3-7 شیوه اجرا 79
3-8 روش تجزیه وتحلیل داده ها 79
فصل چهارم : یافته های پژوهش
4-1 پیش درآمد 81
4-2 آمار توصیفی 81
4-3 جداول ونمودارها 82
4-3-1 جداول ونمودارهای فراوانی جمعیت شناختی پاسخ دهندگان به پرسشنامه 82
4-4 آماراستنباطی 86
4-5 روش آزمون سؤالات پژوهش 86
4-6 تجزیه وتحلیل سؤالات پژوهش 87
4-7 خلاصه تجزیه وتحلیل ها و آزمون، به تفکیک هر سؤال 87
4-7-1 آزمون سؤال اول 87
4-7-2 آزمون سؤال دوم 89
4-7-3 آزمون سؤال سوم 91
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
5-1 پیش درآمد 93
5-2 بررسی سؤال ها 93
5-3 مقایسه نتایج سؤالات باپژوهش های قبلی 95
5-4 نتیجه گیری از نظر نگارنده 96
5-5 محدودیت‌های پژوهش 96
5-6 پیشنهادهای پژوهشی 97
5-6 پیشنهادهای کاربردی 97
منابع و ماخذ 98
پیوست‌ها 104

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول (2-1): فهرست نشانه های بالینی افسردگی 31

جدول (2-2): ملاک تشخیصیDSM-IV-IR برای دوره افسردگی 37
جدول (2-3): ملاک تشخیصیDSM-IV-IR برای دوره مانی 39
جدول (2-4): تفاوت های بالینی میان افسردگی وشیدایی 40
جدول (2-5): خطاهای شناختی بک 44
جدول (3-1): درجات وسطوح افسردگی در پرسشنامه افسردگی بک 78
جدول (4-1): جنسیت پاسخ گویان 82
جدول (4-2): وضعیت تأهل پاسخ گویان 82
جدول (4-3): سن پاسخ گویان 83
جدول (4-4): تحصیلات پاسخ گویان 83
جدول (4-5): فراوانی متغیرهای افسردگی،اضطراب وتعارضات زناشویی 84
جدول (4-6): ضریب همبستگی وسطح معنی داری وتعداد داده ها بین دو متغیر اضطراب وتعارضات 88
جدول (4-7): ضریب همبستگی ، ضریب تعیین و میزانT وسطح معنی داری اضطراب وتعارضات 89
جدول (4-8): ضریب همبستگی وسطح معنی داری وتعداد داده ها بین دو متغیر افسردگی وتعارضات 90
جدول (4-9): ضریب همبستگی ، ضریب تعیین و میزانT وسطح معنی داری افسردگی وتعارضات 90
جدول (4-10): رگرسیون جهت پیش بینی تعارضات زناشویی براساس افسردگی و اضطراب 91
جدول (4-11):ضرایب رگرسیون مرتبط با پیش بینی تعارضات زناشویی براساس افسردگی و اضطراب… 91

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار (4-1): نمودار منحنی طبیعی 87

چکیده
خانواده ، کانون مهر ، محبت و تربیت ومبنای شکل گیری زندگی اجتماعی است. وبنیادی ترین و اصلی ترین شکل و جزء اجتماعی است. جامعه سالم در گرو سلامت خانواده و تحقق سلامت آن مشروط به برخورداری اعضای آن از سلامت روانی است و هر جامعه ای برای تداوم و بقای خود نیاز به حفظ و بسط ارزش های خود در قالب خانواده دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه بین اضطراب و افسردگی با تعارضات زناشویی در مراجعین به مراکز مشاوره و مددکاری ناجا در شهر کرمانشاه می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افرادیست که در سال 1393 برای بررسی و رفع تعارضات زناشویی واختلافات خانوادگی خود به دوایر مشاوره ومددکاری نیروی انتظامی درسطح شهر کرمانشاه مراجعه کرده بودند. از میان آنها تعداد 100 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ودر دسترس انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه اضطراب کتل، مقیاس افسردگی بک و پرسشنامه تعارضات زناشویی(MCQ) استفاده گردیده است . طرح پژوهش از نوع همبستگی است و برای تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص های آماری ضریب همبستگی پیرسون ، تحلیل رگرسیون وآزمون T استفاده شده است. نتایج تجزیه وتحلیل یافته ها نشان داد که بین اضطراب وافسردگی با تعارضات زناشویی همبستگی مثبت معنا داری وجود دارد(P≤0/01). و افسردگی واضطراب ،تعارضات زناشویی را پیش بینی می کنند. ازنتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که تعارضات زناشویی عامل افزایش افسردگی واضطراب در بین زوجین است.
