3-8-1- اعتبار و روایی: 69

3-8-2- نمره گذاری و تفسیر نمرات: 70
3-9- مقیاس رضایت مندی زناشویی جدیری: 71
3-9-1- مؤلفه‌های آزمون 71
3-9-2- اعتبار 73
3-9-3- روایی 73
3-9-4- شیوه نمره‌گذاری و تفسیر 73
فصل چهارم:یافته های تحقیق 74
4-1- تحلیل توصیفی داده ها 76
4-2-تحلیل استنباطی 78

فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری و پیشنهادها 92
5-1- بحث و نتیجه گیری 93
5-2- پیشنهادهای پژوهشی 98
5-3- پیشنهادهای کاربردی 99
5-4- محدودیت های تحقیق 99
ضمایم و پیوستها 110
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 4-1 : شاخص های توصیفی گروه برحسب جنسیت 76
جدول 4-2 : شاخص های توصیفی گروه برحسب تحصیلات 77
جدول 4-3 : شاخص های توصیفی سن و مدت ازدواج 78
جدول 4-4 : شاخص های توصیفی و همبستگی های متقابل ابعاد جهت گیری مذهبی ورضایت مندی زناشویی 79
جدول 4-5 : خلاصه تحلیل رگرسیون گام به گام برای رابطه بین ابعاد جهت گیری مذهبی و رضایت مندی زناشویی معلمان 80
جدول 4 -6 :آزمون تجزیه وتحلیل واریانس برای معنی داری مدل گام به گام پیش بینی رضایت مندی زناشویی معلمان بر اساس ابعاد جهت گیری مذهبی 83
جدول 4-7 خلاصه نتایج رگرسیون گام به گام برای پیش بینی رضایت مندی زناشویی معلمان بر اساس ابعاد جهت گیری مذهبی 84
جدول 4-8 : شاخص های توصیفی و همبستگی های مؤلفه های هوش هیجانی و رضایت مندی زناشویی 85
جدول 4-9 : خلاصه تحلیل رگرسیون گام به گام برای رابطه بین مؤلفه های هوش هیجانی و رضایت مندی زناشویی معلمان 87
جدول 4 -10 :آزمون تجزیه وتحلیل واریانس برای معنی داری مدل گام به گام پیش بینی رضایت مندی زناشویی معلمان بر اساس مؤلفه های هوش هیجانی 89
جدول 4-11خلاصه نتایج رگرسیون گام به گام برای پیش بینی رضایت مندی زناشویی معلمان بر اساس مؤلفه های هوش هیجانی 90
جدول4-12: همبستگی بین مؤلفه های هوش هیجانی با جهت گیری مذهبی معلمان 91
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4-1 : شاخص های توصیفی گروه برحسب جنسیت 76
نمودار 4-2 : شاخص های توصیفی گروه برحسب تحصیلات 78
نمودار 4-3 :نمودار خطی همبستگی بین ابعاد جهت گیری مذهبی و رضایت مندی زناشویی معلمان 80
نمودار 4-4 :باقی مانده یا واریانس تبیین نشده پیش بینی رضایت مندی زناشویی معلمان بر اساس ابعاد جهت گیری مذهبی 82
نمودار 4-5 نمودار خطی همبستگی بین مؤلفه های هوش هیجانی و رضایت مندی زناشویی معلمان 86
نمودار 4-6 :باقی مانده یا واریانس تبیین نشده پیش بینی رضایت مندی زناشویی معلمان بر اساس مؤلفه های هوش هیجانی 88
