تاجفل و ترنر(1981) بر این باورند که داشتن تصورات قالبی، وسیله ی خوبی است که اعضای درون گروه برای توجیه رفتار اعضای برون گروه به کار می بردند(تصورات قالبی نوعی ساز و کار دفاعی است که فرد را قادر می سازد تا رفتارهای دسته های خاص اجتماعی را توجیه کند و نگرش فرد را نسبت به آنها شکل می دهد). نقطه نظرات منفی راجع به برون گروه امکاناتی فراهم می آورد تا با کاستن از جنبه های خوب اعضای برون گروه، آن ها را کاملا از یکدیگر متمایز کنند و به این ترتیب سطح هویت اجتماعی اعضای گروه را تعیین کنند. وقتی برای یک تشکیل یک گروه، مثبت بودن هویت اجتماعی اعضای آن مورد نظر نباشد، ممکن است افراد بخواهند پایگاه نسبی گروه را تغییر داده و یا اینکه گروه را برای پیوستن به یک گروه بهتر ترک کنند.تاجفل می گفت افراد هویت اجتماعی خود را با تعریف گروههایی که به آن تعلق دارند و برون گروههایی که عضو آن نیستند شکل می دهند (اسپیرز،1391: 79).
پژوهش های مربوط به هویت اجتماعی نشان می دهد که پیشداوری و تصورات قالبی در میان گروه ها حتی در نبود اهداف متعارض نیز رخ می دهد. هنری تاجفل و همکاران او برخلاف نظریه پردازان واقع گرا، این نکته را دریافتند که تخاصم و ستیزش در ارتباط با برون گروه (گروه های دیگر) در غیاب هرگونه تفاوت عقلایی یا قابل قبول میان گروه ها، بواسطه نبود تعامل میان آنها شکل می گیرد. طبق مشاهدات و تجاربی که تاجفل در مطالعات خویش به آن دست یافت این ایده مطرح شد که در شرایطی که دو گروه اساساً با هم تعامل نداشته اند شاهد نوعی جانبداری از گروه خود و تصورات منفی و متخاصم در برابر برون گروه هستیم. طبق نظریه هویت اجتماعی(تاجفل و ترنر) تعصب و پایبندی درون گروهی، از جایگاه به نسبت عالی اعضای درون گروه حمایت می کند و از طریق آن، هویت اجتماعی برای اعضای درون گروه فراهم می شود و عزت نفس آنها را برآورده می سازد(هوگتون،2009:172 به نقل از اشرف نظری،1391).
هنری تاجفل(1981) بین تصورات قالبی و تصورات قالبی اجتماعی تمایز قایل می شود: برخی از تصورات قالبی ما منحصر به فرد است و فقط بر تجارب فردی ما متکی است اما برخی دیگر تصوراتی است که دیگر اعضای گروه های خودی نیز در آن سهیم هستند. آن دسته از تصورات قالبی که ما با دیگران در آن سهیم و شریک هستیم، تصورات قالبی اجتماعی ما به شمار می روند. تصورات قالبی وقتی اجتماعی هستند که در میان تعداد زیادی از افرادی که در گروه ها و یا هستی های اجتماعی حضور دارند، مشترک باشند. تاجفل معتقد بود تصورات قالبی پنج کارکرد دارند، دو کارکرد آن در سطح فردی و سه کارکرد دیگر در سطح گروهی قرار دارد. کارکردهای فردی این است که تصورات قالبی کمک می کنند تا محیط اجتماعی سازمان یابد و در عین حال ساده شود، همچنین این تصورات ارزش های اجتماعی را معرفی و حفظ می کنند. کارکرد در سطح گروهی نیز این است که تصورات قالبی رویدادهای اجتماعی گسترده را تبیین می کنند، اشکال مختلف عمل جمعی را توجیه کرده و تمایز مشخص بین گروهی را به وجود می آورند(اسپیرز،1391: 146).
در چارچوب این دیدگاه، ما در جهانی تقسیم شده بر پایه مؤلفه هایی نظیر مذهب، ملیت، نژاد، طبقه اجتماعی و بسیاری از عوامل متمایزکننده دیگر زندگی می کنیم. این گروه بندی های اجتماعی، هویت و زندگی ما را شکل می دهند و متأثر از برخی عوامل نظیر پذیرش، تعلق اجتماعی، قواعد و هنجارها، ارزش ها و باورها احساس تمایز از دیگران را در ما فزونی می بخشد. تصورات قالبی هنگامی بیشتر تقویت می شود که اعضای درون گروه آن را پشتیبانی کنند و یا اعضای برون گروه با آن مخالفت کنند(استفان و دیگران،2009: 43). بنابراین با توجه به این نظریه می توان گفت جنسیت، طبقه اجتماعی و قومیت افراد (گروه های هویتی که به تعلق دارند) بر تصورات قالبی آنها نسبت به دیگران تأثیرگذار است.
2-2-1-3- نظریه تصورات اجتماعی: سرژموسکوویچی
از آنجاکه فاعل ها یکسان نیست، یعنی افکار و فرهنگ مردم یکسان نیست و به عبارتی سرمایه های فرهنگی انسانها همانند نیست، پس تصور چیزی خاص از فردی به فرد دیگر فرق می کند. به همین ترتیب قاعده تصور یک چیز، از یک طبقه به طبقه دیگر فرق می کند که این تصورات بر اعمال افراد تأثیر می گذارد پس تصور اجتماعی می تواند وسیله ای باشد که توسط آن کنش انسانی را هدایت کرده موقعیت او را در جامعه مشخص و در نتیجه، طبقه اجتماعی، مقام و منزلتش را به جامعه معرفی می کند. از این رو می توان گفت تصورات اجتماعی اصولی هستند که جهت گیری و تشخیص موقعیت اجتماعی را فراهم می کند و این موقعیت اجتماعی به شبکه ارتباطات اجتماعی پیوسته است. زمانی که با محیط اطراف خود ارتباطاتی برقرار کردیم، به دنبال آن ارتباطات تصورات اجتماعی را می سازد و سپس تصورات اجتماعی، روابط بین انسانها را هدایت می کند. درواقع هر تصوری، رفتاری را در پی خواهد داشت موسکوویچی معتقد است که تصورات زاییده ارتباطات است (منادی، 1383 : 14-12) طبق نظر مولن(1991) اندازه گروهی که تصوری قالبی از آن در ذهن داریم، بر نگرش ما نسبت آن گروه مؤثر است. در کل هر چه گروه کوچک تر باشد، تصورات قالبی ما از آن گروه ساده تر است. اندازه گروه می تواند بر نحوه شکل گیری تصورات قالبی ما نیز تأثیر بگذارد. هر چه گروه کوچک تر باشد، بیشتر احتمال می رود تصورات قالبی خود را بر اساس چیزی ایجاد کنیم که فکر می کنیم یک عضو مشخص و حد وسط افراد آن گروه به آن شبیه باشد. هر