واژه های کلیدی : تعارضات زناشویی- اضطراب – افسردگی

فصل یکم
مقدمه پژوهش

1-1مقدمه
خانواده ، کانون مهر ، محبت و تربیت ومبنای شکلگیری زندگی اجتماعی انسانها است . سنگ بنای خانواده با ازدواج گذاشته میشود. ازدواج در کنار تولد ومرگ ، یکی از سه حادثه مهم زندگی است. تولد بدون اطلاع و اراده مولود اتفاق می افتد . مرگ هم تا حد زیادی خارج از کنترل افراد است . اما ازدواج وتشکیل خانواده در این میان تنها حادثه ای است که امکان انتخاب در آن وجود دارد . ازدواج را از دو جنبه اصلی آن یعنی کیفیت وپایداری بررسی می کنند. کیفیت ازدواج ناظر بر چگونگی شکل گیری رابطه زوجی است و پایداری بیانگر حفظ رابطه زوجی در گذر زمان است . ازدواج حتی اگر با عالی ترین کیفیت شکل بگیرد نمی تواند تضمین کننده حفظ پایداری و سازگاری آن در گذر زمان باشد(بنی اسدی،1381).
آنچه در خانواده ویگانگی زن ومرد نقش بیشتری به عهده دارد سازگاری زنا شویی است . به همین دلیل بررسی مسأله تعارضات زناشویی از جهات گوناگون چه ابعاد فردی وچه ابعاد اجتماعی امری مهم است. در بعد فردی این مسأله مهم است چرا که اگر یک زوج در روابطشان با یگدیگر نتوانند به یک توافق نسبی و در نتیجه سازگاری دست یابند ، کارکردهای خانواده مختل می شود و شاید تنها راه حل آن جدایی باشد که این راه حل نیز پیامد های منفی بسیاری برای هر یک از زوج ها و فرزندان آنها در پی خواهد داشت . در بعد اجتماعی این مسأله اهمیتی ویژه دارد ، زیرا اگر خانواده که کوچکترین واحد اجتماعی است دچار دگرگونی وآسیب شود بر کل جامعه تأثیر می گذارد و سلامت جامعه را با مخاطره روبه رو می سازد(معین ، غیاثی و مسموعی ،1390).
هر جامعه ای برای تداوم وبقای خود نیاز به حفظ و بسط ارزش های خود در قالب خانواده دارد . در این بین مشکلات خانواده وبه ویژه تعارض بین زن ومرد می تواند باعث ناسازگاری های در زندگی افراد شود وبه اعضای خانواده آسیب برساند ، فرایند سازگاری ونا سازگاری زناشویی رامی توان خطی پیوسته ، طولانی ومدرج تصور کرد که هر نقطه از آن، منعکس کننده درجه خاصی از سازگاری است . فضای عاطفی ، ارزش های اساسی و چگونگی ارتباط های حاکم در خانواده بر نحوه شکل گیری استوانه های شخصیتی اعضای آن تاثیر های ژرف وپایدار دارد. خانواده ضمن آنکه به عنوان یک نظام کنشی بسته از استقلال نسبی در برابر محیط پیرامونی برخوردار است از ارتباط دایم و تاثیر پذیری متقابل با آن نیز بسر می برد. در دوران گذشته تشکیل یک خانواده نوبنیاد ، حلقه ای از دایره ارتباطی فراگیر ، یعنی خانواده گسترده به شمار می رفت، اما خانواده هسته ای امروز بر محور رابطه زوج ها استوار گردیده است و این زوج ها هستند که باید راهکارهای غلبه بر بحران را در فرآیند گفتگو و ارائه راهکارهای عملی بیابند(پیر مرادی،1379).