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ابعاد جهت گیری مذهبی و هوش هیجانی با رضایتمندی زندگی زناشویی انجام شد. در این تحقیق 302 نفر از فرهنگیان متأهل زن و مرد با میانگین سنی 40سال و انحراف استاندارد 73/5و مدت ازدواج با میانگین 66/15 و انحراف استاندارد 29/4 که 9/58 درصد آن را زنان فرهنگی تشکیل می دادند و سطح تحصیلات حدود 8/72 درصد از آنان لیسانس بود، به صورت تصا دفی ساده انتخاب شدند و به صورت فردی به پرسشنامه های ابعاد جهتگیری مذهبی بهرامی، هوش هیجانی بار-آن و رضایتمندی زناشویی جدیری پاسخ دادند.ابعاد جهت گیری مذهبی و هوش هیجانی به عنوان متغیرهای پیش بین و رضایت مندی زناشویی به عنوان متغیر ملاک وتجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده با بهره گرفتن از آمارتوصیفی(فراوانی،درصد فراوانی،میانگین و انحراف استاندارد) و آماراستنباطی( رگرسیون چندگانه، ضریب همبستگی پیرسون)و نرم افزار20 SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.مقادیر همبستگی بین ابعاد جهتگیری مذهبی و رضایت مندی زناشویی فرهنگیان از نظر آماری معنی دار است(01/0p) ؛ دو متغیر (مذهب گرایی ، ارزنده سازی مذهبی) توانسته است 23 درصد واریانس رضایتمندی زناشویی معلمان (متغیر ملاک) را تبیین کنند؛ابعاد سازمان نیافتگی و کامجویی نقش معنی داری در پیش بینی رضایت مندی زناشویی معلمان نداشتند؛بنابراین با اطمینان 99/0 نتیجه می گیریم که پیش بینی رضایت مندی زناشویی فرهنگیان بر اساس ابعاد جهت گیری مذهبی از نظر آماری معنی دار است. همچنین سه خرده مقیاس هوش هیجانی (شادمانی ، حل مساله ، همدلی) توانسته است 26 درصد واریانس رضایت مندی زناشویی معلمان (متغیر ملاک) را تبیین کنند ؛ دیگر مولفه های هوش هیجانی نقش معنی داری در پیش بینی رضایتمندی زناشویی معلمان نداشتند.بین مؤلفه های هوش هیجانی با ابعاد جهت گیری مذهبی معلمان ، همبستگی مثبت به میزان (14/0 =r) وجود دارد که از نظر آماری معنی دار است( 01/0P). بنابراین با 99 درصد اطمینان می توان نتیجه گرفت که با افزایش مؤلفه های هوش هیجانی ، جهت گیری مذهبی معلمان افزایش می یابد.
کلید واژه: جهت گیری مذهبی، هوش هیجانی، رضایتمندی زناشویی.
فصل اول:کلیات تحقیق
فصل اول:
کلیات تحقیق

1-1مقدمه
خانواده کوچکترین واحد اجتماعی و اساس تشکیل جامعه و حفظ عواطف انسانی است که هر چه بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد.تشکیل خانواده و ارتباطات زناشویی با ازدواج آغاز می شود. ازدواج هسته ی اصلی خانواده را تشکیل می دهد. زوجهای سالم خانواده های سالم را شکل می دهند و خانواده های سالم جامعه ای سالم را تشکیل می دهد. ازدواج را می توان به عنوان یکی از مراحل رشد انسان ها در نظر گرفت. اگر ازدواج موفقیت آمیز باشد، کمک زیادی به رشد روانی- اجتماعی زوج می کند. موفقیت درازدواج وابسته به میزان آمادگی افراد برای درک واقع بینانه ی آنها از روابط زوجی است(فورمن،2002).
