به فرموده این آیه، مقام انسان، از بسیاری از موجودات برتر است؛ اما آیا از فرشتگان هم بالاتر است؟ مفسران در پاسخ این سؤال، سخنان گوناگونی بیان کرده‌اند؛ اما به نظر می‌رسد که اصلاً آیه مورد بحث به برتری فرشتگان بر انسان‌ها یا بالعکس اشاره‌ای ندارد؛ بلکه تنها درباره برتری انسان‌ها بر حیوانات و گروه جن بحث کرده است؛ اما در پاسخ این سؤال که مقام یک فرشته برتر است یا انسان باید گفت که مقام یک فرشته از یک انسان معمولی بالاتر است؛ چرا که آنها در کمال پاکی و طهارت و خلوص نیت به سر می‌برند و از انسانی که خود را از رذایل و ناپاکی‌ها پاک نکرده، بالاترند. اگر اما همین انسان زمینی در مسیر کمالی که خدواند در پیش راه او قرار داده، حرکت کند، ممکن است به مقامی برسد که فرشتگان هم به آن مقام نرسیده باشند؛ چنان که در قرآن به صراحت از خضوع فرشتگان در مقابل حضرت آدم (علیه السلام) ـ که نمونه‌ای از انسان کامل بود ـ یاد شده است. در روایتی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌خوانیم: «خداوند عزوجل در ملائکه عقل را بدون شهوت نهاد و در حیوانات، شهوت را بدون عقل قرار داد و در آدمیزاد، هر دو را قرار داد. پس هر کس عقلش بر شهوتش چیره شود، از فرشتگان بهتر است و هر کس شهوتش بر عقلش غالب گردد، از حیوانات پست‌تر.»
(اِنَّ الذینَ یُؤذونَ اللهَ وَ رَسُولَه، لَعَنَّهُمُ اللهُ، فِی الدُّنْیا و الآخِرت، وَ اَعَدَّلَهُمْ عذاباً مُهیناً:
….. ایذا و آزار بندگان خدا، آزار خداوند و رسول او است. خدا بر آزار دهندگان در دنیا و آخرت لعنت فرستاده است و ایشان را به عذابی سخت وعده می‌دهد.)
(لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی:
هیچ اجبار و اکرامی در دین و پذیرش یا رد آن وجود ندارد، همانا راه تعالی و تباهی آشکارشده است.) با توجه به موارد مذکور می‌توان نتایج زیر را به دست آورد:
به نیکی می‌توان موضع شفاف و کاملاً مخالف قرآن را نسبت به آزار و ارعاب انسان‌ها دریافت. از بررسی مباحث فوق برمی‌آید که اسلام برخورد به شیوه‌ای که کرامت انسانی را دچار خدشه شود ظلم و تجاوز تلقی می‌کند و مستند آن را نیز قاعده سلطه مردم بر خویش، اصل برائت و مواردی دیگر بیان می‌دارد.
آنچه از طرف شارع مقدس در خصوص آداب معاشرت در جامعه انسانی مورد تأکید و توجه قرار گرفته، به کار بردن کلام نیک و پاک و احترام به یکدیگر می‌باشد و سرپیچی از این دستور که موجب اهانت به دیگری می‌شود حرام و گناه محسوب می‌گردد و مرتکب آن مستحق مجازات است.
در سوره نساء آیه شریف 148 می‌فرماید: «خداوند دوست ندارد که کسی به گفتار زشت به عیب خلق صدا بلند کند، مگر آنکه ظلمی به او رسیده باشد … » و در احادیث نقل شده است؛ از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: «در موردی که مردی، مرد دیگر را به غیر از مورد قذف سب کرده بود، که آن بزرگوار در پاسخ فرمود: تعزیر می‌شود و حتی در موردی که کسی به دیگری بگوید ای فاسق، باز آن امام در جواب فرمودند: حد نمی‌خورد، ولی تعزیر می‌شود. و شهید ثانی نیز در شرح لمعه چنین می‌گوید: «در مواردی مثل اینکه شخصی به دیگری بگوید ولد حرام، در این موارد عرفاً اقتضای انتساب زنا را ندارد یا در مواردی که به شخص مقابل چیزی بگوید که موجب کراهت و ناخوشایندی او گردد. مثل اینکه بگوید حقیر یا سگ یا خوک، یا بگوید ای فاسق یا ای شارب خمر و امثال اینها، موجب تعزیر مرتکب می‌شود.» همچنین در حدیث نبوی(صلی الله علیه و آله) نیز آمده است: «حرمت مؤمن از حرمت کعبه بالاتر است». پس اگر هر مقامی نسبت به افراد شهروند جامعه، ولو مجرم نیـز باشـد، هتک
حرمت و حیثیت نماید، متخلف بوده و قابل مجازات است.
4.1.2. حق حفظ حرمت حریم خصوصی
حق حفظ حرمت حریم خصوصی یکی دیگر از حقوق مخاطبان رسانه‌هاست که امروزه از قسمت‌های نسبتاً بکر محسوب می‌شود. هر چند نکات بسیار قابل توجهی در حقوق و معارف اسلامی حقیقی (شیعه امامیه) در تبیین این شاخه حقوقی قابل طرح است و قرآن، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و بسیاری از منابع امامیه سند این مدعاست. از نظر فقهی حریم خصوصی با عنوان «الناس مسلطون علی اموالهم و انفسهم» تعبیر شده است.