توجه به عدم تعارض بین افراد، زمینه را برای رشد وتوسعه جامعه فراهم می آورد(موسوی اشرفی ،1386). برای بهره گیری هرچه بهتر از جامعه سالم و با نشاط تر، آموزش به عنوان مؤثر ترین اهرم همواره از اهمیت خاصی برخوردار است، البته باید اذغان کرد آموزش نمی تواند مشکل گشای تمام نارسایی های جامعه باشد. ولی بدون تردید یکی از مهم ترین تدابیر و عوامل برای بهبود امور جامعه بشمار می رود. از طرف دیگر خانواده به عنوان بافت اصلی جامعه می تواند نقش اساسی را در پیشرفت کشور ایفا نماید. رکن اساسی تمام جوامع را خانواده ها تشکیل می دهند. بی شک این بافت با آفات و خطرهایی رو در رو است، که برای حفظ و پایداری این کانون مهم باید راهکارهای مهمی اندیشید. یکی ازاین راهکارها کاهش تعارضات بین زن و شوهر در خانواده است.
یکی از مهم ترین عواملی که بربقا ورشد خانواده تأثیر می گذارد ، روابط سالم وتفاهم بین اعضای آن بخصوص زن وشوهر است . سازگاری زناشویی زیربنای عملکرد خوب خانوادگی ، رضایت بیشتر از زندگی وتسهیل نقش والدینی می شود . از سوی دیگر وجود ناسازگاری وتعارضات زناشویی در روابط زن وشوهر علاوه بر ایجاد مشکل در موارد فوق ، باعث اشکال در روابط اجتماعی ، گرایش به انحرافات اجتماعی واخلاقی و افول ارزش های فرهنگی در بین زوج ها می شود( محمدی؛ 1385، گاتمن ؛ 1993 ).
علی رغم تفاوت دیدگاه هایی که در مورد علت و فرآیندهای یک ازدواج ناموفق بیان می شود، آموزش مهارت ها یکی از اجزاء اصلی رویکردهای مختلف زوج درمانی است و در هسته مرکزی آنها قرار دارد( فاورز ،2001). یکی ازجوانب بسیار مهم یک نظام زناشویی، رضایتی است که همسران در ازدواج تجربه می کنند( تانیگوچی، فریمن، تایلر ومالکارن ،2006). با بروز تعارض و کشمکش در روابط زناشویی رضایت زناشویی شدیداً کاهش می یابد و ادامه زندگی زناشویی را با خطر روبرو می سازد، به طوری که آمار نشان می دهد 61 % افرادی که طلاق گرفته اند بیان داشته اند که “تعارضات ومشاجرات زیاد و طولانی عامل وقوع طلاق آنان بوده است”(کلمنتس، استنلی و مارکمن ،2004).
زندگی زناشویی مستلزم آزادسازی احساساتی است که در کمترین روابط میان فردی در جامعه می توان نظیر آن رایافت. پر واضح است که سعادت و سلامت خانواده به وجود ارتباطات سالم و بالنده بین زوجین بستگی دارد، و چنانچه پایه و بنیاد خانواده از استحکام لازم برخوردار نباشد، پیامد چنین خانواده هایی وجود جوی منفی، فضایی بی روح و افرادی که ممکن است دچار انواع مسائل جسمی، روانی و اجتماعی هستند می باشد(سالاس و کتزنبگر ،2004). طلاق به هر دل
یل درست یا نادرست پیامدهایی برای فرد و جامعه بدنبال دارد. برای زن و مرد مشکلات اقتصادی، روانی، عاطفی و اجتماعی ایجاد می کند و زوج های متارکه کرده را به انزوای موقت یا دایمی می کشاند (والچاک و برنز ، 1984 ؛ ترجمه طاهری، 1366).