به طور کلی از هر چه فاصله بگیریم از خانواده نمی توانیم فاصله بگیریم چون که بدون وجود خانواده در هر شکل و صورتی که باشد مفهوم زندگی و حیاتی انسان مصداقی نخواهد داشت.مهم‌ترین نکته در تبیین فلسفه ازدواج در قرآن، این است که خداوند آن هنگام که حکمت ازدواج و تشکیل خانواده را بیان می‌کند، به حکمت خلقت همسر و تشکیل خانواده، بقای نسل با فرزند صالح یا پیشگیری از فساد یا سازندگی اخلاقی و اجتماعی و یا توسعه ارزش‌های اسلامی اشاره نمی‌کند، بلکه به حکمتی اشاره دارد که بدون آن، هیچ‌یک از اهداف خلقت انسان، قابل تحقق نیست و آن آرامش روانی است. بدون آرامش روانی، نمی‌توان از جوان، انتظار تقوا داشت. بدون این آرامش، نه نسل سالم و صالح پدید می‌آید و نه سازندگی اخلاقی و اجتماعی اتفاق می‌افتد و نه ارزش‌های دینی و آرمان توحید، گسترش می‌یابد. متون دینی مؤلفه های مؤثری را در این زمینه ارائه می دهند. برای مثال، یکی ازمؤلفه های رضامندی زناشویی در متون دینی، نقش هایی است که هر یک از زوجین باید ایفا کنند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ازدواج به عنوان مهمترین و عالیترین رسم اجتماعی برای دستیابی به نیازهای عاطفی و امنیتی افراد بزرگسال همواره مورد تائید بوده است . همچنین توجه به کانون خانواده با محیط سالم و سازنده و روابط گرم و تعاملات میان فردی و صمیمی ای که می توانند موجب رشد و پیشرفت افراد گردند از جمله اهداف و نیازهای ازدواج محسوب می شوند (برنشتاین و برنشتاین، 1989). ازدواج پدیده ای است که می تواند باعث آرامش و سلامت روانی زن و مرد باشد؛چنان که می تواند به جایی برسد که به جای تأمین انرژی روانی زوجین،انرژی زیادی از آنان بگیرد و باعث بروز انواع اختلالات روانی شود. در این صورت،تنها دو راه حل باقی می ماند:اول اینکه گرچه زندگی زناشویی آنها آکنده از آشفتگی هاست،آن را تحمل کنند و دومین راه حل،طلاق است؛راهی که در سال های اخیر،بسیاری کسان آن رابر می گزینند(همان).
قرآن کریم نقش اصلی مرد را قوام بخشی به زندگی می داند. «الِّرجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّساءِ . . . »(نساء: 34)این قوام بخشی بیشتر دردو حوزه تامین معیشت زندگی (34/ نساء)و حسن معاشرت و ارضای نیازهای عاطفی همسر«عاشِروُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»(نساء: 19) نمود پیدا می کند. همچنین قرآن کریم و متون روایی، نقش اصلی زن را در زندگی، مهرورزی به شوهر و خانواده می داند.(14) «وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً»(روم: 21).
رابطه زناشویی یک ارتباط انسانی منحصر به فرد است که با هیچ یک از روابط بین فردی دیگر قابل مقایسه نیست.فقط در این شکل ارتباط است که تمام ابعاد زیستی،معنوی،اجتماعی و عاطفی انسان مورد توجه قرار می گیرد.پژوهش ها نشان می دهند زن و شوهرهایی که روابط رضایت بخش و حمایت کننده دارند،کمتر احتمال دارد به بیماری سخت مبتلا شوند و در صورت ابتلا به بیماری،سریعتر بهبود می یابند.رضایت زناشویی بالا با وقوع خیانت در زندگی مشترک رابطه معکوس دارد.بدین معنا که زوج های دارای رضایت زناشویی بالا،کمتراحتمال دارد که درگیر روابط خارج از ازدواج شوند.علاوه بر این،رضایت زناشویی با کاهش بروز اختلالات روانی مانند اضطراب در هر دو زوج،افسردگی در زنان،سوء مصرف الکل در مردان،مشکلات جنسی در هر دو طرف،مرتبط است(نظری،1393).به طور کلی می توان دلایل اصلی بروز طلاق را فقدان تفاهم شخصیتی و ناهمسانی های فرهنگی و اجتماعی،مطلوب نبودن فرایند همسریابی،نارضایتی های جنسی،فقدان آموزش در خصوص مهارت های زندگی،نا سازگاری سبک های دلبستگی زوجین،باورها و نگرش های ناکارآمد و انتظارات غیرمنطقی از ازدواج دانست (گلادینگ،ترجمه اسمعیلی،1392). الیس معتقد است که نگرش هاو تصورات غیرمنطقی افراد می تواند در ایجاد رابطه عاطفی نا کارآمد نقش بسزایی ایفا کند. از دیدگاه شناخت درمانگران ریشه بسیاری از سوء تفاهم ها در زندگی زناشویی،اندیشه های تعصب آمیز و غیرمنطقی زوج هاست(ژانت،ترجمه رحمتی،1380).
