پایان نامه درباره سرطان پستان، هورمون رشد

فسفریله می‌کنند. این فسفریلاسیون منجر به غیر فعال شدن Rb می‌شود که در نهایت سبب آزاد‌سازی هیستون دِ استیلاز و القاء رونویسی از ژن‌های ویژه می‌شود. نوعی از سیکلین‌های نوع E به cdk2 فعال شده متصل می‌شود و سبب افزایش میزان فسفریلاسیون در Rb و سوبسترا‌های دیگر می‌شود. در وضعیت‌ هایپو‌فسفریله، Rbفاکتور E2F را رها می‌کند که می‌تواند رونویسی از بسیاری از ژن‌های ضروری برای همانند‌سازی DNA، میتوز و ژن‌های کنترل‌ کننده عبور از فاز‌های بعدی سیکل سلول را فعال کند.یک سیکلین نوع A نیز به cdk2 متصل می‌شود تا سوبسترا‌های جدید در طول فاز S را فسفریله کند(بیدگلی,2010). بازدارنده‌های کیناز وابسته به سیکلین مانند پروتئین‌های INK4, P27, P21 و پروتئین‌های دیگر تشکیل کمپلکس‌های فعال Cyclin- cdk را تنظیم می‌کنند. کلسی تریول و سایر استروئید‌های خانواده ویتامین Dدر بسیاری از انواع سلول‌ها P21 را القاء می‌کنند. اهمیت P21 در عمل ضد تکثیری ویتامینDدر خطوط سلولی? سرطانی پروستات دیده شده است. همچنین مشاهده شده که 1,25 (OH)2D3هم mRNA و هم پروتئین P21 را القاء می‌کند این القا از طریق مکانیسم‌های مختلفی انجام می‌شود. پرو‌موتور P21 محتوی یک VDRE
است وفعال‌سازی رونویسی ژن به طور مستقیم با اتصال به VDR انجام می‌شود(لویی و همکاران ,11996). و در تحقیقات دیگری دیده شده که این القاء با واسطه فاکتور رشد شبه انسولینی صورت می‌گیرد که به IGFBP3 متصل می‌شود.1.25(OH)2Dسبب افزایش mRNAو خود پروتئین IGFBP3می‌شود (باران و همکاران, 2000 2).
شکل1 -5:اثر ویتامین D بر سیکل سلولی
1-12-1اثرات ضد التهابی تهاجم ومتاستاز :
انواع محرک التهابی مزمن به عنوان یک عامل خطر برای توسعه سرطان پستان به رسمیت شناخته شده اند سرطان های التهابی با حضور سلول های التهابی در محل تومور وبیان بالا از واسطه های التهابی مشخص شده است مانند سیتوکیناز ها,کیناز ها و پروستاگلاندین ها در بافت تومور 1.25(OH)2D3بیان چندین ژن که درگیر در مسیر پروستاگلاندین ها هستند را سرکوب می کند چندین مطالعه در شرایط ivivo,invitroدر سرطان پستان نشان داده اند که 1,25(OH)2D3به طور قابل توجهی کاهش بیان سیکلواکسیژناز(COX-2) و تحریک سطح
?
PGDH-15 را نشان داد اما چندین مطالعه تجربی نشان داد ارتباط معکوس بین VDR وcox-2 و 15- هیدروکسی پروستاگلاندین دهیدروژناز و هم چنین بین PGE2وسطح 1,25(OH) 2D3یک پیوند امکان پذیر بین ارتباط VDRوژن هدف و متابولیسم پروستاگلاندین در سرطان پستان و سرطان تخمدان نشان داد و جالب توجه است که یک اتصال محکم بین COX-2و آروماتاز در بیماران مبتلا به سرطان پستان مشاهده شد 1,25(OH)2D3.بیان آروماتاز را در سلول های سرطانی کاهش می دهد و منجر به کاهش سنتز استروژن می شود.
2 مکانیسم تنظیمی پایین از 1,25(OH)2D3 از طریق آروماتاز در سرطان سینه وجود دارد .
