آسیب های اجتماعی، سرمایه اجتماعی

در زندگی زناشویی، نوع روابط بین همسران -از جمله ایجاد یا طرد روابط جنسی، صمیمیت و محرمیت همسران با یکدیگر در همه مسائل زندگی- تعیین کننده نوع ارتباط آنها با یکدیگر در خانواده است.
بسیاری از روانشناسان و جامعه شناسان، رابطه زناشویی را فرایندی می دانند که طی آن،  زوجین سعی دارند به سوی تفاهمی هرچه کامل تر پیش بروند.
زندگی مشترک زناشویی لزوما به معنای وجود «عشق رمانتیک»، مهر و محبت یا حتی خشونت نکردن نیست. زندگی مشترک زناشویی به معنی اختصاصی و منحصربودن برخی از ابعاد زندگی بین افراد است. (برناردز، 1384: 232)
از طرفی چگونگی روابط میان افراد خانواده به عنوان “سرمایه اجتماعی داخل جامعه” اهمیت خاصی دارد. همانطور که جیمز کلمن (James Samuel Coleman) وجود سرمایه اجتماعی را منبعی بالقوه برای افراد خانواده در بدست آوردن منافعشان می داند و اشکال سرمایه اجتماعی را شامل روابط اقتدار، اعتماد و هنجارها دانسته است (کلمن، 1377: 459)
بنابراین “اعتماد” به عنوان یک امر اجتماعی هم در سطح رابطه دو نفر (زن و شوهر) و ارتباطات و انتظارات آنها از یکدیگر (در سطح خرد)، و هم بر مبنای یک الگوی پذیرفته شده اجتماعی که دارای هنجارها و مجازاتهایی است، در سطح کلان قابل بررسی است. اعتماد به همسر از آن جهت که خارج از فرد بوده، دارای اجبارهای اجتماعی می‌باشد و عمومیت دارد و از طرف دیگر چون دارای معانی ذهنی بوده، در رابطه با دیگری (همسر) شکل گرفته و رفتار زوجین را تحت تأثیر قرار می‌دهد، امری اجتماعی است.
همچنین، بی تردید هیچ عنصری برای پیشرفت ، توسعه و تکامل یک جامعه و همچنین شکوفایی استعداد ها مهمتر از عنصر امنیت و تامین آرامش نبوده و توسعه اجتماعی، خلاقیت و فعالیت ارزشمند بدون امنیت امکان پذیر نخواهد بود . نیاز به وجود احساس امنیت نه تنها در جامعه، بلکه در درون خانواده نیز ضروری به نظر می‌رسد. برای حفظ روابط چهره به چهره و محبت آمیز و پا برجا ماندن احساس، «مایی» لازم است خانواده به پشتوانه عینی و واقعی برای دفع خطرات و کسب فرصت ها مجهز شود که منظور همان احساس امنیت در بین همسران است.
بیان مساله:
    یکی از دغدغه‌های فیلسوفان و عالمان اجتماعی از زمان‌های دور تا به امروز ، موضوع ثبات و تغییر در جوامع بشری بوده است. ثبات هر جامعه رابطه تنگاتنگی با انسجام اجتماعی دارد و انسجام هر جامعه را می توان در رابطه با عوامل و مجاری تغییر درک کرد. از عوامل مهم و مؤثر در انسجام و یکپارچگی جامعه، وجود اعتماد بین افراد و گروه‌های مختلف اجتماعی است. زمانی‌که اعتماد اجتماعی، تحت تأثیر عوامل مختلف دچار فرسایش شود، نظم و انسجام اجتماعی نیز به چالش‌ کشیده می‌شود. زیمل جامعه‌شناس آلمانی معتقد است که بدون وجود اعتماد بین افراد جامعه، آن جامعه فرو می‌پاشد؛ چرا که بسیاری از روابط میان آدمیان، بر عدم قطعیت بین آنها استوار است. به باور زیمل، تعاملات انسانی بیش از دلایل عقلانی و ملاحظات شخصی، از طریق اعتماد استمرار می‌یابد (Simmel, 2004: 178-9).
