احکام تناسب دفاع و تجاوز، استفاده از زور

دانلود پایان نامه

اگر با فرار کردن که یکی از اسباب حفظ جان است، امکان سلامت وجود دارد، در صورتی که راه منحصر در فرار باشد، فرار واجب عینی است و در صورتی که راه دیگری هم برای حفظ جان باشد، فرار واجب کفایی است(مسالک الافهام، ج3،
ص16)0ازفقیهان معاصر، امام خمینی(قدس سره) نوشته است:چنان چه فرار از چنگ مهاجم از طریق دیگری غیر از جنگیدن ممکن باشد، احتیاط آن است که جنگ نکند. پس اگر مهاجم به ناموس او هجوم ببرد و او بتواند از راهی غیر از جنگیدن ناموس خود را رها سازد، احتیاط آن است که چنین کند(تحریر الوسیله، ج1، ص488، م11، قسم ثانی)0
سیدعبدالاعلی سبزواری برای اثبات این مطلب که در صورت امکان فرار، لازم است فرار کند و نوبت به جنگ و دفاع نمی رسد، این گونه استدلال کرده است:
اطلاقات ادله دفاع شامل مورد نیست و لااقل شک داریم که آیا ادله دفاع جایی را که شخص راه فرار دارد شامل است یا نه. حال با وجود شک چگونه می شود به اطلاق تمسک کرد؟ وقتی تمسک به اطلاقات دفاع ممکن نبود، نوبت به اصل اولیه حرمت صدمه و آسیب به دیگری می رسد(مهذب الاحکام، ج28، ص163)0
شافعی در الام نوشته است:
اگر فرد مسلمانی در مکانی به کسی حمله کند و درها بسته باشد و توان دفاع و راه فراری وجود نداشته باشد جز این که به وسیله شمشیر یا چیز دیگری که نزد اوست از خود دفاع کند، آن کس می تواند متجاوز را با شمشیر مضروب سازد و از هتک حرمت خویشتن که خداوند حرام کرده است جلوگیری کند(شافعی، الام، ج6، ص177؛ نووی، المنهاج، ص537).
دسوقی نوشته است:
اگر مدافع بدون مشقت قادر باشد با خانواده و مالش از چنگ متجاوز فرار کند، حق ایراد جرح به او را ندارد؛ چه رسد به این که متجاوز را بکشد(دسوقی مالکی، حاشیه شرح الکبیر، ج4، ص357)0
ابن قدامه حنبلی نوشته است:
اگر به نفس، مال یا ناموس کسی تعرض شود… بعضی دیگر گفته اند: اگر امکان فرار یا پناه بردن و مانند آن وجود دارد، حق دفاع ندارد(ابن قدامه حنبلی، حاشیه المقنع، ج3، ص505).
بعضی در جمع بندی آرای فقیهان فرار را به واجب، جایز و حرام تقسیم کرده اند.
فرار واجب در جایی است که فرد از دفاع کردن عاجز باشد و راهی برای حفظ جان جز فرار نیست.
فرار جایز جایی است که رهایی از تجاوز هم به وسیله دفاع و هم به وسیله فرار ممکن باشد.
فرار حرام جایی است که فرار مستلزم تلف شدن نفس محترمی گردد.
این مطلب که مدافع در صورتی حق استفاده از زور را دارد که دفاع منوط به آن باشد و راه دیگری برای دفع خطر نباشد، از آیات قرآن نیز قابل استفاده است. خدای متعال فرموده است: «با آنان پیکار کنید تا فتنه باقی نماند و دین مخصوص خدا گردد. پس اگر دست برداشتند، تعدی جز بر ستمکاران روا نیست.» (بقره،193)0 خدای متعال پیکار بعد از دفع خطر و دست برداشتن دشمن از تجاوز را تعدی دانسته و تأکید کرده است که تعدی کاری است که بر ستمکاران رواست نه بر مسلمانان.
فقیهان مذاهب مختلف اهل سنت نیز به شرط منحصر بودن دفع خطر به دفاع و استفاده از زور تصریح کرده و در صورت امکان فرار از چنگ متجاوز، فرار را بر درگیری ترجیح داده اند.
5-6 احکام تناسب دفاع و تجاوز
روح انتقام جویی که خواه ناخواه، در افراد و ملت های مورد تجاوز زبانه می کشد، چه بسا ممکن است تجاوزات پی درپی و رو به رشدی را زنجیروار به دنبال آورد و چه بسا تا نابودی دو طرف یا یک طرف ادامه یابد. حتی انسان های سالم و عدالت خواه که به هیچ وجه تمایلی به تجاوز به دیگری ندارند، هنگامی که مورد تجاوز دیگران قرار می گیرند، انگیزه انتقام آنان تحریک می شود و از آن جا که دفاع و تجاوزِ عکس العملی را منافی با عدالت نمی دانند، روحیه عدالت خواهی ـ که در بسیاری از آنان مانع تجاوزشان می شود ـ قادر نیست آنان را از انتقام گیری باز دارد.
حقوق دانان با ذکر شرط تناسب تلاش کرده اند تجاوزات زنجیره ای رو به رشد را در یک نقطه ختم کنند و انگیزه انتقام جویی را به بند بکشند. فقیهان نیز با حساسیت بیش تری رعایت ترتیب و تدریج در شدت عمل را مطرح ساخته اند و تجاوز از حد دفاع را به شدت منع کرده اند.
اصل عنوان تناسب دفاع با تجاوز از عناوینی است که در حقوق مطرح شده و در فقه نیز به جای عنوان تناسب از عنوان «الأسهل فالأسهل» استفاده شده که با شرط تناسب هماهنگی کامل دارد. مراد فقیهان از عنوان «الأسهل» رعایت ترتیب و تدریج در شدت عمل است. فقیهان برای دفاع درجاتی ذکر کرده اند که مدافع باید از آسان ترین درجه ای که ظن غالب پیدا می کند که می تواند با آن از خود دفاع کند، شروع کند و به تدریج در صورت نیاز به سمت شدت عمل بیش تر برود.
نخستین فقیهی که در این باره اظهار نظر کرده، شیخ طوسی است. وی نوشته است:
هرگاه کسی قصد جان یا مال یا حریم کسی را کند، برای مدافع، دفع مهاجم به آسان ترین چیز ممکن جایز است. پس اگر در جایی است که صدا بزند، کسی به فریاد او می رسد، دفاع با همان فریاد محقق می شود و اگر لازم است با دست از خود دفاع کند، باید با دست دفاع کند و اگر متجاوز با دست دفع نشود، با عصا و اگر با عصا نشد می تواند با سلاح متجاوز را دفع کند(المبسوط، ج8، ص77).