پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه کارشناسی ارشد :واژه‌نامه نجومی و تنجیمی بندهشن‌

تکه ای از متن پایان نامه :

ستاره واحد را نشان می‌دهند و با هم یکی هستند؛ چراکه املای پازند واژه پهلوی abar ، awar می باشد (نیبرگ، 1974: 22) و اکثر واژه های پهلوی که به -ag [-k’] ختم می‌شوند، املای پازندشان به -a ختم می‌گردد.[1] پس، برخلاف نظر اکثر پژوهشگران تلفظ صحیح این واژه در پهلوی Abarag [ˀp̄lk’] و املای پازند آن Awara می‌باشد.

ریشه شناسی: واژه abar مطابق مکنزی (1373: 48) «برتر، بالاتر» می باشد و از ترکیب آن با پسوند اسم ساز -ag [k’] واژه Abarag به معنی «بلندپایه، متعالی» ساخته می‌گردد. مطابق دهخدا نیز واژه «بَر» به معنای «فراز، بالا» می باشد. این منزل قمر مطابق با منزل عربی «طَرف» می باشد که در امشاسپندان هستند، گاه ابرگران برابر با پایه ششم آسمان یا گاه امشاسپندان می باشد. (برای توضیحات بیشتر رک. gāh ī Amahraspandān و pāyag)

ریشه شناسی: ترکیب اضافی abargarān gāh از جمع واژه abargar + gāh تشکیل شده می باشد. خود واژۀ abargar از صفت abar + واژۀ gar ساخته شده می باشد. از آنجا که صفت abar در ترکیبات معنی «آسمانی» می‌دهد (نیبرگ، 1974: 22) و gar به معنی «خالق، سازنده، کننده» می باشد، واژه abargar به معنای «خالق آسمانی» یا همان «ایزد و خدا» می باشد. برای ریشه شناسی abar و gāh ، به سرواژه های abar-āmadan و gāh مراجعه کنید. مطالعه ریشه شناختی gar در زیر آمده می باشد: ایرانی آغازین: *kara- از ریشه *kar- «کردن، ساختن» (چئونگ، 2007: 236)؛ سانسکریت: اسم kará- «کننده، سازنده» (مونیرویلیامز، 1960: 253) از ریشه kar- «کردن، ساختن» (مایرهوفر، 1992: 307-308)؛ ریشه ضعیف kṛ- (مونیرویلیامز، 1960: 301)؛ اوستایی: kairiia- «کار» (رایشلت، 1911: 226) از ریشه kar- «کردن» (بارتولومه، 1904: 444؛ رایشلت، 1911: 225)؛ در ترکیب uparō.kairiia- به معنی «اَبَرکار» (نیبرگ، 1974: 22)؛ و همچنین «کُنندۀ برتر» (رایشلت، 1911: 224)؛ فارسی باستان: kara- «کننده» از ریشه kar- (کنت، 1953: 179)؛ فارسی میانه: در ترکیب abargarān gāh (بهار، 1345: 22؛ نیبرگ، 1974: 22؛ مکنزی، 1373: 28)؛ و apargar «برتر» (دومناش، 1945: 266)؛ فارسی میانه ترفانی: kar- از ریشه kird- (هنینگ، 1977: 202)؛ پهلوی اشکانی ترفانی: kar- از ریشه kird- (گیلن، 1966: 57)؛ پهلوی کتیبه ای: -kar از ریشه kard- (ژینیو، 1972: 19)؛ پهلوی اشکانی کتیبه ای: -kar از ریشه kard- (ژینیو، 1972: 49)؛ پازند: gar در awargar (نیبرگ، 1974: 22) از ریشه kard- (نیبرگ، 1974: 114)؛ فارسی نو: بَرکار «مسلط به کار» (دهخدا).

  • §§

[1]  مثالهایی از این نمونه در زیر آمده می باشد: apēcak ، [Paz. awēža, awīža] (نیبرگ، 1974: 27)؛ [Paz. ardī] artīk و aržānīk [Paz. arząī] (نیبرگ، 1974: 30)؛ āržōk [Paz. ārzū] (نیبرگ، 1974: 31)؛ [Paz. xasasta] asištak (نیبرگ، 1974: 32)؛ astānak [Paz. astāna] (نیبرگ، 1974: 32).

واژه‌نامه نجومی و تنجیمی بندهشن‌

برای دیدن تکه های بیشتری از این پایان نامه و دانلود فایل پایان نامه با فرمت ورد ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه