نسبت به عمل، قاعده لاضرر

دانلود پایان نامه

اجیر شدن حضرت موسی قرآن در آیات ۲۵ ـ ۲۹ قصص به داستان اجیر شدن موسی به دست شعیب اشاره کرده، می‌گوید: شعیب پس از پیشنهاد یکی از دخترانش مبنی بر به خدمت گرفتن موسی × به وی گفت: ﴿اِنّی اُریدُ اَن اُنکِحَکَ اِحدَی ابنَتَیَّ هـتَینِ علیان تَأجُرَنی ثَمـنِیَ حِجَج فَاِن اَتمَمتَ عَشرًا فَمِن عِندِکَ﴾ من می‌خواهم یکی از این دو دختر را به نکاح تو درآورم؛ به این شرط ۸ سال برای من کار کنی و اگر ده سال را تمام کردی، اختیار با تو است.
قبل از اینکه وارد ارتباط اجاره با پورسانت بشویم لازم است یک نکته دیگر را یادآور شویم.
اجیر بر دو نوع است: فردی که متعهد می‌شود عملی را شخصاً در مدت معیّنی انجام دهد و حق ندارد در این مدت، بدون اجازه مستأجر برای فرد دیگری کاری انجام دهد را اجیر خاص یا مقیّدگویند. کسی که عملی را بدون تعهّد مباشرت و تعیین مدّت، متعهّد می‌شود یا در یک زمان، اجیر اشخاص متعدّد می‌گردد را اجیر مشترک یا مطلق گویند.
ب) اجیر خاص
تعریف‌های گوناگونی از اجیر خاص شده است که به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌شود:
کسی که خود را برای انجام کاری مباشرتاً در مدّت معین یا برای کاری معین با تعیین آغاز زمان آن و ادامه دادن آن بدون وقفه تا تمام شدن کار اجاره دهد.
کسی که خود را برای انجام کاری در مدّت معین اجاره دهد به‌گونه‌ای که مدّت، قید عمل باشد نه شرط آن.
کسی است که خود را به دیگری اجاره داده است؛ به‌گونه‌ای که همه‌ی منافع یا منفعت خاصی از او مانند خیاطی، در مدّت معین، از آن مستأجر باشد یا کسی که خود را برای انجام کاری در مدّت معین اجاره دهد و یا اعتبار مباشرت در عمل یا اعتبار بودن آن در مدّت معین و یا هر دو به نحو شرط باشد نه قید. تعریف سوم اعم از سایر تعاریف است زیرا صورت شرط شدن وقوع فعل در زمان معین از موارد اجیر خاص بنا بر تعریف سوم است. درحالی‌که بنا بر تعریف دوم این مورد از اجیر خاص بیرون است. تعیین آغاز زمان عمل و ادامه آن تا مرحله پایانی کار، در حکم تعیین مدّت است. از این موضوع در باب اجاره بحث شده است.
با توجه به اینکه منافع چنین اجیری اختصاص به مستأجر دارد به او اجیر خاص می گویند. لذا او نمی‌تواند نسبت به عمل مشخص که در زمان مقرر انجام می‌دهد غیر مستأجر را شریک کند، در نتیجه اگر اجیر خاص در آن زمان مقرر کاری را برای غیر مستأجر انجام دهد سه حالت دارد، یکی اینکه انجام آن کار بر اساس عقد اجاره باشد، یعنی شخص دوم هم او را برای کاری اجیر کرده باشد. دوم اینکه در غالب جعاله باشد و سوم اینکه تبرعی باشد.
با ملاحظه‌ی احکام بالا می‌شود اخذ پورسانت توسط مأمور خرید دولتی و یا غیردولتی در قالب قرارداد و مسئولیت خریدوفروش را با اجیر خاص منطبق دانست. لذا فارغ از دلایل و مستندات دیگر می‌شود نتیجه گرفت که با قبول این نکته مسئول خرید در زمانی که حین قرارداد و در واقع عقد اجاره قرار دارد اگر در راستای منافع خودش در قالب کاری که به عهده گرفته است منفعتی کسب کند، محل اشکال است. مأمور خرید نیز از مصادیق اجیر خاص است و صرفاً در جهت مصالح موجر باید عمل کند.
ج) اجیر مطلق
صاحب جواهر در کتاب خود آورده است که: اجیر مشترک می‌تواند بدون اذن مستأجر برای خود یا دیگری کار کند.
با کمی تأمل در شرایط و احکام اجیر مطلق می‌شود با کمی تسامح شرایط این نوع اجاره را مانند دلالی دانست. به‌هرحال به دلیل عدم تعهداتی که موجر در این نوع از اجاره دارد نمی‌شود کسب منافع را در حین اجاره از وی دریغ کرد؛ بنابراین کسب کمیسیون و یا پورسانت در این نوع اجاره در خلال معاملاتی که به عهده موجر است علی‌الظاهر بلامانع است.
4. 1. 7. 2. قواعد فقهی
در روزگـار غـیبت، فقهای اسلام با الهام و بهره‌وری از منابع و متون اسـلامـی، قـواعـد فقهی بسیاری را بیرون آورده و عرضه کرده‌اند قاعده‌هایی کـه گـاه در یـک بـاب و گـاه در چند باب و گاه در سرتاسر فقه کـاربـرد دارنـد.
قاعده‌هایی که به فقه نشاط و شادابی و پویایی می‌بخشند و فقیه را در پاسخ‌گویی به پرسش‌های نوپیدا یاری می‌رسانند.
تـفـاوت آن با دیگر احکام به این است که این قواعد، فراگیرند، برخلاف دیـگـر احـکام شرعی که به مورد روشن و شناخته‌شده‌ای اختصاص دارند و از بـرابرسازی قواعد بر نمونه‌ها و مصداق‌های آن، می‌توان احکام شرعی بـسیاری را به دست آورد. قواعد فقهی و دیگر احکام شرعی در بهره‌گیری از تراز و قاعده‌های اصولی یکسان‌اند.
الف) قاعده لاضرر
مفهوم لغوی ضرر و ضرار