 یکی از اصول اولیه زندگی اجتماعی، اعتماد داشتن افراد به یکدیگر است. می‌توان گفت که چرخ‌های زندگی بر محور اعتماد و اطمینان افراد نسبت به همدیگر گردش می‌کند. توانایی شکل دادن به مناسبات مثبت اجتماعی، بستگی به اعتماد دارد. هنگامی که بین دو تن اعتماد برقرار باشد، آنها اجازه می‌یابند که با یکدیگر روابط همکاری برقرار کنند؛ هنگامی که انجام آن برای هر دو طرف سودمند باشد. کلمن، بر اعتماد به عنوان یک عامل سرمایه اجتماعی تأکید می‌کند؛ زیرا با اعتماد کردن، روابط اجتماعی نتیجه مطلوبی را حاصل می‌نمایند. در این راستا، وی برای چگونگی روابط میان افراد خانواده به عنوان «سرمایه اجتماعی داخل خانواده» اهمیت خاصی قائل است و موجودی سرمایه اجتماعی را منبعی بالقوه برای افراد خانواده در به دست آوردن منافعشان می‌داند و اَشکال سرمایه اجتماعی را شامل روابط اقتدار، اعتماد و هنجارها دانسته است (کلمن،459:1377)
منبع دیگر اعتماد، درک و فهم دو نفر از یکدیگر است. گزارش می‌دهند که مردان و زنانیکه سطح بالای اعتماد و صمیمیت و اطمینان را درباره ی ازدواجشان گزارش می‌دهند در پیش بینی احساسات، عقاید و باورهای همسرشان بسیارقوی هستند.
با توجه به این تعاریف وقتی که بحث اعتماد را در محیط خانواده مطرح می کنیم، اهمیت آن دوچندان می‌شود. چون یکی از نهادهای اصیل اجتماعی کانون گرم خانوادگی است و اعتماد زوج ها نقش مهمی در حفظ و تداوم آن دارد. اصولا هدف اساسی از ازدواج وصول به سکون و آرامش است و بدیهی است که این هدف وقتی تحقق می یابد که زن ومرد نسبت به یکدیگر اعتماد داشته باشند. بحث در این است زن و شوهر باید در همه ابعاد زندگی خواه بعد مالی و یا بعد ناموسی به یکدیگر اعتماد داشته باشند تا بتوانند زندگی مشترک خانوادگی را اداره کنند (رشیدپور،1378 :102-3).
    به درستی هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند ادعای سلامت کامل کند؛ چنانچه جامعه‌ای از خانواده‌های سالم برخوردار نباشد، بی هیچ شبهه‌ای می‌توان تمام آسیب‌های اجتماعی را متأثر از خانواده دانست (ساروخانی،1379: 7).
بهداشت روانی نسل‌های جامعه در گروی تأمین بهداشت روانی خانواده به عنوان یک کانون مملو از محبت و آرامش برای تحول در رشد استعدادهاست که هر گونه آسیبی به آن، نسل آینده را از آثار سوء خود مصون نخواهد گذاشت و سازمان‌های اجتماعی زیادی را درگیر خود خواهد ساخت. با وجود این، متأسفانه شاهد
افزایش بیش از انتظار نرخ طلاق در جامعه هستیم.(کاملی،1381: 12)
اهمیت خانواده تا آنجاست که پرسال در کتاب «قدرت خانواده» نجات جهان را در گروی حفظ خانواده دانسته است: «وظیفه شما برای دور نگه داشتن خانواده کاری است برای نجات جهانمان.» (پرسال،1379: 666).
از طرفی زندگی خانوادگی یک نوع مشارکت است و اولین و اساسی ترین شرط در شرکتها اطمینان و اعتماد شرکاء نسبت به یکدیگر می‌باشد. یکی از نهادهای اصیل اجتماعی کانون گرم خانوادگی است. بحث در این است که زن و شوهر باید در همه ابعاد زندگی خواه بعد مالی و یا بعد ناموسی به یکدیگر اعتماد داشته باشند تا بتوانند زندگی مشترک خانوادگی را اداره کنند. معنای واقعی زندگی مشترک که سکون و آرامش است، در چنین محیطی ملموس خواهد بود. (رشیدپور، 1378 : 102-3)
در تحقیقی که در سال 1383 توسط مومنه میرزا محمدی در دانشگاه الزهرا انجام شده و صرفاً در مورد اعتماد جنسی زنان به همسرانشان در شهر تهران است، 47% درصد از پاسخگویان -یعنی کمتر از نیمی از آنها- به همسرشان اعتماد خیلی زیادی داشتند. بنابراین، این تحقیق خود برهانی بر نیاز تحقیقات بیشتر در زمینه اعتماد همسران به یکدیگر در انواع دیگر آن است.