در دنیای لجام گسیخته کنونی که مادیات، همه چیز را تحت الشعاع قرار داده و عواطف انسانی، احساسات، و نوع دوستی به فراموشی سپرده شده، در دنیایی که فقر و تنگدستی، جنگ و خونریزی، فساد و تباهی هر روز، رو به افزایش است، چیزی جز پشتوانه معنوی، مثبت اندیشی، امیدواری، تغییر و تحول درونی نمی تواند بشر را از این همه نابسامانی، از هم گسیختگی و از هم پاشیدگی های روانی نجات دهد(کویلیام ، 2003). به خصوص زوجین جامعه، که توجه به سلامت جسمانی و روانی آن ها بسیار حائز اهمیت بوده و برخورداری از روحیه ی امیدوار، سرزنده و شاداب می تواند تاثیر بسزایی در نحوه ی کارکرد و فعالیت آن ها داشته و به نوبه خود موجبات شادی نسل بعد را فراهم کند و مهم تر از آن، با وجود تعارضات بین زن و شوهر آنان باید نگاه تلخ جامعه به خود را متحمل شوند که اغلب به همین دلیل، دچار سرخوردگی، یأس و ناامیدی می گردند.
درزندگی ماشینی امروزه استرس ، اضطراب وافسردگی وطبعات آنها نقش موثری در روابط بین ما انسانها بخصوص زوجها دارد و تقریبا هیچکس نمی تواند از آن فراری داشته باشد. زوجها اغلب در زندگی روزمره مواجه با موقعیتهایی هستند که اضطراب زا بوده و روابط آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. این اضطراب واسترسهای روزانه دارای دو منشاء اصلی هستند، یا از درون خانواده منشاء می گیرند و یا اینکه خارج از خانواده و از محیط بیرون به زوجها تحمیل می شوند. در ضمن واکنش افراد به این موارد فوق العاده متغییر می باشد. اولاً هر موقعیتی که برای یک زوج حالت استرس زا و اضطرابی تلقی می شود، ممکن است برای زوج دیگری کاملاً عادی باشد. ثانیاً واکنش افراد نسبت در این موقیت ها نیز متفاوت است.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

خیلی از زوجها به راحتی با اختلال های روانی بزرگ برخورد کرده و آنرا حل می کنند و از طرف دیگر کم نیستند زوجهایی که در موارد کوچک واکنش بزرگ نشان می دهند. نکته حائز اهمیت این است که ممکن است رابطه عاطفی یک زوج کاملا خوب و عادی باشد ولی بروز اختلال های روانی چه به صورت داخلی و چه بیرونی ممکن است بشدت روابط عاطفی یک زوج را تحت تاثیر قرار داده و آنرا بهم بزند. چهار منبع اصلی استرس واضطراب درخانواده ها عبارتند از: شغل، مسائل اقتصادی، مسائل زناشویی و والدین. این مهم است که ما بدانیم موقعیتهای استرس زا چگونه زندگی ما را تحت تأثیر قرار می دهند. چون ممکن است شما نتوانید از این موقعیت ها پرهیز کنید ولی می توانید آنها را شناسایی و به طرز مناسبی اداره کنید. زوجها باید این فرصت را پیدا کنند که با شریک زندگی خود در مورد اینکه چه موقعیتهایی سبب اضطراب آنها می شود، صحبت کنند.
لذا با توجه به اهمیت ونقش افسردگی واضطراب در تعارضات زناشویی و ازسویی با عنایت به نتایج پژوهش های مختلف در خصوص ناسازگاری های زناشویی ، لزوم توجه و بررسی این متغییرها در جهت کاهش تعارضات ومشکلات ، وبهبود وافزایش رضایت در روابط زناشویی احساس می گردد.