الف)یک سرکوب مستقیم از رونویسی آروماتاز از طریق پروموتورIIب) یک اثر غیر مستقیم به علت کاهش در سطح و فعالیت PGE2 که یک محرک عمده رونویسی آروماتاز از طریق پروموتور II در سرطان پستان است1,25(OH)2D3نیز تنظیم پایین سطح ER+ از طریق سرکوب مستقیم رونویسی و تنظیم پایین E2و گیرنده ER+ باعث کاهش قابل توجهی از سطح استروژن در سلول های سرطانی می شود سلول های سرطان پستان ER- در شرایط invitro تهاجمی هستند و در invivo بسیار متاستاتیک هستند 1,25(OH)2D3پتانسیل تهاجمی را در سلول های سرطانی کاهش می دهد (فنگ وهمکاران,2002).
1-12-2اثرات ویتامین D بر روی آپوپتوز:
آپوپتوزیک مکانیسم فیزیولوژیکی از دست دادن سلول است آپوپتوز نقش مهمی در توسعه ودگر دیسی توان اندام ها در بسیاری از بیماری ها از جمله سرطان پستان دارد القاء آپوپتوزیس بوسیله ویتامین Dیک نقش کلیدی در توقف رشد سلولی ایفا می‌کند. در بسیاری از انواع سلولی آنالوگ های ویتامین D محتوای پروتئین‌های تنظیمی آپوپتونیک خانواده bcL-2 را تغییر می‌دهند.ویتامین D بر سطح پروتئین‌های پرو‌آپوپتوتیک (bax-bak)و پروتئین‌های آنتی‌آپوپتوتیک(bcl-2, bcl-xl)تأثیر می‌گذاردو توازن این پروتئین‌ها را به سمت آپوپتوزیس تغییر می‌دهد(فنگ وهمکاران,2002).
1-12-3اثرات ژنومی از 1,25(OH)2D3:
به طور کلی اقدامات اصلی 1,25(OH)2D3با واسطه از طریق مسیر ژنومی که شامل اتصال هورمون به گیرنده ویتامینD داخل سلولی (VDR) با وزن ملکولی 50-48کیلو دالتون به طور کلی پذیرفته شدپژوهش های آنالیز عملکردی نشان داد که VDR متعلق به یک خانواده بزرگ از گیرنده های استرو ئیدی است که بخشی از یک ساختار دامنه عملکردی است این ساختار توسط یک آمینو متغییر ترمینال-N مشخص می شود که یک دامنه متصل شونده بهDNAمرکزی (DBD) با حفاظت بالا و یک دامنه متصل شونده به لیگاند (LBD) واقع در کربوکسی ترمینال -C و مرتبط با DBD دارد DBDواسطه اتصال VDRبه DNA است و درگیر تعاملات پروتئین – پروتئین است در حالی کهLBD متصل به لیگاند است و برای تشکیل دایمر گیرنده وتماس با کوفاکتور ها از طریق منطقه مارپیچ قطعی شده و به عنوان دامنه فعال (AF-2) شناسایی شده LBD شامل تعداد باقی مانده سرین است که به عنوان یک عامل اساسی در فعالیت تنظیم رونویسی VDR به کار گرفته می شود در حال حاضر فرض بر این است که VDR قرار گرفته در هسته و با دیگر هسته ها ترجیحا با گیرنده رتینوئید اسید(RXR) کمپلکس دایمر تشکیل می دهند .همان طور که 1,25(OH)2D3 یک ملکول لیپوفیلیک کوچک است می تواند به راحتی درغشای سلول نفوذ کند و در نتیجه توسط سلول انتشار یابد. در سلول1,25(OH)2D3 با تمایل بالا به VDR متصل می شود که سپس موجب تثبیت ترکیبات آگونیستی LBD می شود. در ترکیبات آگونیستی ساختارVDR قادر به برقراری ارتباط با همکاری کننده فعال پروتئین است که باز شدن کروماتین را از طریق به کار گیری استیلاز هیستون میانجی گری می کند. نوع دوم از فرم همکاری کننده فعال برقراری ارتباط با دستگاه رونویسی پایه است و از طریق پروتئین های میانجی باعث تحریک ژن های هدف می شود در مقابل در غیاب لیگاند VDR با پروتئین -Reperessor Coتعامل دارد که باعث به کارگیری دی استیلازی نزدیک کروماتین و در نتیجه منجر به سرکوب رونویسی ژن می شود(نمر وهمکاران,1994).
