آموزه های اسلامی، آموزه های اسلامی

2.3.5. همجنس گرایی از دیدگاه آئین سیک
آئین برهمائی که یکی از ابتدایی ترین دین در شبه جزیره هند می باشد در طی قرون متوالی به انشعابات متعددی تقسیم شده است. یکی از این انشعابات که در چند قرن اخیر به وجود آمده است، آئین سیک می باشد. این آئین لغتاً به معنای «شاگرد» بوده و یک آئین التقاطی و تلفیقی از آموزه های اسلامی و هندوئیسم می باشد که در حقیقت یک آئین در هم آمیخته ای است که نه می توان گفت که این آئین اسلامی است و نه می توان گفت که بودایی است. بنیانگذار این آئین فردی به نام نانک می باشد که بعد از برخورد با برخی از عرفای اسلامی مانند کبیر(صوفی) و همچنین برخی از راهبان بودئیسم، تصمیم به تشکیل آئین سیک کرده و خود را نخستین گورو یا همام معلم خواند. که بعد از او ده گوروی دیگر نیز معلمی سیک ها را برعهده گرفتند که در آخر دهمین گورو اعلام کرد که بعد از من معلم دیگری نخواهد آمد. که از قرن 18 به بعد سیک ها بدون گورو ماندند.
با توجه به اینکه آئین سیک یک آئین تلفیقی از عرفان کبیر و هندوئیسم می باشد برخی از احکام اصلی این آئین ها را در خود دارا بوده و به برخی دیگر از این احکام اشاره نکرده است و یا اینکه در برخی از مواضع، خود قوانین جدیدی را وضع کرده است. یکی از مسائلی که در این آئین به صورت مستقیم به آن نپرداخته اند، مسئله انحرافات جنسی همچون همجنس گرایی می باشد، ولی با توجه به اینکه این آئین تلفیقی از دو دین اسلام و بودیسم می باشد و در این دو دین، همجنس گرایی امری ناپسند و گناه محسوب می شود و همچنین با توجه به بیانه ای که سیک ها در سال 2005 مبنی بر حمایت از قوانین ضد همجنس گرایی صادر کرده اند، می توان گفت که همجنس گرایی در نزد آئین سیک یک عمل ناپسندیده به حساب می آید. زیرا در همان بیانیه ضد همجنس گرایی، سیک ها همجنس گرایی را یک عمل مخالف با طبیعت انسانی بیان کرده بودند.
2.3.6. همجنس گرایی از دیدگاه دین زردشت
زردشت یکی از ادیان باستانی جهان محسوب می شود که چند قرن بعد از ورود آرایی ها به ایران و با شهرنشینی شدن آن ها، فرد مصلحی برخاست و ایرانیان را به آئین تازه ای دعوت کرد و آیین قبلی آنها را از میان برداشت و خود را پیامبر و فرستاده خدای خوبی و روشنایی ها معرفی کرد و چون دارای شتری زرد رنگ بود او را زردثوشتر یا زرداشتر گفتند. مورخان درباره زمان دقیق رسالت زردشت اخلاف نظر دارند برخی از آنها بر این باورند که زردشت 6 هزار سال قبل از میلاد می زیست ولی قول مشهور بر این است که او در سال 660 قبل از میلاد حضرت مسیح7 به دنیا آمده و در سال 630 قبل از میلاد به پیامبری مبعوث شده است. که بعد از برانگیخته شدن، به سراغ پادشاهان زمان خود رفته و آنها را به آئین خود دعوت می کرد که آخر در سن 77 سالگی در آتشکده بلخ افغانستان به دست تورانیان کشته شد.
