اصل شخصی بودن مجازاتها، مکاتب دفاع اجتماعی

دانلود پایان نامه

ش با مجرم و بالاخره مشارکتش در وقوع جرم ، توجه میکند. بزهدیدهشناسی یا(Victimology) از دو کلمه (Victim) به معنای قربانی و (logy) شناخت است. این اصطلاح را اولین بار وردهایم روان پزشک آمریکایی در کتاب نمایش خشونت در سال 1949 در بحث جرمشناسی ، بزهدیدهشناسی به کار برد. بنابراین بزهدیده شناسی شاخهای از جرمشناسی و رشتهای علمی از علوم انسانی است که به مطالعه قربانی مستقیم جرم میپردازد.
4-بزه‏دیده: بزه‏دیدگان اشخاصی‏اند که در پی فعل‏ها یا ترک فعل‏های ناقص قوانین کیفری دولت‏های عضو از جمله قوانینی که سوءاستفاده‏های مجرمانه از قدرت را ممنوع کرده‏اند به صورت فردی یا گروهی به آسیب از جمله آسیب بدنی و روانی ، درد و رنج عاطفی ، زیان اقتصادی یا آسیب اساسی به حقوق بنیادی خود دچار شده‏اند. این تعریف را مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1985در مادهی 1 بخش الف اعلامیه اصول بنیادی عدالت برای بزهدیدهگان جرم ارائه نموده است. اصطلاح بزه‏دیده در زبان فارسی معادل عربی واژه‏های قربانی ، مجنی‏علیه و زیان‏دیده می‏باشد. در انگلیسی ، واژه «Victim» (قربانی) به همین معنا به کار رفته است.
الف-مفهوم بزه‏دیده: بزهدیده در معنای خاص آن به شخصی اطلاق میشود که بر اثر رفتاری که در قانون به عنوان جرم تلقی شده و قابل مجازات است ، متحمل آسیب شود. این آسیب ممکن است جسمانی ، روانی ، عاطفی یا مالی باشد. به عبارت دیگر واژه بزهدیده به شخصی اطلاق میشود که به دنبال رویداد جرمی آسیب و زیان میبیند. بزهدیدهشناسی اغلب به منزله یک رشته مطالعاتی فرعی یا وابسته شناخته میشود که با انتقاد از ماهیت سنتی بزهکارمدار جرمشناسی پدید آمد. زیرا مسائلی که درباره بزهدیده مطرح هستند ، حوزه گستردهای از موضوعات را در بر میگیرد که پژوهشگران و دانشمندانی از حوزههای مطالعاتی گوناگون مانند روانپزشکی ، روانشناسی و حقوق درباره آن بحث میکنند. با این همه تردیدی نیست که جرمشناسان برجستهترین سهم را در ، بزهدیده شناسی داشتهاند.
ب-دیدگاههای مکاتب جرمشناختی نسبت به بزهدیده
1-جایگاه بزهدیده در مکتب کلاسیک: انتشار افکار اندیشمندانی چون چارلز منتسکیو، ژان ژاک روسو، سزاربکاریاو جرمیبنتامموجب تحول فکری عمیقی در حقوق جزا و پیدایش مکتبی به نام مکتب کلاسیک شد. تثبیت اصول مهمی چون اصل قانونی بودن جرم و مجازات ، اصل تساوی کیفر ، اصل شخصی بودن مجازاتها و ضرورت اعتدال و ملایمت در کیفر از دستاوردهای مهم این مکتب محسوب میشود. علیرغم تأثیرات مثبت این اصول در اجرای صحیح عدالت ، توجه افراطی بانیان مکاتب کلاسیک به ماهیت عینی جرم و مجازات و تأکید بیش از حد بر اراده آزاد مجرم ، آنان را از پرداختن به مطالعه در مورد بزهدیده بازداشته است.