1-12-4اثرات غیر ژنومی1,25(OH)2D3:
علاوه بر مسیر های ژنومی حضور مسیر های غیر ژنومی هم در بافت های مختلف نشان داده شده است مسیر های غیر ژنومی شامل تنظیم دریچه ولتاژ کانال کلسیم, باز کردن کانال های کلرید , فعالیت مدولاسیون PKCکه در نهایت منجر به شروع پاسخ بیولوژیکی از جمله مهار تکثیر سلولی , تحریک تمایز سلولی است اخیرا مطالعات نشان داده است نسلی از این پاسخ سریع را از طریق گیرنده های غشایی با خواص متصل شونده به لیگاند های مختلف از هسته VDR .انکیسین II پیشنهاد شده به عنوان یکی از گیرنده غشایی خاص 1,25(OH)2D3(نمر وهمکاران,11994).انکسین II و Er P57 یک پروتئین تیول ردوکتاز می‌باشند که گفته می‌شود این پروتئین‌ها گیرنده‌های غشایی هستند که واسطه اعمال غیر ژنومی ویتامین Dمی‌باشند(نمر وهمکاران,1994;باران و همکاران,2000)فرضیه غیر ثابت شده‌ای نیز وجود دارد مبنی بر اینکه فسفریلاسیون VDR بوسیله کیناز‌های فعال شده می‌توان میزان فعالیت VDR را تنظیم کند( هانتاکانگز و همکاران,2004 2).
1-13گیرنده ویتامینDVD (Vitamin D Receptor):
VDR در سال 1969 کشف شد و از آن زمان به بعد نقش VDR در سیستم غدد درون ریز و حضور عملکرد ان دربیش از 30 بافت و ارگان بدن مورد بررسی قرار گرفت(نویله وهمکاران ,2001). تا به امروز 60 پلی مورفیسم VDR کشف شده است که در پروموتور در اطراف اگزون های9-2در منطقه 3-UTRقرار ?دارند(گای و همکاران, 32003)متعلق به یک خانواده از فاکتور تنظیم کننده رونویسی است که شامل هورمون استروئیدی است.VDR توسط یک ژن بزرگ kb75کد گذاریی شده و قرار گرفته روی بازوی بلند کروموزوم (12q12-14- ) (اوکلی و همکاران, 2006) ومتشکل از 6پروموتورو مناطق نظارتی ,3 اگزون (1a-1b-1-c) در انتهای ‘5 که غیر کد کننده اند و8 پروتئین کد کننده در اگزون 9-2واقع در انتهای’3 است که اگزون 4-2 کد گذاری شده توسط اتصال DNA به دامنه پپتیدVDR که مسئول تعامل با VDREs در ژن های هدف است و اگزون 9-6 کد گذرای شده توسط اتصال لیگاند به دامنه که مسئول اتصال 1,25(OH)2D3 است از آن جایی که اثر ویتامین D از طریق گیرنده ویتامینD(VDR ) عمل می کند و این رسپتور واسطه انتقال سیگنال ها از چرخه ویتامین D به هسته سلول می باشد می تواند برروی رونویسی تعدادی از ژن ها مثل آن هایی که در کد کردن پروتئین های متصل شونده به هورمون رشد شبه انسولین نقش دارند اثر کند بنابراین سبب انتقال اثر فاکتور رشد شبه انسولینی بر روی رشد سلولی می شود.VDR یک واسطه مهم در اثر گذاری ویتامین Dدرسلول و دیگر میان کنش ها با سایر مسیرهای انتقال پیام درون سلولی است که بر پیشرفت سرطان تاثیر می گذارد بنابراین از نظر ژنتیکی پلی مورفیسم های آن مهم هستند(لویی و همکاران,1996).