درفصل اول معنای لغوی تمکین واقسام آن بیان شدو همانطور که اشاره شد درکتب فقهی، تمکین را از وظایف زن می دانند، و از تمکین مرد سخنی به میان نیامده است. اما در باب نشوز، فقیهان، آن را تعمیم داده و به مرد نیز نسبت داده اند. محقق در شرایع فرموده است: «نشوز خروج از طاعت است که گاه از مرد سر می زند و گاه از زن». همین معنا را صاحب جواهر، به تفصیل شرح کرده است. حقیقت آن است که زن و مرد، هر کدام در قبال دیگری وظایفی دارد و هر کدام بر دیگری حقی دارد، بنابراین تمکین عنوانی عام خواهد بود که باید از قلمرو آن نسبت به زن و شوهر به طور مشترک بحث کرد، گرچه حقوق یکی از آنان بیشتر یا وظایفش سنگین تر باشد.
از آنجا که‌ نیازهای‌ جنسی‌ مرد و زن‌ متفاوت‌ است‌، نباید صرفا بحث‌ تمکین‌، به‌ عنوان‌ وظیفه‌ زن‌ وحق شوهر مورد مطالعه‌ قرار گیرد. زیرا نگاه‌ یکسویه‌ به‌ این‌ مهم‌، ناهنجاری‌ها، آفت‌ها و آسیب‌های‌ اجتماعی‌
بسیاری‌ را به‌ دنبال‌ خواهد داشت‌. متاسفانه‌ به‌ بحث‌ تمکین‌ خاص‌ در کتاب‌های‌ فقهی‌ بسیار یکسویه‌ و تنها از زاویه‌ غریزه‌ جنسی‌ که‌ در بستر زوجین‌ شکل‌ می‌گیرد، پرداخته‌ شده‌ است‌. این‌ در حالی‌ است‌ که‌ طرفین‌ یک‌ ارتباط‌، دو انسان‌ هستند و نمی‌توان‌ تمکین‌ را منتزع‌ و تنها از زاویه‌ امر غریزی‌ آن‌ هم‌ از سوی‌ جنس‌ مذکر همان‌گونه‌ که‌ در میان‌ سایر حیوانات‌ صورت‌ می‌گیرد نگاه‌ کرد. مراد از تمکین و حصول رضایت همسر، صرف قرار دادن زن تحت اعمال غریزه جنسی مرد نیست بلکه این تمکین اولاً خشوع در مقابل حکم کردگار حکیم، و ثانیا عشق ورزی بی شائبه و پایبندی به قداست خانوادهاست.
همانطور که قبلا هم اشاره شد، در واقع تمکین خاص، ایجاد شرایطی برای رفع نیازهای جنسی در هر موقعیت ممکن و متعارف است و نویسندگان علم حقوق نیز به هر دو مبنای تمکین اشاره کرده اند، تمکین عام همان قبول ریاست شوهر بر خانواده و محترم شمردن اراده وی در اداره خانواده است، ولی تمکین خاص ناظر به رابطه جنسی زن با شوهر و پاسخ دادن به خواسته های مشروع وی در این زمینه می باشد. تمکین امر مطلقی نیست، بلکه باید در حد مشروع باشد که داوری آن بر حسب زمان و مکان، برعهده عرف و اخلاق است. لذا خواسته های شوهر اگر غیراخلاقی و غیرمتعارف باشد، مشروع نخواهد بود.
2-1-1-1 ادله لزوم تمکین
ادله ای که می توان بر لزوم تمکین کامل زوجه در حد متعارف اقامه کرد به این شرح است:
2-1-1-1-1 قرآن
1- آیه شریفه: یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحیضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحیضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى یَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ . و از تو، در باره خون حیض سؤال مى‏کنند، بگو: «چیز زیانبار و آلوده‏اى است از این رو در حالت قاعدگى، از آنان کناره‏گیرى کنید! و با آنها نزدیکى ننماید، تا پاک شوند! و هنگامى که پاک شدند، از طریقى که خدا به شما فرمان داده، با آنها آمیزش کنید! خداوند، توبه‏کنندگان را دوست دارد، و پاکان را (نیز) دوست دارد.
نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ مُلاقُوهُ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنین‏ زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند پس هر زمان که بخواهید، مى‏توانید با آنها آمیزش کنید. و (سعى نمائید از این فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نیکى براى خود، از پیش بفرستید! و از خدا بپرهیزید و بدانید او را ملاقات خواهید کرد و به مؤمنان، بشارت ده.
تقریب استدلال: در این دو آیه جمله: «فاتوهن من حیث امرکم الله» و نیز «فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ » برای این امر قابل استدلال است. اما جمله اول به این تقریب که اتیانی که به مرد اجازه داده شده کنایه از مباشرت است و یا به این تقریب که معنای «امرکم الله» به گفتۀ مفسرین آن است که اتیان باید به صورت مشروع انجام شده و به طریق منهی که در این آیه آمده یعنی در حال حیض نباشد؛ روشن است که آن چه در حال حیض در شرع ممنوع است استمتاع کامل یعنی مباشرت است و دیگر استمتاعات اشکالی ندارد لذا در کافى است که از امام صادق (ع )پرسیدند، مردى که زنش حائض است چه بهره‏اى از او مى‏تواند داشته باشد؟ فرمود: همه چیز الا جلو . امر (فَأتوهُنّ) که کنایه از مباشرت پس از تحصیل طهارت است و پس از نهی (ولاتَقرَبوهُنّ) آمده است، فقط نشان جواز مباشرت است نه وجوب، یعنی پس از طهارت، از همان مکانی که خداوند امر کرده است، با زنان درآمیزید، زیرا (حَیث) قید مکان است و حرف «من» در این‌گونه موارد، اثر حرف «فی» را دارد؛ مانند (إذا نودی لِلصَّلاهِ مِن یَومِ الجُمُعَه) که معنای «در روز جمعه» را می‌فهماند. این فرمان مى‏تواند فرمان تکوینى پروردگار یا فرمان تشریعى او باشد زیرا خداوند براى بقاى نوع انسان، جاذبه مخصوصى در میان دو جنس مخالف، نسبت به یکدیگر قرار داده، و به همین دلیل آمیزش جنسى لذت خاصى براى هر دو طرف دارد، ولى مسلم است، که هدف نهایى بقاء نسل بوده، و این جاذبه و لذت مقدمه آن است بنا بر این لذت جنسى باید، تنها در مسیر بقاى نسل قرار گیرد، و به همین جهت استمناء و لواط و مانند آن، نوعى انحراف از این فرمان تکوینى و ممنوع است. جمله دوّم یعنی «فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ » ، هم
به مرد اجازه استمتاع کامل داده است؛ با این بیان که «انّی» در لغت بر سه معنا آمده است:
1- به معنای «مَتی» (زمان)؛ مانند «أنّی جئت؟؛ کی آمدی؟
2- به معنای «کیف» (چگونه)؛ مانند (أنّی یُحیی هذِهِ اللهُ بَعدَ مَوتِها)؛ خدا چگونه این را پس از مردن زنده می‌کند.
3- برای مکان به معنای «مِنْ أین» (از کجا)؛ مانند (قالَ یامَریَمُ أنّی لَکِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ)؛ مریم! این غذا از کجا برای تو آمده است؟ گفت: از نزد خدا. مرحوم شیخ طوسی ترجمه آن را به غیر «من اَین» خطا دانسته است. اگر« أَنَّى » در آیه فوق زمانیه باشد، معنایش این مى‏شود (شما هر وقت خواستید به کشتزار خود بروید) یعنی توسعه زمانى مساله آمیزش جنسى را بیان مى‏کند، یعنى در هر زمانیکه اراده کردید مجاز هستید و اگر مکانیه باشد، معناى مکان باشد، معنا چنین مى‏شود (شما به کشتزار خود وارد شوید، از هر محلى که خواستید) توسعه در مکان و چگونگى انواع آمیزش است. و به هر معنا که باشد مى‏خواهد اطلاق را برساند، مخصوصا با قید (شئتم) این اطلاق روشن‏تر به چشم مى‏خورد. به این ترتیب، دو همسر مى‏توانند هر گونه ودر هرجهت و در هر زمان و مکان، از لذت جنسى بهره گیرند، جز آنچه در قانون شرع ممنوع شده است و این همان چیزی است که مرد براثر حق تمکین به آن می رسد.
در این آیه زنان تشبیه به مزرعه شده‏اند، و این تشبیه ممکن است براى بعضى سنگین آید که چرا اسلام درباره نیمى از نوع بشر چنین تعبیرى کرده است در حالى که نکته باریکى در این تشبیه نهفته شده، در حقیقت قرآن مى‏خواهد ضرورت وجود زن را در اجتماع انسانى نشان دهد که زن وسیله اطفاء شهوت و هوسرانى مردان نیست، بلکه وسیله‏اى است براى حفظ حیات نوع بشر، این سخن در برابر آنها که نسبت به جنس زن همچون یک بازیچه یا وسیله هوسبازى مى‏نگرند، هشدارى محسوب مى‏شود.
2- آیه شریفه : أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَهَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ « آمیزش جنسى با همسرانتان، در شبِ روزهایى که روزه مى‏گیرید، حلال است. آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها (هر دو زینت هم و سبب حفظ یکدیگرید) »
تقریب استدلال: جملۀ: « هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ » نیز بر این حکم دلالت دارد زیرا مطابق این آیه هر یک از زن و مرد باید نیازهای غریزی دیگری را به گونه ای پوشش دهند که مانع طغیان و تعدی وی شود.ظاهر از کلمه لباس همان معناى معروفش مى‏باشد، یعنى جامه‏اى که بدن آدمى را مى‏پوشاند و این دو جمله از قبیل استعاره است، برای این که هر یک از زن و شوهر، طرف دیگر خود را از رفتن به دنیای فسق و فجور و اشاعه آن در بین افراد نوع بشر جلوگیری می‎کند. پس در حقیقت مرد لباس و ساتر زن است و زن ساتر مرد است. در واقع آمیزش و رابطه زن و مرد محافظ زوجین است و وقار و پرده‌ای که از آمیزش مشروع مرد و زن بر چهره ظاهر و درونی انگیزه‎های حیوانی و طغیان شهوت کشیده می‎شود؛ حافظ رسوایی، پرده‌برداری و سبک‌سری است. در صورتی که نیاز غریزی مرد بطور کامل و در حد متعارف تامین نشود لباس بودن و پوشش دادن نیاز وی تحقق نمی یابد. از این رو، دلالت آیه بر رفع کامل نیاز جنسی هر یک توسط دیگری به صورت متعارف تمام و پذیرفته است.
3- آیه شریفه:« وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فی‏ ذلِکَ إِنْ أَرادُوا إِصْلاحاً وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَهٌ وَ اللَّهُ عَزیزٌ حَکیم‏» و همسرانشان، براى بازگرداندن آنها (و از سرگرفتن زندگى زناشویى) در این مدت، (از دیگران) سزاوارترند در صورتى که (براستى) خواهان اصلاح باشند. و براى آنان، همانند وظایفى که بر دوش آنهاست، حقوق شایسته‏اى قرار داده شده و مردان بر آنان برترى دارند و خداوند توانا و حکیم است.
تقریب استدلال: مفاد جملۀ: « وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ » آنست که هر کدام از زن و مرد حقوقی بر دیگری دارند که باید با روش معروف تامین شود. واژه « معروف» که به معنى کار نیک و شناخته شده و معقول و منطقى است. مرحوم طبرسى درمجمع البیان معتقد است که این جمله از کلمات عجیب و جالب و جامعى است که فواید بسیارى را در بر داردو در واقع به مجموعه حقوق زناشویى مردان و زنان، اشاره مى‏کند و مى‏گوید: همان طور که براى مرد حقوقى بر عهده زنان گذارده شده همچنین زنان حقوقى بر مردان دارند که آنها موظف به رعایت آنند زیرا در اسلام هرگز حق یک طرفه نیست، و همیشه به صورت متقابل مى‏باشد. و از آن جا که تامین نیاز جنسی یکدیگر یکی از حقوق مسلم میان زن و شوهر است طبق این آیه این حق باید بر اساس معروف و متعارف میان عقلا تامین شود و هیچ یک حق ندارند از تامین آن بر اساس معروف سرباز زند. پس دلالت این آیه هم تمام است.
2-1-1-1-2 سنّت
در روایات متعددی به لزوم تمکین جنسی زن اشاره شده است و مرحوم شیخ حرعاملی در وسایل الشیعه بابی دروجوب تمکین زن آورده است حال به چند روایت برای استدلال اشاره می گردد.