مشارکت در تصمیم گیری، برنامه های آموزشی

دانلود پایان نامه

ذهنیت فلسفی : عبارتست از قدرت تفکر مدیر که شامل سه بعد جامعیت,تعمق و انعطاف پذیری می باشد و از نمره ای که پاسخ دهندگان به پرسشنامه از امتیاز کل دریافت می نمایند به دست می آید و چنانچه بالاتر از میانگین فرضی باشد نشان دهنده برخورداری مدیران از ذهنیت فلسفی می باشد.
الف )جامعیت : مقصود از این بعد,جامعیت تفکر مدیر در تهیه و تنظیم برنامه های آموزشی و تربیتی در راستای هدف کلی تعلیم و تربیت و اهداف سازمان مدرسه,در نظر گرفتن تمامی اجزا و عناصر آموزشی در کنار یکدیگر و سعی و اهتمام در حل مسایل مدرسه همراه با شکیبایی می باشد.در پرسشنامه 16سوال برای سنجش این بعد طراحی گردیده است. چناچه نمره بدست آمده از این سوال بالاتر از میانگین فرضی باشد نشان دهنده برخورداری مدیران از این بعد ذهنیت فلسفی می باشد.
ب)تعمق : جدا شدن از روشهای سنتی کار و بکار بردن راهکارهای جدید برای حل مسایل, اقدام به نوآوری و ایجاد و تقویت روحیه ابتکار و خلاقیت و اقدام به ایجاد و سازماندهی تشکیلات و ترتیباتی برای اجرای امورمی باشد . در پرسشنامه 15سوال برای سنجش این بعد طراحی شده است و چناچه نمره بدست آمده از این سوال بالاتر از میانگین فرضی باشد, نشان دهنده برخورداری مدیران از این بعد ذهنیت فلسفی می باشد.
ج)انعطاف پذیری:منظور از توانایی مدیر در عادت به خلق و مشاهده مسایل و امور بدیع و بی سابقه, توانایی در مواجهه با مسایل غیر قابل پیش بینی و اینکه مدیر در ارزشیابی تمامی مسایل و امور مدرسه از امور کارکنان تا دانش اموزان و خانواده ها مسایل را با دید وسیع و همه جانبه در نظر گیرد و از ارزشیابی صرفا بر اساس منابع اطلاعات پرهیزنماید.و پیشداوری ننماید. در پرسشنامه 14سوال برای سنجش این بعد طراحی گردیده است. چناچه نمره بدست امده از این سوال بالاتر از میانگین فرضی باشد, نشان دهنده برخورداری مدیران از این بعد ذهنیت فلسفی می باشد
بهبود سازمانی: شامل کلیه فعالیتهای مدیران در بهبود و ارتقاء سطح کیفی و کمی آموزشگاه هایشان می باشد که از روشهای مختلف (تجدید نظر در عملکرد کارکنان,تغییر در نظام های ارزشی, مقررات و دستورالعمل ها وغیره ) اجرامی گردد و از نمره ای که پاسخ دهندگان به پرسشنامه از امتیاز کل دریافت می نمایند به دست می آید و چنانچه بالاتر از میانگین فرضی باشد نشان دهنده استفاده مدیران از انواع استراتژی های تغییر می باشد.
استراتژی های ساختاری:منظور از استراتژی های ساختاری در سطح خرد, استراتژیهای تغییر ساختار شامل تغییر و تعدیل سازماندهی تخصص ها,نحوه ارتباطات,وابستگیهای وظیفه ای میان افراد و گروهها,مشارکت در تصمیم گیری, روند سرپرستی و نظارت و…است.از انجا که نظام آموزشی کشورما بسیار متمرکزاست و مدیران واحدهای آموزشی در تنظیم اهداف و برنامه های کلی نقشی ندارند, بنابراین استراتژی ساختاری در این سطح عموما به خاطر تغییرات تکنولوژی و یا رفتاری و بعنوان یک استراتژی تکمیلی یا زمینه ساز بکار گرفته می شود. در پرسشنامه10سوال برای سنجش این بعد بهبود سازمانی طراحی گردیده است.چناچه نمره بدست امده از این سوال بالاتر از میانگین فرضی باشد نشان دهنده استفاده مدیران از این نوع استراتژی میباشد.
