آموزش و بهسازی، شایسته سالاری

Businessman drawing a uptrend chart on screen

شایستگی در نظام شایسته سالارانه: عبارت است از خصوصیات بارز فردی که بطور معمول به ملاکهای مرجع در مورد بهره روی و یا عملکرد عالی در یک زمینه کاری و یا موقعیت شغلی مرتبط می باشد. این صلاحیت ها را در تعاریف مختلف به دو گونه طبقه بندی کرده اند:
صلاحیت های مقدماتی: شامل خصوصیات فردی، دانش و مهارتهایی است که هر فرد در هر شغلی نیاز دارد تا بتواند حداقل کارایی را از خود بروز دهد.
صلاحیت های اختلاف زا: که عملکرد عالی را از عملکرد متــوسط و ضعیــف متمــایز می کند (اسپنثر:2013)
با بررسی و جمع بندی مفاهیم ذکر شده در شایستگی می توان به تعریف جامع تری رسید که عبارت است از: مجموعه ویژگیها، تواناییها و مهارتهای فردی و متغیرهای شخصیتی فرد که باعث می شود افراد در موقعیتهای گوناگون عملکردی اثربخش تر و کاراتر (بهره ورتر) در جهت تحقق اهداف فرد، سازمان و جامعه از خود بروز دهند.
شایسته سالاری: عبارت است از به کار گرفتن شایسته ها برای اداره کردن افراد با توجه به سطح فرهنگ و ارزش ها(باقری زاده، 1379).
شایسته سالاری: یعنی افراد شایسته را در مشاغل و مناصب مرتبط به خودشان که توانمندی انجام آن را دارند قرار دهند تا بتوانند بر حسب شایستگی های خود در پیشرفت فردی و سازمانی موثر واقع شوند(ابیلی، 1382).
شایسته سالاری: فرایندی است که از شایسته گزینی آغاز شده و به شایسته پروری و شایسته پردازی ختم می شود و این روند پیوسته در حال تحول است(احمدی، 1380).
شایسته سالاری: یعنی فرایندی که نقش ها در آن باید برای توانمندیهای خاص انتخاب شود و نه به علت دیگر پارامترهایی مثل جهان بینی، فلسفه و یا تئوریهای سیاسی سازمان.
تعاریف فوق نشان می دهد که سازمانها از تعریفی که بیشتر متناسب با نیازهای آنان باشد استفاده می کنند. با توجه به مفاهیم ذکر شده در این تعاریف می توان گفت که:
شایسته سالاری عبارت است از فرآیند شناسایی، جلب، گزینش، نگهداشت و پرداخت مداوم به نیروهای شایسته و فراهم کردن زمینه های اعمال مدیریت موقعیتی بر حسب توانمندیهای آنان، برای موثر واقع شدن آنها در تحقق اهداف فرد، سازمان و جامعه.
2-اصول شایسته سالاری در سیاست های کلی اصل 44
منظور از اصول شایسته سالارانه در نظر گرفتن، تخصص، تعهد، تجربه، مهارت و توانایی افراد و منظور از اصول ناشایسته سالارانه، در نظر گرفتن وابستگی های خاص مثل روابط فردی و خانوادگی، قومیت، نژاد، زبان مشترک، باند و رابطه بازی و حتی منزلت اجتماعی و طبقاتی افراد در انتخاب مدیران است( احمدی، 1380).
انتخاب شایسته سالارانه مدیران متناسب با موفقیت معنا شده و بر اساس سه مبنای اساسی اصول شایسته سالاری در سازمان تبیین شده است که عبارتند از اصول بر اساس:
ماهیت و مقتضیات شغل مورد نظر
خصوصیات، شایستگی ها، تواناییها و استعدادهای فرد
موقعیت موجود و آینده شغل و سازمان
بر این اساس لازم است طرحی از روابط شغلی در سازمان ایجاد شود، خطوط و مسیرهای پیشرفت با توجه به فرهنگ و استراتژیهای بلند مدت سازمان مشخص و اعلام شود، معیارها و زمینه های ارتقاء در سطوح مختلف مدیریت تعیین شود، در انتخاب افراد هماهنگی کلی با واحدهای دیگر و موقعیت سازمان مدنظر قرار گیرد و در صورت لزوم فرد منتخب از طریق برنامه های آموزش و بهسازی برای انتخاب و تصدی مسئولیتش شایسته تر گردد(ترک زاده، 1377).
در بررسی میزان شایسته سالاری در انتخاب مدیران بر اساس سه محور:
الف) درونداد سیستم، ب) میان داد سیستم ج) برونداد سیستم اصولی ترسیم شده است. بر این اساس که بر مبنای نگرش سیستمی به فراگرد شایسته سالاری نگریسته شده. که این اصول عبارتند از: