بیمارانی که دارای طرح واره رها شدگی / بی ثباتی هستند، اعتقاد دارند روابط شان با افراد مهم زندگی ثباتی ندارد . بیمارانی که این طرح واره را دارند احساس می کنند افراد مهم زندگی شان در کنار آنها نمی مانند ، زیرا از نظر هیجانی غیر قابل پیش بینی اند ، فقط چند صباحی به طور موقت در کنار آنها حضور دارند و می میرند یا بیمار را به حال خود رها می کنند.
بیمارانی که طرح واره بی اعتمادی / بد رفتاری دارند، براین باورند که دیگران با کوچکترین فرصت از آنها سو استفاده می کنند. به عنوان مثال به آنها آسیب می زنند، تحقیرشان می کنند، دروغ می گویند، بدرفتاری می کنند، فریب می دهند یا آنها را دست می اندازند.
بیمارانی که طرح واره های محرومیت هیجانی دارند، انتظار ندارند تمایل آنها برای برقراری رابطه هیجانی با دیگران به طور کافی ارضا شود. تا به حال سه نوع محرومیت هیجانی را شناختیم:
1 . محرومیت محبت ( فقدان عاطفه یا توجه)
2 . محرومیت از همدلی ( به حرف دل فرد گوش ندادن و درک نشدن)
3. محرومیت از حمایت ( راهنمایی نشدن از سوی دیگران).
بیمارانی که طرح واره نقص / شرم دارند، احساس می کنند افرادی ناقص ، بد، حقیر یا بی ارزش اند و اگر خود را در معرض نگاه دیگران قرار دهند بدون شک طرد می شوند . این طرح واره معمولا با احساس شرم نسبت به نقایص ادراک شده همراه است. این نقص ها و کمبود ها ممکن است شخصی مثل (خود خواهی ، تکانه های پرخاشگرانه ، تمایلات جنسی غیر قابل قبول) یا عمومی ( مثل ظاهر غیر جذاب ) باشند.
بیمارانی که طرح واره انزوای اجتماعی / بیگانگی دارند، احساس می کنند با دیگران متفاوت اند و وصله ناجور اجتماع هستند. در واقع این طرح واره حس متفاوت بودن فرد یا عدم تناسب با اجتماع را در برمیگیرد. معمولا بیماران مبتلا به این طرح واره به هیچ گروه یا جامعه ای احساس تعلق خاطر نمی کنند ( یانگ، کسلو و ویشار؛2003،ترجمه حمید پور و اندرز؛ 1386).
حوزه دوم : خود گردانی و عملکرد مختل
خود گردانی یعنی توانایی فرد برای جدا شدن از خانواده و عملکرد مستقل. این توانایی در مقایسه با افراد هم سن و سال سنجیده می شود. بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارد از خودشان و محیط اطراف شان انتطاراتی دارند که در توانایی آنها برای تفکیک خود از نماد والدین و دستیابی به عملکرد مستقلانه مانع ایجاد می کند. والدین این بیماران برای آنها هر کاری انجام می دادند و به شدت از آنها حمایت می کردند و گاهی برعکس ، به ندرت از آنها مراقبت یا نگهداری می نمودند( که مورد اخیر بسیار نادر است). افراط و تفریط در حمایت از کودک منجر به بروز مشکلاتی در حوزه خود گردانی می شود. والدین این گروه از بیماران اغلب به اعنماد به نفس کودک خود لطمه می زنند و در تقویت عملکرد ماهرانه او در خارج از خانه موفق نیستند. در نتیجه، این بیماران نمی توانند هویت مستقلی در مورد خودشان به دست بیاورند و نمی توانند زندگی شان را بدون دریافت کمک های بی شائبه دیگران ارائه کنند. آنها نمی توانند برای خودشان اهداف مشخصی در نظر بگیرند و در مهارت های مورد نیاز تبحر پیدا کنند ، لذا از نظر کارایی و کفایت در دوران بزرگسالی مثل یک کودک کم سن و سال عمل می کنند.