درباره پیامبری زردشت نظریات زیادی بیان شده است ولی با توجه به برخی از احادیث شیعه این نظریه مطرح می شود که زرتشت پیامبری راستین بوده است. زیرا درباره پیامبری او از حضرت امام جعفر صادق7 روایتی در اصول کافی نقل شده است که می فرمایند: حضرت رسول اکرم6 پس از استقرار در مدینه به اهل مکه نامه نوشتند و آنان را به ترک بت پرستی و قبول اسلام ملزم کردند. اهالی مکه پیشنهاد جزیه را دادند ولی پیامبر6 جزیه را مخصوص اهل کتاب دانستند که مکیان در جواب گفتند که شما از اهل هَجَر – زردشتیان- که قریه ای نزدیک مدینه هست و کافر می باشند نیز جزیه می گیرند که پیامبر6 در جواب آنها نوشته بودند که زردشتیان پیامبری داشته اند که کشته شده است و کتابی داشته اند که سوخته است که کتاب پیامبر آنها بر روی دوازده هزار پوست گاو نوشته شده بود.
کتاب آسمانی زردشتتیان «اوستا» نام دارد که به معنای اساس و بنیاد و متن می باشد. این کتاب به گفته مورخان بیش از اوستای امروزی است که ابتدا در سینه ها مردم بود که حدوداً پس از ظهور اسلام به خط اوستایی در زمان ساسانیان نوشته شد. که اوستای موجود امروزی مشتمل بر پنج جزء است : 1- یَسنا، که در آن سرودها و پرستش ها است و گات ها که سرودها و مناجات زردشت است. 2- ویسپِرَد، که در آن ادعیه و نمازها است. 3- وِندیداد، که در آن احکام شریعت زرتشت است. 4- یَشتها، که در آن ستایش وسپاس و پرستش خدا و فرشتگان است. 5- خورده اوستا، که در آن ادعیه و نمازها است. اساس دیانت زرتشت بر سه محور: اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک، قرار دارد و به همان اندازه که تاکید بر راستى و درستى شده است، به دورى از دروغ و ناپاکى نیز توصیه گردیده است. چرا که دروغ گویان را به عذاب جهنم وعده داده و راستگویان را ثواب بهشت نوید داده است. بنابراین اساس دین زردشت بر راستى و درستى بنا نهاده شده و نقطه ضد آن دروغ و نادرستى است.
2.3.6.1. جایگاه غریزه جنسی و ارضای صحیح آن در دین زردشت
غریزه جنسی در میان آموزه های دین زرتشت مانند سایر ادیان دیگر از اهمیت خاصی برخوردار است به طوری که دین زردشت، ارضای غریزه جنسی و تعدیل آن را در قالب نظام خانواده معرفی کرده و برای ازدواج پیروان خود و تعدیل غرایز جسمانی آنها در قالب خانواده دستورات و احکامی را بیان کرده است و از آنجا که در ادیان باستانی ایران مانند زردشت، زناشویی به منظور ازدیاد نفوس و پاکدامنی افراد مطرح می شود. درباره ازدواج و نحوه انجام آن در کتب مقدس زردشتیان دستورات و احکام مختلفی بیان شده است. و ازدواج را با اصطلاحاتی همچون مقدس و مبارک یاد کرده اند. و در برخی از موارد به بیان بر
تری افراد متاهل نسبت به مجرد می پردازند. لذا در گات ها که شامل 17 سروده از زردشت و مهمترین و اساسی ترین بخش اوستا می باشد، در قسمتی ازآن، زردشت خطاب به دختر خود و با لحنی نصیحت گویانه، به مسئله ازدواج او با جاماسپ که یکی از پیروان راستین زردشت بود می پردازد و چنین می گوید:
« اینک تو ای پوروچستا، جوان تریت دختر زردشت، من از روی پاکی و راستی و نیک منشی، جاماسپ را که از راست کرداران و پشتیبانان آئین راستی است، جهت تو بر گزیده ام پس اکنون برو و در این باره بیندیش و خردت را راهنما قرار بده و پس از موافقت به اجرای مراسم مقدس ازدواج بپرداز.»