2-جایگاه بزه دیده در مکتب تحققی: بیتوجهی بانیان مکتب کلاسیک به شخصیت مجرم و علل بزهکاری و غیرمنصفانه بودن مجازاتهای ثابت ، زمینه نقد و بررسی این مکتب را فراهم کرد. مهمترین دستاورد مکتب تحققی ، آغاز حرکتی جدید در راستای شناسایی علل پدیده مجرمانه و مطالعه شخصیت بزهکار است. با وجود این ، شیوه شناسایی علل بزهکاری در این مکتب ، شیوههای جامع و متوجه همه ابعاد بزهکاری نبوده است. زیرا لمبروزو به عنوان یکی از بانیان این مکتب ، علل بزهکاری را در درون شخص بزهکار و ویژگیهای جسمی و روحی او جستجو کرده و انریکو فری چهره برجسته دیگر این مکتب ، در تشریح علل بزهکاری ، عنایت خاصی به عوامل اجتماعی و اقتصادی مبذول کرده و تلاش گاروفالو نیز به بررسی حالت خطرناک و مطالعه و تشریح حالات ضد اجتماعی بزهکار و میزان انطباق وی با جامعه متمرکز شده است. در نتیجه ، بانیان مکتب تحققی در کشف علل بزهکاری ، از توجه به بزهدیده که یکی از رئوس اصلی مثلث بزهکاری ، بزه + بزهکار + بزهدیده را تشکیل میدهد ، غفلت ورزیده و موجب شده بزهدیده جایگاهی در این مکتب نداشته باشد. البته در بعد حمایت از بزهدیدگان و ضرورت بهبود سرنوشت آنان ، بانیان این مکتب به ویژه فری و گاروفالو نظریاتی ارائه کردهاند.
3-جایگاه بزهدیده در مکاتب دفاع اجتماعی: انتقادات وارد شده بر اراده آزاد مورد ادعای مکتب کلاسیک و نظریات جبرگرایانه بانیان مکتب تحققی ، زمینه ساز ظهور مکاتب جدیدی شد. مکتب دفاع اجتماعی آدولف پرنس ، مکتب دفاع اجتماعی افراطی به رهبری فیلیپوگراماتیکا و مکتب دفاع اجتماعی نوین به رهبری مارک آنسل از مشهورترین مکاتب جزایی هستند که پس از مکتب تحققی پدید آمدهاند. اندیشه و تلاش بانیان این مکاتب بیشتر متوجه ماهیت عینی جرم ، شخصیت مجرم و واکنش اجتماعی مناسب در برابر جرم بوده است. این امر موجب شده است عنصر بزهدیده و موضوع بزهدیده شناسی از دیدگاه بانیان این مکاتب نیز مخفی و همچنان در ابهام باقی بماند.
4-جایگاه بزهدیده در مکاتب چپگرا و جمهوری خواه: بر خلاف بسیاری از نظریههای جرمشناختی گذشته و معاصر که کانون تحلیل آنها بزهکار است ، دو نظریه جرمشناختی واقعگرایی چپ و نظریه جمهوریخواه به بزهدیده نیز توجه کردهاند. توجه به درد و رنج بزهدیدگان و پرداختن به نیازهای بزهدیدگان و برآورده ساختن آنها به عنوان یکی از مؤلفههای عملکرد نظام جزایی نظریه جرم شناختی واقعگرایی چپ است. در نظریه جرمشناختی جمهوریخواه نیز منزلت حاکمیت بزهدیده به عنوان یکی از کانونهای تحلیل این نظریه ، مورد توجه قرار گرفته است.
ت-انواع بزه‏دیده ، بزه‏دیدگان از نظر جرم شناسان
بزه‏دیده پنهان
بزه‏دیده محرک
بزه‏دیده بی‏گناه
بزه‏دیده بالقوه
زنان ، کودکان ، پیران ، افتادگان جامعه ، نیازمندان و فقیران و تمامی اشخاصی که بیش از دیگران در معرض آسیب‏پذیری قرار دارند. در این نوع و تعریف از بزه‏دیده (بزه‏دیده بالقوّه)، قرار دارند. از سوی دیگر بر اساس آموزه‏های دینی در جامعه اسلامی هیچ فقیری وجود ندارد ، مگر اینکه توانگری حق او را از وی بازدارد. بدین ترتیب نیازمندان جامعه که در فقر زندگی می‏کنند و امکانات رفاهی در اختیار ندارند ، به نحوی آسیب دیده‏اند از این‏رو ، می‏توان آنها را جزو بزه‏دیدگان بالقوّه به حساب آورد.