براساس تحقیقات ا انجام شده، ممکن است این پلی مورفیسم ها با برخی از بیماری ها، بخصوص برخی از انواع سرطان ها مانند سرطان پروستات، کولورکتال، پوست، تخمدان و پستان همراهی داشته باشند. در انتهای’3ژن,پلی مورفیسم های زیادی قرار دارد. در ناحیه محدود الاثرTru9Iپلی مورفیسم(TR/tr مطابق با نوکلئوتیدT/A )ودرناحیهBsmI(B/bمطابق نوکلئوتیدG/A)وهمچنین در ناحیه پلی مورفیسمیApaI(A/aمطابق با نکلئوتید T/G) که در اینترون 8واقع شده اند ودر عدم همبستگی با دیگر جهش های یافته شده و با ناحیه ی پلی مورفیسمTaqI(مطابق بانوکلئوتیدT/C)پیدا شده در اگزون 9 است
شکل1-6:جایگاه ژن VDR
فصل دوم
ادبیات و مستندات وسابقه و پیشینه تحقیق
ادبیات و مستندات وسابقه و بیشینه تحقیق
ارتباط پلی مورفیسم ApaI وTaqIو سرطان پستان در سال 1999:
JonneEو همکاران نشان دادند که الل ها در منطقه ‘3 از ژن VDR در ارتباط با خطر ابتلا به سرطان پستان استدر مطالعه هایی کهآن ها برروی 135 زن مبتلا به سرطان و 110زن بدون تاریخچه ابتلا به سرطان پستان انجامدادندمتوجه شدند ژنوتیپaو aaAPaIبه طور معنی داری ارتباط دارد باافزایش خطر ابتلا به سرطان وهم چنین آن ها یافتند که فراوانی الل T TaqI باعث افزایش خطر ابتلا به سرطان پستان می شود و آن ها هیچ ارتباطبین فراوانی الل FokIوسرطان پستان پیدا نکردند در همان سال در پژوهش دیگری توسط Lundin AC وهمکارانش نیز نشانی از همبستگی کلی بین جایگاه پلی مورفیک TaqIژن VDR پیدا نکردند اما بیماران فاقد ژنوتیپ TT یک خطر افزایش یافته معنی داری را برای متاستاز گره های لنفاوی نشان می دادند نتایج این پژوهش نشان داد که پلی مورفیسم ژن VDR ممکن است بر پیشرفت سرطان اثر بگذارد(کوران و همکاران,11999).
پلی مورفیسمBsmI،FokIوانتهای پلیAوسرطان پستان سال2000:
در تحقیقات دیگری که توسط Ingles SAو همکارانش در سال 2000 بر روی تنوعات اللی واقع درانتها، یا نزدیک به انتهای ‘3ژن VDR و نیز جایگاه پلی‌مورفیک Fok I واقع در انتهای ‘5ژن VDRانجام گرفت. نشان داد که بین جایگاه پلی‌مورفیک BsmI و پلی‌مورفیسم‌های واقع در انتهایPoly Aبا خطر سرطان پستان همبستگی وجود دارد، به طوری که این خطر با افزایش تعداد الل‌های B از جایگاه پلی‌مورفیکBsmI و افزایش الل‌های s(طول کوتاه) از جایگاه پلی‌مورفیک poly Aافزایش می‌یابد.ضمناً بین پلی‌مورفیسم کدون آغازی یعنی جایگاه
??
پلی‌مورفیک FokIو خطر سرطان پستان هیچ گونه همبستگی مشاهده نشد(آنجلز و همکاران,2000 2).
ارتباط پلی

دیدگاهتان را بنویسید