دکتر کاتوزیان در تبیین ماهیت ریاست مرد از آن با عنوان حق و تکلیف یاد می کند (کاتوزیان، 1388: 666). زیرا در نگاه نخست ریاست بر خانواده بیشتر شبیه یک حق است، زیرا اختیاراتی که مرد در اداره خانه دارد و حقوق ناشی از این اختیارات و با توجه به این که مطابق قانون هیچ کس نمیتواند این اختیارات را از وی بگیرد این موضوع از این جهت به عنوان یک حق جلوه می نماید، ولی از سوی دیگر باتوجه به این که طبق ماده 1105 قانون مدنی ریاست خانواده از خصایص شوهر است و این ماده جنبه امری دارد و شوهر نمی تواند ضمن قرارداد خصوصی آن را به دیگری واگذار نماید و البته با تکالیفی که به تبع اعطای این امر به مرد بر عهده وی نهاده می شود ریاست مرد بر خانواده و به خصوص همسر، شبیه یک تکلیف نیز می باشد. در قرآن نیز به نوعی به این امر اشاره شده، آنجاکه خداوند در آیه 34 سوره نساء ریاست خانواده را بر عهده مرد می نهد بلافاصله در مقابل چنین حقّی، تکلیفی را به عهده شوهر قرار می‏دهد و می‏فرماید: «و بما انفقوا من اموالهم»؛ یعنی این سرپرستی به خاطر تعهّداتی است که مردان در مورد انفاق کردن و پرداخت‏های مالی در برابر زنان و خانواده به عهده دارند.
مثال بارزی که در قانون می توان در این خصوص آورد حضانت طفل میباشد. قانونگذار در ماده 1172 قانون مدنی نگهداری از طفل را به عنوان یک تکلیف برای ابوین معرفی میکند که در صورت استنکاف اجبار خواهند شد. از سوی دیگر در ماده 1175 قانون مدنی مقرر میدارد که طفل را نمیتوان از ابوین یا از پدر یا مادری که حضانت با اوست گرفت مگر در صورت وجود علت قانونی.
به هر حال باید گفت که ریاست بر خانواده را خواه حق، خواه تکلیف و خواه آمیزه ای از این دو در نظر بگیریم، اعطای این عنوان به مرد حقوق و تکالیفی را برای وی در پی دارد. یعنی با عهده دار شدن ریاست خانواده توسط مرد یک سری حقوق و تکالیف بر دوش وی نهاده می شود، که البته این امر نتیجه منطقی پذیرش مسولیت توسط وی می باشد. چرا که اگر مدیریت و ریاست بر یک مجموعه از یک سو برای شخص تکالیف و مسولیت هایی در پی داشته باشد از سوی دیگر برای اینکه وی به خوبی بتواند از عهده این مسولیتها برآید باید اختیاراتی نیز داشته باشد تا در اداره هر چه بهتر این مجموعه بتواند موفق تر باشد. عدالت اقتضا می کند که حقوق و تکالیف بر اساس توانایی های روحی و طبیعی و جسمی بین زن و مرد تقسیم شود. از این رو در حقوق اسلام، همان طوری که تکلیف انفاق و تامین هزینه زندگی خانواده بر عهده مرد نهاده شده است، زن نیز در مقابل مکلف شده تا از مرد به عنوان رئیس تشکل خانواده، اطاعت نماید. قانون مدنی بعد از اینکه در ماده 1105 ریاست خانواده را به مرد می سپارد، طی مواد دیگری حقوق و تکالیفی را نیز برای وی مقرر می کند که لازمه ریاست و مدیریت مرد می باشد. این موارد به شرح زیر می باشند:
الف) تعیین مسکن و اقامتگاه
اختیار تعیین مسکن باشوهر است و هر منزلی را که شوهر انتخاب می کند، زوجه موظف به اقامت است. در ماده 1114 قانون مدنی در این خصوص آمده است: « زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی گزیند، مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد »، که اگر چنین اختیاری به وی داده نشده باشد وی نمی تواند از زندگی در محلی که شوهر تعیین میکند ، خودداری نماید و در اینصورت امتناع وی یکی از موارد عدم تمکین می باشد. شوهر نیز وظیفه دارد که او را در محل سکنای خود بپذیرد. البته قانون مدنی در خصوص این وظیفه شوهر حکم صریحی ندارد ولی عرف مسلم آن را از لوازم حسن معاشرت با زن میداند که در ماده 1103 از تکالیف زوجین شمرده شده است. نتیجه منطقی اعطای چنین اختیاری، تکلیف تامین مسکن می باشد که بر عهده مرد گذاشته شده است.
مطابق ماده 1005 قانون مدنی « اقامتگاه زن شوهردار همان اقامتگاه شوهر است…». پس اگر محل سکونت زن و شوهری در کرج باشد ولی مرکز مهم امور شوهر و در نتیجه اقامتگاه او در تهران باشد، اقامتگاه قانونی زن نیز به تابعیت از او در تهران است، هر چند که هیچ گونه رفت و آمدی به تهران نداشته باشد.
ب) تاثیر در کسب تابعیت
به موجب بند 6 ماده 97 قانون مدنی « هر زن تبعه خارجی که شوهر ایرانی اختیار کند »، تابع ایران محسوب می شود. یعنی نتیجه ریاست شوهر بر خانواده اینست که تابعیت او بر زن تحمیل خواهد شد.