بیمارانی که طرح واره وابستگی/ بی کفایتی دارند، احساس می کنند بدون کمک جدی دیگران نمی توانند از عهده مسئولیت های روزمره شان برآیند. به عنوان مثال، آنها احساس می کنند توانایی کسب درآمد، حل مشکلات ، خوب قضاوت کردن، به عهده گرفتن وظایف جدید و تصمیم گیری درست را ندارند. این طرح واره اغلب خودش را به شکل منفعل بودن و درماندگی افراطی نشان می دهد.
بیمارانی که طرح واره آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری دارند شدیدا می ترسند مبادا هر لحظه دچار یک فاجعه شوند و نتوانند با آن مقابله کنند. این افراد از چنین فجایعی می ترسند. 1. پزشکی ( مانند بروز حملات قلبی، یا ابتلا به بیماری ایدز ) ، 2 . هیجانی ( مانند دیوانه شدن ، از دست دادن کنترل) و 3 . محیطی ( مانند وقوع تصادف ها ، جنایت، بلایای طبیعی).
بیمارانی که طرح واره خود تحول نیافته/ گرفتاری دارند، اغلب در خصوص ارتباط شان با یکی یا چند نفر از افراد مهم زندگی شان ( اغلب والدین ) بیش از حد اشتغال ذهنی دارند و به همین دلیل ، فردیت و رشد اجتماعی بیماران به آنها وابسته است. این بیماران ، سخت معتقدند که حداقل یکی از افراد این رابطه نمی تواند بدون دیگری به زندگی ادامه دهد. این طرح واره ممکن است احساساتی مثل غرق در شخصیت طرف مقابل شدن ، فقدان هویت و بی هدف بودن زندگی را در بر بگیرد.
بیمارانی که طرح واره شکست دارند، معتقدند بدون شک در دست یابی به حد معمول پیشرفت ( زمینه هایی مثل تحصیل، ورزش، شغل) شکست خواهند خورد و در مقایسه با هم سن و سال هایشان خیلی بی کفایتند . افرادی که این طرح واره را دارند اغلب خودشان را کم هوش ، بی استعداد یا نا موفق می دانند( یانگ، کسلو و ویشار؛ 2003؛ ترجمه حمید پور و اندوز ، 1386).
حوزه سوم: محدودیت های مختل
بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارد، محدودیت های درونی آنها در خصوص احترام متقابل و خویشتن داری به اندازه کافی رشد نکرده است. آنها ممکن است در خصوص احترام به حقوق دیگران ، همکاری کردن ، متعهد بودن یا دستیابی به اهداف بلند مدت مشکل داشته باشند.
علاوه بر این چنین بیمارانی اغلب خود خواه ، لوس، بی مسئولیت یا خود شیفته به نظر می رسند. آنها معمولا در خانواده هایی بزرگ شده اند که خیلی سهل انگار و بیش از حد مه
ربان بوده اند . گاهی اوقات طرح واره استحقاق می تواند شکلی از جبران افراطی طرح واره های دیگر مثل محرومیت هیجانی باشد. معمولا در این قبیل موارد ریشه تحولی اولیه این طرح واره محبت بیش از حد نیست. این بیماران در دوران کودکی نیازی نداشته اند از قوانینی پیروی کنند که دیگران از آن تبعیت می کردند. آنها در دوران کودکی ملاحضه دیگران را نمی کردند و خویشتن دار نبودند . در نتیجه، در بزرگسالی ، توانایی مهار تکانه های خود را ندارند و نمی توانند ارضای نیازهای آنی خود را به خاطر دستیابی به منافع آتی به تاخیر بیندازند.