از آنجا که وجود امنیت در خانواده یکی از مهمترین وجوه مهم امنیت اجتماعی است. رابطه بین اعتماد بین همسران و وجود امنیت در خانواده ها موضوع مورد مطالعه این تحقیق است.
معنای لغوی امنیت، «رهایی از خطر، تهدید، آسیب، اضطراب، هراس، ترس، نگرانی یا وجود آرامش، اطمینان، آسایش، اعتماد، تأمین، ضامن است» (ماندل،1379: 44) مفهوم امنیت اجتماعی همچون سایر مفاهیم، در حوزه علوم اجتماعی حالت گسترده‌ای دارد و روی نقطه خاصی متمرکز نیست. به همین جهت ارائه نظریات کلی و کالبدشکافیِ مفهوم امنیت اجتماعی، به تنهایی کافی نیست و غور و بررسی مفهوم امنیت اجتماعی نیازمند تحدید آن به حوزه‌ای خاص از شرایط واقعی است که برای این منظور، «خانواده» در نظر گرفته شده است؛ چرا که خانواده در بین تمامی نهادها، سازمان ها و گروه های اجتماعی نقش و اهمیتی خاص و بسزا دارد. چنان که هیچ جامعه ای نمی تواند ادعای سلامت کند اگر از خانواده هایی سالم برخوردار نباشد و هیچ جامعه ای نمی تواند ادعای امنیت کند، اگر خانواده از امنیت بهره مند نباشد.( ساروخانی، 1375: 11)
    شهرنشینی، خطرات جانی بسیاری را رقم زده است؛ انواع بیماری ها، انواع تصادفات و صور گوناگون تجاوز به جان افراد، موجبات بروز نگرانی‌های بسیاری در حیات فراهم ساخته است. در حوزه اخلاق نیز چنین است؛ جامعه در حال گذار در برخورد با مدرنیته رسانه‌ای و ناقص، دچار عوارض شی سروری، لذت‌گرایی و اَشکال گوناگون آنومی در حوزه ارزش‌هاست. بنابراین، خانواده در ابعاد امنیت جان، مال، شغل و امنیت عاطفی و اخلاقی، آسیب‌پذیر گشته است (ساروخانی، نویدنیا، 90:1375) و نبودن احساس امنیت در بین زن و شوهرها، باعث عدم وجود آرامش در بین خانواده‌ها و همچنین عدم ثبات آنها شده است که برای ادامه تثبیت خانواده‌ها نگران کننده است.
در این تحقیق تاکید بیشتر بر روی ابعادی از احساس امنیت چون: احساس امینت روانی، مالی و احساس امنیت نسبت به تداوم زندگی مشترک خانواده است.
   این اشاره‌ها نشان می‌دهد مسائلی از قبیل بی‌اعتمادی همسران به یکدیگر و تاثیر آن بر احساس امنیت و آرامش بین آنها در درون خانواده وجود دارد که نیاز است در مورد آنها تحقیقاتی صورت بگیرد. فراهم کردن زمینه‌های شناخت این موضوع می تواند به استحکام خانواده‌ها کمک نماید.
بنابراین با توجه به اهمیت ثبات، سلامت و گرم بودن کانون خانواده (به عنوان اصیل ترین نهاد اجتماعی) در سلامت جامعه و کاهش آسیب های اجتماعی آن، و از آن جا که اعتماد ستون خانواده است و همچنین احساس امنیت و آرامش بین همسران می‌تواند در گرو اعتماد زوجین به یکدیگر باشد، موضوع بررسی رابطه اعتماد همسران به یکدیگر و احساس امنیت در زندگی مشترکشان انتخاب شد.
1-3. هدفهای تحقیق
الف) هدف کلی
تعیین رابطه اعتماد همسران به یکدیگر واحساس امنیت در بین زوجین ساکن تهران

نوشته ای دیگر :
مدیریت دانش، رسانه