از روند درمانی می تواند در ابتدا به جنبه های ناخودآگاه زندگی بیمار هدایت گردد و یا می تواند بر رخدادهای جاری متمرکز شود .

در مورد افسردگی ، روان درمانی بکار گرفته می شود تا به اتفاق شخص بیمار تضادهای درونی را به احساس تقصیر و ستیزه جویی گشوده است مورد کاوش قرار دهند . به کمک روان درمانگر بیمار نا امید دارای فهم به رویدادهای دوره کودکی خویش دست می یابد .