« دیه مالی است که به سبب جنایت کردن بر نفس یا عضو واجب می شود و فرقی نمی کند که از طرف شارع میزان آن معین شده باشد یا معین نشده باشد و گاهی دیه فقط بر آنچه معین شده است اطلاق می گردد و آنچه را معین نشده است ارش یا حکومت می نامند .»
صاحب جواهری در تعریف دیه می گوید:
«مراد از دیه در اینجا مالی است که به سبب جنایت کردن بر شخص آزاد اعم از اینکه جنایت بر نفس باشد یا بر عضو بر جانی واجب می شود خواه آن مال معین شده باشد و خواه معین نشده باشد . اگر چه دیه به مال معین شده از طرف شارع اطلاق می شود و آنچه را که معین نشده است ارش یا حکومت می گویند. »
شهید ثانی در مسالک الافهام دیه را اینگونه تعریف می کند :
« دیه مالی است که به سبب جنایتی که بر انسان آزاد است وارد شده، واجب می گردد خواه این جنایت نسبت به جان شخص وارد شده باشد خواه به پایین تر از این حد و گاه این لفظ تنها بر مقادیر معین شده از طرف شارع اطلاق شده است و بر سایر موارد لفظ ارش اطلاق می شود »
آیت الله مکارم شیرازی از مراجع معاصر در درس خارج از فقه از دیه اینگونه یاد می کنند:
«دیه جبران خسارت مالی است دیه پول خون انسان نیست خون انسان با چیزی برابری نمی کند»
یکی دیگر از فقها دیه را اینگونه تشریح می کنند:
« دیه برای جبران ضررهای بدنی و و زیان های بدن تعیین شده است و ارش برای ضرر و زیان های وارده بر بدن در جایی که دیه تعیین نشده است در نظر گرفته شده است .»
همانطور که می توان گفت نظرات و تعاریف فقهای امامیه اکثراً دیه را دارای معنی عام دانسته و بطور مطلق شامل مالی که به سبب جنایت واجب می شود می دانند خواه مقدار آن از طرف شارع مشخص شده باشد و خواه مشخص نشده باشد. در این میان نظر امام خمینی (ره) و صاحب جواهری مشابه یکدیگر و کامل است. دیدگاه و نظر آیت الله مکارم شرازی که دیه را جبران خسارت مالیه دانسته است و آن را صرفاً پول خون انسان نمی داند.
مفهوم دیه در فقه حنفی
از میان فقهای این مذهب می توان به تعریف محمدبن احمد سرخسی اشاره کرد که در کتاب المبسوط بیان کرده است :
« لفظ دیه از مصدر اداء مشتق شده است زیرا دیه مالی است که در مقابل تلف کردن چیزی که مال شمرده نمی شود یعنی نفس اداء می شود. »
عبدالله بن محمود الحوصلی از دیه اینگونه تعبیر کرده است:
« دیه یعنی آنچه که اداء می شود و چون قتل موجب می شود که مالی به اولیای دم پرداخت شود این مال را دیه می گویند.»
مفهوم دیه در فقه مالکی
فقهای این مذهب مانند سایر مذاهب اسلامی دیه را تعریف نکرده اند و فقط برآن نام «عقل» نهاده اند بدون آنکه هیچ تعریفی از آن ارائه و بازگو کنند. اینکه آنچه در جنایت بر نفس و به عوض آن داده می شود عقل نامیده شده به جهت آن است که معمولاً شتران را به عنوان دیه شبانه به پیشگاه خانه اولیای دم مقتول می بردند و در صبح روز بعداولیای مقتول، شتران را بسته شده در آنجا می یافتند و بدین خاطر همانگونه که قبلاً اشاره شد دیه بنام عقل مرسوم و متداول شده است. صاحب جواهر درباره عقل به معنی دیه و وجه تسمیه آن می گوید:
« دیه را از آن جهت عقل نامیده اند که که از بی پروایی و جسارت در خونریزی منع و جلوگیری می کند زیرا یکی از معانی عقل عبارت است از منع. »
در مذهب مالکی مباحث مربوط به دیات و موارد تعلق آن در کتابی تحت عنوان کتاب العقول مطرح شده است.