در میان موجوداتی که روی کره زمین زندگی می‌کنند، انسان از ویژگی‌های منحصر به فردی برخوردار است. این ویژگی‌ها، او را از سایر موجودات روی کره زمین جدا می‌سازد. احساسات، عواطف، هیجان و توانایی قضاوت درباره رفتارهای خود و دیگران، و تصمیم‌گیری بر اساس این قضاوت‌ها، تنها بخشی از این ویژگی‌های خدادادی است که باعث سنگین شدن مسئولیت انسان شده است.(احزاب: 72) انسان‌ها باید با توجه به ارتباطات خودشان در جهان هستی، الگوها و سبک‌های ارتباطی مناسب را در خود پرورش دهند. متخصصان علوم مختلف، به‌ویژه روانشناسان، به دنبال ایجاد مفهوم جامعی بودند که در برگیرنده تمام الگوهای ارتباطی و تکنیک‌های پرورش این الگوها در تمام حیطه‌های زندگی بشری‌ـ به‌ویژه زندگی زناشویی‌ باشد و بتواند کارایی و توانایی افراد را بالا برده و به بهداشت روانی ایشان کمک کند. نتیجه این تلاش‌ها، منجر به ابداع مفهوم هوش هیجانی شد. به‌تدریج با ایجاد مؤلفه‌ها، ابعاد و ابزار سنجش و کشف مراکزی مانند نئوکرتکس، لیمبیک و بادامه مغز که نقش مهمی را در هیجان داشتند، در این مفهوم شد(برادبری،ترجمه گنجی،1390).زندگی زناشویی بافتی سرشار از عاطفه است. در ازدواج های پرتعارض بین زوج ها برانگیختگی زیادی دیده می شود که به صورت افزایش ضربان قلب، سرخ شدن یا به سفیدی گراییدن رنگ پوست و… نمایان می شود. این برانگیختگی ها می تواند به تشدید تعارض ها بینجامد. هم چنین مطالعات نشان داده اند که زوج ها در توانایی درک و تشخیص دقیق عواطف خود و دیگران با هم تفاوت دارند. برای مثال، برخی از زوج ها آشکارا نسبت به علایم عاطفی همسرشان بی توجه هستند و آن ها را نادیده می گیرند یا آمادگی سوءتعبیر این عواطف را دارند. مثلاً غم و اندوه همسر را خشم تلقی می کنند. از طرفی زوج های ناموفق عادت دارند پیام های عاطفی مبهم و گیج کننده ای به طرف مقابل خود بدهند (مثل هم زمان اخم کردن و خندیدن) که این می تواند به تشدید تعارض های بین فردی منتهی شود.ازدواج های موفق با درک و کنترل هیجان های دو طرف به ویژه کنترل خشم و ابراز صحیح آن شناخته می شود.آیا هوش هیجانی کلید طلایی یک ازدواج موفق به شمار می رود؟ میزان رضایت زوج ها از زندگی زناشویی، تا ح
د زیادی به حل مؤثر تعارض ها، مدیریت هیجان های منفی (مانند: خشم و نفرت) و ابراز هیجان های مثبت بستگی دارد. نتایج چندین پژوهش نشان داده است که توانایی خویشتن داری و نظارت بر عواطف، در شادمانی، تداوم و ثبات زندگی زناشویی نقش زیادی دارد(رایس،2003).
با توجه به آنچه اشاره شد، بطور کلی در جامعه امروز به دلایل متعددی چون گذر از سنت به مدر نیته، تغییر نظام خانواده ها و فشارهای شغلی و اجتماعی و همچنین پیدا شدن نقش های جدید مثل نقش اشتغال و اضافه شدن آن به نقش های سنتی زنان و با توجه به اهمیت ویژه و جایگاه والایی که نقش های سنتی همچون همسری و مادری زنان در نظر همسرانشان در فرهنگ ایرانی داراست، مشکلات و تعارض های خانوادگی و زناشویی افزایش چشمگیری یافته اند و شواهد فراوانی گویای آن هستند که زوج ها در جامعه امروزی برای برقراری و حفظ روابط صمیمی و دوستانه به مشکلات شدید و فراگیری دچارند،توجه به عواملی که باعث بهبود کیفیت زندگی و رضایت زناشویی می شوند،روشن و مبرهن است.