اهمیت حریم خصوصی افراد در اسلام، چندان مهم است که می‌توان آیاتی از قرآن را با این مضمون یافت. یکی از آیات مهم و شفاف در این موضوع، آیه12 از سوره حجرات است که می‌خوانیم:
(یاأیّها الّذین آمنوا اجتنِبوا کثیراً من الظنّ إن بعض الظن إثم و لاتجسّسوا و لا یغتب بعضکم بعضاً: ای اهل ایمان، از بسیاری از پندارها در حق یکدیگر اجتناب کنید که برخی از ظن و پندارها معصیت است و نیز هرگز از حال درونی هم تجسس نکنید و به غیبت یکدیگر نپردازید.)
صاحب تفسیر المیزان در یک بحث لغوی اشاره دارد که «لا تجسسوا» (کلمه تجسس) به معنای پی گیری و تفحص از امور مردم است؛ اموری که مردم عنایت دارند پنهان بماند و تو آن‌ها را پی گیری کنی تا آگاه شوی و کلمه «تحسس» نیز همین معنا را می‌دهد، با این تفاوت که تجسس در شر استعمال می‌شود و تحسس در خیر به کار می‌رود. به همین جهت بعضی گفته‌اند، معنای آیه این است که دنبال عیوب مسلمانان را نگیرید و در این مقام بر نیایید که اموری را که صاحبانش می‌خواهند پوشیده بماند، تو آنها را فاش سازی.
آیه دیگری که می‌توان در بحث حریم خصوصی افراد بدان استناد نمود، آیات 27 و 28 سوره نور است:
(یا ایها الذّین آمنوا لاتُدْخلُو بیوتاً غیر بیوتکم حتّی تستأنسوا و تُسلموا علی اهلها ذلکم خیر لکم لعلکم تذکرون. فان لم
تجدوا فیها احداً فلا تدخلوها حتّی یؤذَنَ لکم و إنْ قیل لکم اِرجعُوا فارجعوا هو أزکی لکم و الله بما تعملون علیم.
ای اهل ایمان، هرگز به هیچ خانه، مگر خانه‌های خودتان، تا با صاحبش انس ندارید وارد نشوید و چون رخصت یافته داخل شوید، به اهل آن خانه نخست سلام کنید و این برای شما بهتر است که متذکر شوید. و اگر در خانه کسی را نیافتید باز وارد نشوید تا اجازه یافته، آنگاه درآیید و چون به خانه‌ای در آمدید و گفتند برگردید، باز گردید که این برای تنزیه و پاکی شما بهتر است و خدا به هر چه می‌کنید، داناست.)
در تفسیر نمونه ذیل آیه 27 آمده است که : جمله «تستأنسوا» (نه تستاذنوا) از ماده أنس گرفته شده؛ اجازه‌ای توأم با تحیت و لطف و آشنایی و صداقت را می‌رساند و نشان می‌دهد که حتی اجازه گرفتن باید کاملاً مؤدبانه و دوستانه و خالی از هر گونه خشونت باشد. بنابراین، هرگاه این جمله را بشکافیم، بسیاری از آداب مربوط به این بحث در آن خلاصه شده است، مفهومش این است : فریاد نکشید، در را محکم نکوبید، با عبارات خشک و زننده اجازه نگیرید و به هنگامی که اجازه داده شد، بدون سلام وارد نشوید؛ سلامی که نشانه صلح و صفا و پیام‌آور محبت و دوستی است.
در مجمع البیان ذیل آیه 28 آمده است: به هیچ وجه نمی‌توان داخل خانه غیر شد؛ اعم از اینکه صاحب خانه در خانه باشد یا نباشد، مگر اینکه اجاره داده شده باشد. حتی جایز نیست به داخل خانه نگاه کند تا بداند که کسی در آن هست یا نیست، مگر اینکه در خانه باز باشد. آیات دیگری که می‌توان در بحث حاضر بدان استشهاد کرد، آیات 30 و 31 سوره نور می‌باشد:
(قل للمومنین یَغُضوا مِنْ أبصارهم ….. و قل للمؤمنات یَغْضُضْن من أبصار هنّ ….
رسول ما، مردان مؤمن را بگو تا چشم‌ها (از نگاه ناروا) بپوشند ….. و به زنان مؤمن بگو تا چشم‌ها (از نگاه ناروا) بپوشانند.)
حداقل نکته‌ای که از آیات یاد شده در سوره نور برداشت می‌شود آن است که زن و مرد حتی در محیط کار و …. نمی‌توانند نگاه یله، رها و آزاد به یکدیگر داشته باشند، چه رسد که به منازل یکدیگر سرک بکشند و یا جسم یکدیگر را در شرایط نامناسب و خاص، نگاه کنند. در اینجا نیز دایره حریم خصوصی افراد از حد متعارف و متداول در جهان امروز فراتر می‌رود و مصادیقی از نگاه اسلامی جزء حریم خصوصی به حساب می‌آیند که از نگاه غیر اسلامی ممکن است حریم ممنوعه تلقی نگردد؛ (مثلاً نگاه به زن نامحرم در غیر از کف و وجهین).