1-2 بیان مسأله
خانواده اولین پایه گذار شخصیت، ارزش ها و نگرش های انسانی است و پیدایش آن به سبک کنونی از ویژگی های با ارزش نسل انسان در مقایسه با سایر موجودات می باشد. از این رو، خانواده به عنوان بزرگترین ثروت و نیروی جامعه شناخته می شود و تعارضات زناشویی یک مشکل جدی اجتماعی به حساب می آید، که تأثیرات منفی به سلامت جسمانی و روانی زوجین و فرزندانشان دارد. روابط زوجین سیستم پیچیده ایی است که تعامل عوامل مختلف تفاهم و تضاد آنها را پیش گویی می کند (گاتمن 2002). پایه اختلافات صرفاً در سوء نیت و بد ذاتی طرفین نیست، محققین عدم آگاهی از مهارت های برقراری ارتباط ، سبک های دلبستگی ، اطلاع ناکافی از خصوصیات شخصیتی همسر، را از جمله عوامل پدید آورنده تعارضات معرفی می کنند. بحرانها و مشکلات تجاربی هستند که همواره زوجین را برای بررسی کردن زندگی و ارزش هایشان بر می انگیزد. بحران چه شدید باشد، چه خفیف، برای زوجینی که درگیر آن می شوند، تکان دهنده است، آنها ممکن است توانمند و با شهامت به آن پاسخ گویند و یا با ناتوانی و ضعف به آن عکس العمل نشان دهند. از همان روزهای آغازین رابطه زناشویی ، عدم توافق های جدی ومکرر به وجود می آیند که اگر حل نگردند، می توانند رضایت وثبات زناشویی را با تهدید جدی مواجه کنند(تالمن و هسایو ،2004). به عبارت دیگر یکی از جنبه های یک سیستم زناشویی ، رضایتی است که همسران در رابطه خویش احساس وتجربه می کنند(تانیگوچی و همکاران ،2006).
پژوهشگران در هر دو حوزه ی روانشناسی وارتباطات ادعا دارند که الگوههای ارتباطی براساس رمز گردانی و رمز گشایی پیام های که بین افراد خانواده رد وبدل می شود شکل می گیرند و در نحوه بکارگیری داده ها در تعاملات آینده مورد استفاده قرار می گیرند(سپهر و پاکدامن،1389).
احساس رضایت از ازدواج ورابطه زناشویی نقش مهمی را در میزان کارکردهای بهنجار در خانواده ایفا می کند(یوسفی و همکاران،1389).
مشکلات زناشویی به قدمت ازدواج و آن نیز به قدمت تاریخ است. سلامت یا نارساکنش روی خانواده به عنوان یک کلیت یا سیستم بر اعضای آن تأثیر دارد. آمارهای منتشر شده در کشور، در چند دهه ی گذشته، حکایت از افزایش روزافزون نارضایتی زناشویی در بین زوج ها دارد که در پی آن در بسیاری از موارد، به متارکه و طلاق منتهی می شود. در زمینه تأثیرات مخرب تعارض می‌توان به پیامدهای جسمی، روانی و رابطه‌ای آن اشاره نمود؛ از لحاظ روانی، اکثر افراد تعارض در روابط را بی‌نهایت تنش‌زا تجربه می‌کنند. تعارض با خطر فزاینده انواع اختلالات روانی از جمله افسردگی خصوصاً در زنان، سوء مصرف مواد خصوصاً در مردان، ناکارآمدی جنسی در هر دو جنس و مشکلات رفتاری رو به افزایش در فرزندان خصوصاً اختلالات رفتاری پسران ارتباط دارد (هالفورد ، 2001).
علاوه بر اختلالات روان، تعارض بر سلامتی جسمی نیز تأثیر دارد. رابطه مستندی بین درد و رفتارهای سازگارانه با بیماری‌های مزمن و تقویت غیرعمدی رفتار بیماری در روابط دارای مشکل، وجود دارد. به همین ترتیب مشکلات زناشویی تأثیرات مستقیمی بر فرآیندهای فیزیولوژیک بر جای می‌گذارد؛‌ از جمله