رضایت شغلی:
مجموعهای از احساسات و باورهاست که افراد در مورد مشاغل کنونی خود دارند. رضایت شغلی یکی از عوامل مهم در موفقیت شغلی است، عاملی که موجب افزایش کارایی و نیز احساس رضایت فردی می گردد.
رضایت شغلی: رضایت شغلی: عبارت است از احساسات مثبت یا لذتبخشی که هر فرد از راه ارزیابی شغل خود یا تجربیات شغل خود بدان دست مییابد. (مقیمی، 1388: 383).
سلامت روان:
از دیدگاه سازمان جهانی بهداشت سلامت روان عبارت است از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی، اجتماعی، تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و مناسب (میرزمانی، 1383: 42).
1-6-2- تعریف عملیاتی متغیرهای پژوهش :
هوش هیجانی: در این پژوهش هوش هیجانی به نمراتی اطلاق می‌شود که آزمودنی‌ها از پرسشنامه هوش هیجانی بار – آن (که شامل 90 سوال 5 گزینه) کسب میکنند.
رضایت شغلی: به نمراتی اطلاق میشود که بهورزان با استفاده از پرسشنامه 70 سوالی5 گزینه ای رضایت شغلی ( (JDIکسب کرده اند.
سلامت روان: در این پژوهش به نمراتی اطلاق میشود که آزمودنیها از پرسشنامه (28 سوالی 4 گزینه ای) سلامت عمومی (28-GHQ) گلدبرگ و هیلیر (1979) کسب میکنند.
در این پژوهش از فرم 28 سوالی سلامت روانی استفاده گردیده که سوالات آن در برگیرنده چهار خرده مقیاس می باشد که هر یک از آنها خود شامل هفت سوال می باشند.
سوالات (7-1) مربوط به مقیاس علائم جسمانی و وضعیت سلامت عمومی می باشد. سوالات (14-8) مربوط به مقیاس اضطراب و سوالات(21-15) مربوط به مقیاس اختلال عملکرد اجتماعی وسوالات (28-22) هم نیز مربوط به مقیاس افسردگی می باشند.

فصل دوم
مبانی نظری تحقیق
2-1- مقدمه
از آنجایی که ارائه دهندگان اصلی خدمات در مراکز بهداشتی- درمانی روستایی، بهورزان هستند و مسئولیت مستقیم ارائه خدمات اساسی بهداشت را به مردم جامعه برعهده دارند، لذا باید تمایلات، نیازها، مسائل و مشکلات این گروه از جمله سلامت روان آنها مورد توجه قرار گیرد. در این راستا باید انگیزش حرفهای و رضایت شغلی در آنان تقویت شود.
نقش به نسبت ثابت شده هوش هیجانی در پیشگیری و تعدیل اختلالهای جسمانی و روانی از یک طرف و لزوم توجه به قابلیتهای هیجانی از سوی دیگر، ضرورت پرداختن به مسائلی همچون بررسی سطح هوش
هیجانی در خانوادهها، دانشگاهها، سازمانها و دیگر سطوح اجتماعی را که میتواند گامی مؤثر در ارتقای سطح بهداشت روانی اعضای جامعه باشد، اجتناب ناپذیر میسازد. انسان با برخورداری از هوش هیجانی، به زندگی خود نظم و ثبات میبخشد، بهطوری که هر شخص با هوش هیجانی بالا وقایع منفی کمتری را در زندگی تجربه میکند. افراد دارای هوش هیجانی بالاتر میتوانند با موفقیت بیشتری با مشکلات موجود در محیطهای کاری و زندگیشان مقابله کنند و از سلامت روان و رضایت شغلی بیشتری برخوردار باشند.(گلمن ، 1380: 56).
آدلر سلامت روان را داشتن اهداف مشخص، روابط خانوادگی و اجتماعی مطلوب، کمک به همنوعان و کنترل عواطف و احساسات خود می داند. الگوی راجرز از شخصیت سالم و سلامت روان، انسانی است بسیار کارآمد و با کنش و کارکرد کامل که از تمام تواناییها و استعدادهایش بهره می گیرد و دارای ویژگیهایی مانند آمادگی برای کسب تجربه، احساس آزادی و خلاقیت و آفرینندگی است.(وردی، 1380).