بیمارانی که طرح واره استحقاق/ بزرگ منشی دارند، خودشان را یک سر و گردن بالاتر از دیگران می دانند و در نتیجه حقوق و امتیازات خاصی برای خودشان قائلند. بیمارانی که این طرح واره را دارند خود را نسبت به احترام متقابل که پایه و اساس تعاملات اجتماعی سالم است موظف نمی دانند . آنها اغلب اصرار می کنند که می توانند هر کاری را که دلشان بخواهد بدون توجه به هزینه ای که این کار برای دیگران دارد، انجام دهند. آنها دوست دارند به قدرت برسند تا بتوانند برتری خود را به رخ بکشند( مثل موفق شدن ، مشهور شدن، و پولدار شدن) . این بیماران اغلب بیش از حد پر توقع یا سلطه گرند و در روابط اجتماعی با مشکلات دیگران همدلی نمی کنند.
بیمارانی که طرح واره خویشتن داری/ خود- انضباطی ناکافی دارند نمی توانند برای دستیابی به اهداف شان خویشتن داری نشان دهند و ناکامی را به قدر کافی تحمل می کنند. از سوی دیگر نمی توانند ابراز هیجان ها و تکانه هایشان را کنترل کنند. در شکل های خفیف تر این بیماران بر اجتناب از ناراحتی خیلی تاکید می کنند ، به عنوان مثال سعی می کنند در روابط بین فردی تعارضی ایجاد نکنند و از پذیرفتن مسدولیت های بیشتر طفره روند( یانگ و همکاران ، 2003؛ ترجمه حمید پور و اندوز، 1386).
حوزه چهارم: دیگر جهت مندی
بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارد به جای رسیدگی به نیازهای خود به دنبال ارضای نیازهای دیگران هستند . آنها این کار را برای دستیابی به تایید تداوم رابطه هیجانی یا اجتناب از انتقام انجام می دهند. این بیماران در روابط اجتماعی تمایل دارند بر پاسخ های دیگران بیشتر از نیاز های خودشان تاکید کنند و اغلب از خشم و تمایلات خودشان نا آگاه هستند. آنها در دوران کودکی آزاد نبوده اند تا از تمایلات طبیعی خودشان پیروی کنند و در بزرگسالی به جای اینکه از درون جهت دهی شوند از محیط بیرونی تاثیر می پذیرند و از خواسته های دیگران تبعیت می کنند. ریشه تحولی طرح واره های این حوزه مبتنی بر پذیرش مشروط بوده است. کودکان باید جنبه های مهم شخصیت خود را برای دستیابی به عشق یا تایید دیگران مهار می کردند. در اکثر این خانواده ها والدین به جای توجه و اهمیت قایل شدن به نیاز های منحصر به فرد کودک بیشتر نیازهای هیجانی یا منزلت اجتماعی خود را مهم می دانند( یانگ و همکاران، 2003؛ ترجمه حمید پور و اندوز، 1386).
بیمارانی که طرح واره اطاعت دارند کنترل خود را به دست دیگران می سپارند و در برابر آنها تسلیم می شوند. زیرا احساس می کنند مجبورند این کار را انجام دهند. کارکرد طرح واره اطاعت معمولا اجتناب از خشم انتقام یا رها شدگی است. دو شکل عمده این طرح واره عبارتند از: 1. اطاعت از نیازها : سرکوب تمایلات و خواسته های فرد و 2. اطاعت از هیجان ها: سرکوب پاسخ های هیجانی، خصوصا خشم. طرح واره اطاعت معمولا با این برداشت همراه است که نیاز ها و احساسات فرد مهم و ارزشمند نیست. این طرح واره اغلب به شکل رضایت و اشتیاق وافر برای خرسند کردن دیگران ظاهر می شود، در عین حال که نسبت به نیرنگ و فریب خوردن حساسیت زیادی دارد. اطاعت معمولا منجر به افزایش تدریجی خشم شده و به شکل علایم ناسازگار ظاهر می شود( مثل رفتار منفعل پرخاشگرانه، طغیان های غیر قابل کنترل خشم، علایم روان تنی یا انزوای عاطفی).