ج-بزهدیدگان از نظر اسلام: امروزه در اثر مطالعات گستردهای که پیرامون بزدهدیده صورت گرفته است دیگر نباید بزهدیده را رکن مخفی جرایم به شمار آورد. این مطالعات طیف گسترده و متنوعی را در بر میگیرد. از نقش بزهدیده در فرآیند تکوین پدیده مجرمانه گرفته تا بررسی انواع حمایتهای مورد نیاز او از عدالت کیفری تا عدالت ترمیمی. یکی از مباحثی که در این زمینه به خصوص ذهن جرمشناسان را به خود معطوف کرده است آن است که چگونه میتوان از طریق بزهدیدگان بالقوه ، از وقوع جرم به خصوص از بزهدیدگی ثانوی پیشگیری نمود. نتایج مطالعات حاکی از آن است که میتوان از طرق گوناگونی همچون آگاه کردن ایشان از خطراتی که آنها را تهدید میکند ، دادن آموزشهای لازم برای اجتناب از خطرات ، تقویت مادی و معنوی ایشان ، اقدامات لازم برای پیشگیری وضعی و… ، از وقوع جرم جلوگیری کرد. در گذشته و تا این اواخر ، در بعضی از مناطق جهان نیز مانند هر جای دیگر وضع بزهدیدگان کمتر در کانون توجه قرار میگرفت و قربانیان جرم در سطح بسیار گسترده از فرآیند عدالت کیفری به حاشیه رانده شده و تنها بر مجرمان و حقوق آنان توجه میشد مثلاً دادگاهها به مجرمان حق محاکمه عادلانه ، داشتن تضمینات کافی ، ارائه مشاوره حقوقی و حق سکوت میدادند و بهبود و ارتقاء دادگستری را بیشتر در توازن منافع دولت در برابر منافع متهمان میدانستند ، اما در دهههای اخیر ، جنبشهای مختلف حمایت از بزهدیدگان بوجود آمده و ضمن تلاش برای تغییر وضع قربانیان جرم در فرآیند عدالت کیفری ، بر این موضوع تأکید میکنند. در نتیجه فعالیتهای این جنبشها و نگرانی مردم در مورد افزایش میزان جرائم ، نیازها و حقوق بزهدیدگان بیشتر در کانون توجه کارگزاران قرار گرفته است.
د-علل گزارش نشدن بزهدیدگی: عدم وجود الگوهای کارآمد ، فقدان اطلاعات کافی و مشخص نبودن حدود و قلمرو ، تحقیق در مورد هر دانش نوپا را مشکل می‏سازد. بدون تردید ، مواجه شدن با اینگونه موانع با توجه به عمومیتی که دارند در مسیر بزهدیدهشناسی نیز ، امری عادی و طبیعی است لکن به نظر می‏رسد مشکلات بزهدیدهشناسی همانند مشکلات و موانع خاستگاه اصلی آن یعنی جرم شناسی ، عمق ، تنوع و گستردگی بیشتری دارد زیرا جرم شناسی علی‏رغم قدمتی که نسبت به گرایش جدید خود یعنی بزهدیدشناسی دارد ، هنوز با مشکلات عمیق و حل نشده‏ای چون مشکل رقم سیاه و مشخص نشدن آمار بزهکاری واقعی روبه‏رو است. همچنین گوناگونی بزه و بزهکاری و پیچیدگی و ارتباط عوامل جرمزا ، کار پژوهش در جرمشناسی را مشکل کرده است. از آنجا که بزهدیدگی در واقع یک روی سکه‏ای است که روی دیگرش را بزهکاری تشکیل می‏دهد ، جهات مشترک متعددی ، به ویژه در مورد شیوه پژوهش بین آن دو وجود دارد و مشکلات و موانع موجود نه فقط موجب خدشه‏دار شدن تئوریهای جرمشناسی می‏شود ، بلکه از اعتبار یافته‏های بزهدیدهشناسی نیز می‏کاهد. همچنین تنوع و پیچیدگی موجود در بزهکاری علاوه بر آنکه کار بزهشناس را مشکل می‏سازد ، بزهدیدهشناسی را نیز با دشواری مواجه می‏کند.
ه-انواع بزهدیده
انواع بزهدیده در ارتباط با شخص بزهدیده
الف-زنان بزهدیده: بر پایه یافتههای جرمشناسانه ، زنان نه تنها کمتر از مردان جرم مرتکب میشوند بلکه میزان بزهدیدگی آنان نیز به طور کلی کمتر است. وجود این ، بزهدیدگی زنان در پارهای جرمها به دلیل ماهیت خاص این جرمها بالاست. جرمهای جنسی با تأکید بر تجاوز جنسی و خشونتهای خانگی ، به ویژه همسرآزاری نمونههای برجستهای از این جرمها هستند. در این میان نباید موضوع را نادیده گرفت زیرا مطالعات نشان میدهد که رقم سیاه بزهکاری در خشونتهای خانگی نیز ، معمولاً زنان به دلایلی چون وابستگی اقتصادی ، کم سوادی یا بیسوادی و فقر فرهنگی ، مقصر دانستن خود یا ترس از شوهر و مانند آن ، خشونتهای ارتکابی را گزارش نمیکنند.