در دین زردشت نحوه انتخاب همسر توسط دختر بدین صورت می باشد که دختر باید منحصراً با مردی ازدواج می کند که از سوی پدرش معرفی می شود. و اگر اختلافی میان پدر و دختر در انتخاب همسر به میان بیاید، انتخاب پدر در اولویت قرار می گیرد. لذا در دین زردشت عمل جنسی و ارضای صحیح آن باید در قالب ازدواج و مطرح شود و زن یا مرد حق ندارد به رابطه جنسی خارج از محدوده ازدواج دست بزند. علاوه بر انتخاب همسر، فرد می تواند کنیز یا کنیزانی را – با توجه به منزلت اجتماعی خویش- در اختیار داشته باشد تا علاوه بر کار برای آنها در خانه و یا مزرعه، به برقرای رابطه جنسی با آنها نیز بپردازند و به ارضاء و تعدیل غریزه جنسی خود بپردازند.
مسئله دیگری که در راستای ارضای صحیح غریزه جنسی در دین زردشت مطرح می شود، ازدواج با محارم و رابطه با کنیزان پدری می باشد؛ که علاوه بر آن می توان گفت که نشانه های از امانت دهی کنیزان به مردان دیگر جهت بهره گیری جنسی از آنها نیز دیده می شود. به طوری که برخی از محققان همچون کریستین بارتلمه که از خاورشناسان و زبانشناسان معروف آلمانی در ابتدای قرن 20 می باشد، در یکی از آثار خود به مسئله «خویدوده» یا همان ازدواج با محارم پرداخته و نمونه های از آن را بیان می کند که در دین زردشت دختر ابتدا با پدر خود یا برادر خود ازدواج کرده و اگر دختر راضی به ازدواج با پدر یا برادر خود نشود باید با فردی که از سوی پدرش معرفی می شود ازدواج کند. و در کتب مقدس زردشتیان در این باره چنین آورده اند که:
«اگر دختر یا خواهر مردی به ازدواج با او رضایت و موافقت نداشته باشد، آیا مرد می تواند به زور آنان را زن خود کند؟»
که در جواب این سوال آذر فرنبغ فرخزاد چنین فتوا می دهد که:
«مرد را نمی توان وادار به ازدواج کرد ولی زن را می توان به زور وادار به ازدواج کرد به خصوص اگر خواهر یا دختر باشد»
و حتی این نوع احکام در باره کنیزان و همسران به نحوه دیگر نیز صادر شده است به طوری که آنها را به برقراری رابطه جنسی با افراد دیگر به امانت داده می شود و اگر فرزندی از آن متولد شد، متعلق به مالک کنیز یا شوهر آن همسر می باشد.
«هرگاه دو تن – خواه هم دین، خواه بردار، خواه دوست – با یکدیگر پیمانی ببندند تا یکی کالایی (پیمان بر سر کالا، تعریفی است کلی برای پیمان بر سر گوسفند، گاو و کشتزار) را از دیگری بگیرد یا زنی (زن نیز مانند گله ی گاو یا کشتزار موضوع پیمان واقع می شود) از خاندان او را به همسری برگزیند یا دانشی را از وی بیاموزد، آن کس که کالایی را خواستار است باید آن را بدو بدهند؛ آن کس که زنی را به همسری برگزیده است باید همسرش را بدو بسپارند تا با او زناشویی کند و آن کس که خواستار دانش دینی است باید مَنثَره ی وَرجاوند را بدو بیاموزند.»
برخی نیز این احکام را قبول نداشته و معتقداند که چنین رابطه ای در دین زردشت وجود ندارد زیرا اگر وجود داشت، خود زردشت باید با دختر یا خواهرش ازدواج می کرد یا زنش را به امانت می گذاشت که چنین مواردی در سیره عملی زردشت دیده نمی شود و حتی اگر چنین حکمی نیز در زردشت وجود داشته باشد، مربوط به دوره ی خاصی و برای عدم انقراض نسل پیروان زردشت صورت گرفته است.
2.3.6.2. همجنس گرایی و احکام آن در دین زردشت