بنابراین علاقمندم در این پژوهش، تأثیر دو عامل مذهب و هوش هیجانی مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد؛ زیرا با افزایش آگاهی در حیطه عوامل تأثیر گذار در موفقیت زناشویی می توان از بروز اختلافات و تنشهای میان زن وشوهر ها جلوگیری کرد، و قبل از اینکه مشکلات زندگی زناشویی، سلامت جسمانی و روانی اعضای خانواده را تحت تأثیر قرار دهد، پیشگیری بعمل آید..
1-2 بیان مسأله
خانواده یکی از رکن های اصلی جامعه به شمار می رود. دستیابی به جامعه سالم آشکارا در گرو سلامت خانواده است و تحقق خانواده سالم مشروط به برخورداری افراد آن از داشتن رابطه های مطلوب با یکدیگر است. در چنین نظامی افراد با علایق و دل بستگی های عاطفی نیرومند دیرپا و متقابل به یکدیگر پیوسته اند. این دل بستگی ها اگر چه شاید شدت و حدّت شان در طیّ زمان کاسته شود. اما در سراسر زندگی خانوادگی پاینده خواهند بود(بارون،2006).امروزه جایگاه خانواده در کشورهای پیشرفته دچار تغییراتی شده است.این تغییرات زمینه بسیاری از ناسازگاری ها و تعارضات زناشویی را فراهم آورد.بنا به گزارش جامعه شناسان و روان شناسان در سال های اخیر احساس امنیت،آرامش و روابط صمیمانه میان زنان و مردان به سستی گراییده است و خانواده ها به گونه ای فزاینده با نیروهای ویرانگر رو به رو شده اند.افزایش طلاق و کشمکش های خانوادگی نه تنها اساس خانواده ها را تهدید می کند بلکه تهدیدی جدی برای جامعه و نظامهای اجتماعی می باشد،چرا که تربیت نسلی سالم و برخوردار از سلامت روان که بتواند مسئولیت آینده جامعه را بر دوش بکشد،در محیطی که آرامش و امنیت از آن رخت بر بسته باشد،میسر نمی گردد(اکبری،1387).بسیاری از نابهنجاری های روانی و رفتاری انسانها در خانواده ریشه دارد و در عین حال بسیاری از پیشرفت های بشر نیز از خانواده نشأت می گیرد.خانواده می تواند کانون التیام همه ی زخم های اعضایش باشد و در مقابل می تواند کانون ایجاد زخم های عمیق در آنها باشد. کسی که ازدواج می کند انتظار دارد زندگی او با خوشبختی و رضایت همراه شده و از هر لحظه زندگی خود لذت ببرد. از این رو، آنچه از خود ازدواج مهم تر است، موفقیت در ازدواج یا رضامندی در بین زوجین است(ویلسون،2005).
در این پژوهش سعی بر آن است که ابعاد جهت گیری مذهبی و هوش هیجانی در رضایتمندی زناشویی مورد بررسی قرار گیرد. رضامندی زناشویی وضعیتی است که در آن زن وشوهر از ازدواج با یکدیگر و با هم بودن احساس شادمانی و رضایت دارند.این امر در طول زندگی زوجین به وجود می آید؛ زیرا لازمه ی آن، انطباق سلیقه ها، شناخت ویژگی های شخصیتی، ایجاد قواعد رفتاری و شکل گیری الگوهای مراوده ای است. به نظر می رسد، زوجین دارای رضامندی و سازگار در حیطه های مختلف زندگی، با همدیگر توافق دارند. این چنین زن شوهرهایی از نوع و سطح روابط کلامی و غیر کلامی شان راضی اند، روابط جنسی شان را لذت بخش و ارضاء