ج) ولایت بر فرزندان و تربیت آنها
مرد در خانواده از جهت ولایت بر فرزندان، ریاست و سرپرستی امور آنها را به عهده دارد. البته باید گفت که افرادی که در خانواده تحت ولایت و سرپرستی پدر قرار می گیرند تنها فرزندان صغیر نمی باشد، بلکه مطابق ماده 1180 قانون مدنی اشخاص غیر رشید و مجانینی که عدم رشد یا جنونشان متصل به صغر بوده نیز در پناه حمایت پدر قرار دارند. لازم به ذکر است که نگاهداری و تربیت فرزندان بر عهده پدر و مادر است، و آن دو باید در این زمینه با یکدیگر همکاری کنند، ولی اداره دارایی فرزندان صغیر و محجور تنها با پدر است و تا زمانی که او زنده است و لیاقت و توانایی اجرای وظایف خود را داراست مادر هیچ اختیاری در این باب ندارد ( مواد 1168 و 1180 قانون مدنی). پس باید بین دو مفهوم ولایت و حضانت تفاوت گذارد. ولایت بر فرزندان با پدر و شامل اداره دارایی و نمایندگی او در کلیه امور مربوط به اموال و حقوق مالی مولی علیه است (کاتوزیان، 1389: 176)؛ ولی حضانت یا نگاهداری طفل با پدر و مادر و در صورت فوت یکی از آنها به طور مستقل با دیگری است ( ماده 1171 قانون مدنی ).
اما در خصوص تربیت فرزندان باید گفت که بی تردید مهمت
رین بخش از مسولیت والدین نسبت به فرزندان به تربیت آنها مربوط میشود. برخلاف تدبیر امور مالی و اداره صغیر که به پدر واگذار شده است، قانونگذار در مورد مراقبت و تربیت او مادر را در کنار پدر قرار داده و حضانت را حق و تکلیف ابوین معرفی کرده ( ماده 1168 قانون مدنی ) و ابوین را مکلف کرده که به تربیت طفل اهتمام ورزند ( ماده 1178 قانون مدنی ) و حتی حق تادیب و و تنبیه را برای هر دوی آنها به رسمیت شناخته است ( ماده 1179 قانون مدنی ).
با وجود این باید اذعان داشت که موقعیت ناشی از ولایت پدر و ریاست او بر خانواده ایجاب می کند که در صورت اختلاف سلیقه در این زمینه نظر وی به عنوان رییس خانواده، مقدم بر نظر مادر باشد.
یکی از نتایج اعطای چنین حقی به پدر، مسولیت خسارات ناشی از نقص تربیت به دیگران است ( کاتوزیان، 1388: 711).
د) تامین معاش خانواده ( نفقه )
اولین و شاید مهمترین وظیفه ای که اسلام بر دوش مرد گذاشته تأمین معاش و مایحتاج زندگی خانواده است، چون مهمترین عامل که موجب بقای خانواده و سلامت آن می‌شود مسئله اقتصاد و مایحتاج زندگی است. در منابع اسلامی چه در قرآن کریم و چه در روایات معصومین تأکیدات خاص بر این امر شده است. خداوند در قرآن کریم در آیه 34 سوره نساء پس آنکه سرپرستی خانواده را به مرد می سپارد می فرماید: «…بما انفقوا من اموالهم»
خداوند متعال در این آیه، حقّ ریاست برخانواده و سرپرستی و تدبیر امور خانواده را به دلیل برتری ‏های طبیعی جنس مرد، به او سپرده است و در مقابل، مرد مکلّف شده است که مخارج و هزینه زندگی مشترک را تأمین نماید.
در ذیل آیه بحث های فراوان وجود دارد اما آنچه مربوط به بحث ماست این است که خداوند اولاً مردان را سرپرست و قیم خانواده معرفی می‌کند (الرجال قوامون علی النساء). ثانیاً مشخصا روی مسئله ی اقتصادی و مخارج زندگی خانواده تأکید می کند (بما انفقوا من اموالهم). این نکته گرچه به صورت جمله خبری بیان شده است، ولی چنانچه گفته شده است جمله خبری تأکیدی بیشتر از جمله امری دارد؛ یعنی در این آیه این نکته به صورت جدی نهفته است که مردان باید برای تأمین زندگی خانواده شان تلاش کنند و این یک تکلیف و وظیفه است برگردن مرد. البته این که تأمین نیازمندی خانواده وظیفه مرد است منافات با کار و تلاش سایر اعضای خانواده از جمله زن ندارد، بلکه اولویت تأمین معاش با مرد است و این به خاطر مزیت ها و توانایی های مرد است.
روایات متعددی در مورد تلاش برای تأمین نیازمندیهای خانواده وجود دارد از جمله این حدیث معروف است که :  « الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله »، این حدیث معروف هم به پیامبر اسلام(ص) نسبت داده شده است و هم به معصومین دیگر ( کلینی، 1388: 88 ). در این حدیث کسی که برای تأمین معاش و مخارج زندگی خانواده اش تلاش می‌کند به مجاهد در راه خدا که جانش را نثار می‌کند تشبیه شده است.
بدین وسیله‌، مرد و سرپرست خانواده وظیفه دارد که در برابر زن و فرزندان خود، برای پرداختن هزینه‌ های زندگی و تأمین زندگی آبرومندانه آنها تلاش و فعالیت نماید. از امام صادق‌ سؤال شد: حق زن بر عهده شوهرش چیست‌؟ فرمود: او را از جهت غذا و خوراک تأمین کند و پوشاک و لباس او را بدهد و اگر از روی غفلت و نادانی خلافی کرد از او درگذرد (کلینی، 1388: 513). زن وشوهر باید در اداره خانواده یکدیگر را یاری کنند. ولی چون ریاست این گروه را مرد عهده دار است، قانونگذار او را موظف به تامین معاش خانواده می داند. این تکلیف شوهر از طریق دادن نفقه انجام می شود که خود این تکلیف از توابع ریاست او بر خانواده است.