استراتژی های تکنولوژی:منظور ازاین استراتژی,توانایی مدیر در بکارگیری از تکنولوژی در محیط کار می باشد که اثرات مثبتی بر بهبود شرایط کار و بهره وری خواهد داشت.در بسیاری از موارد ورود و بکارگیری یک تکنولوژی خاص,یک کار را از ابعاد ماهیت,فرایند,ارزش و….متحول خواهد نمود. در پرسشنامه10سوال برای سنجش این بعد بهبود سازمانی طراحی شده است .چناچه نمره بدست آمده از این سوال بالاتر از میانگین فرضی باشد نشان دهنده استفاده مدیران از این نوع استراتژی می باشد.
استراتژی وظیفه ای: مقصود استفاده مدیر از استراتژی وظیفه ای در محیط مدرسه,شامل ایجاد تغییراتی در برخی وظایف و مسئولیتهاست. گاهی مدیران بنا به ضرورت ناچارند در شرح وظایف برخی مشاغل دخل و تصرف نموده و آنها را در راستای بهبود وضعیت واحدهای آموزشی خود افزایش,کاهش یا تغییر و طراحی مجدد نمایند. در پرسشنامه10سوال برای سنجش این بعد بهبود سازمانی طراحی شده است و چناچه نمره بدست امده از این سوال بالاتر از میانگین فرضی باشد نشان دهنده استفاده مدیران از این نوع استراتژی می باشد.
استراتژی های رفتاری: این استراتژی در محیط کار بر اثربخشی,پیروزی و یا شکست برنامه ها,فعالیتها و اقدامات مدیر تاثیر بسزایی دارد.گاهی ممکنست مدیران برای بازسازی و بهبود وضعیت واحدهای آموزشی خود برنامه هایی را تدوین و تنظیم نمایند اما با مقاومت,ناهماهنگی و کارشکنی کارکنان مواجه گردند. هدف اساسی استراتژیهای تغییر رفتاری تاکید بر بهبود سطح مهارتها,طرزتلقی, رفتار شغلی و اجتماعی و از همه مهمتر تغییر و تعدیل سیستم ارزشها و هنجارهای فردی و گروهی است. در پرسشنامه10سوال برای سنجش این بعد بهبود سازمانی طراحی گردیده است و چناچه نمره بدست امده از این سوال بالاتر از میانگین فرضی باشد نشان دهنده استفاده مدیران از این نوع استراتژی می باشد.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
مقدمه
بخش اول :
مبانی نظری مربوط به ذهنیت فلسفی
بخش دوم :
مبانی نظری مربوط به بهبود سازمانی
بخش سوم:
پیشینه تحقیق
بخش چهارم :
جمع بندی وچارچوب نظری تحقیق
مقدمه :
در این فصل ابتدا ماهیت فلسفه,تعاریف,دیدگاه های متعدد و نظریات عمده فلسفی, سپس موضوع ذهنیت فلسفی به عنوان متغیر مستقل تحقیق مورد بررسی قرار گرفته و مبانی نظری و ابعاد آن از دیدگاه صاحبنظران متعدد به دقت تشریح و مقایسه گردیده است .در بخش دوم فصل مبانی نظری,دیدگاه های عمده و الگوهای متعدد در مورد تغییر سازمانی مطرح و مورد نقد و بررسی قرار گرفته است .دربخش سوم فصل, تعاریف و توضیحات پدیده بهبود سازمانی که نتیجه و پیامد مثبت تغییر و تحولات برنامه ریزی شده,محسوب می گردد به عنوان متغیر وابسته تحقیق آورده و بحث گردیده است . در بخش بعدی تحقیقات انجام گرفته در داخل و خارج به عنوان پیشینه تحقیق و در بخش پایانی از مجموعه فصل جمع بندی صورت گرفته و چارچوب نظری آورده شده است .