ماژول تجمیع : این چارچوب حاصل تلاش صاحبنظرانی چون اسلوتزکی، استاهلر،آفوا وتوکی و پورتراست. در این ماژول ، مدلهای کسب وکار در زنجیره ارزش جمع آوری و یکپارچه می شوند . مبنای قرارگرفتن مدلها در زنجیره ارزش ، ارزشی است که توسط آنها ایجاد می شود . نکته قابل توجه در استفاده از این چارچوب این است که فرایند با 4 ماژول فوق باید به طور مستمر تکرار شود ، هرتمرین و تکرار به درک بهتر صنعت جدید و زنجیره ارزش آن کمک می کند . برخلاف چارچوبهای تولید ایده آل ، این چارچوب به دنبال جستجوی یک راه حل ایده ال یا تلاش جهت حل یک مشکل واقعی نیست. بلکه تمرکز این چارچوب برکشف فضای جدیدی از نوآوری برای مدلهای کسب و کار است که به پیروی از فناوریهای جدید ایجاد می شود. به طور کلی هر نوع صنعت و مدلهای کسب و کار آن براساس مفروضات خاصی که درباره مکانیسمهای آن صنعت وجود دارد ، ساخته می شود و درنتیجه تا این مفروضات تغییر نکند نیازی به پیاده سازی مدلهای کسب وکار جدید نیز نیست( شوبر ، 2004 ) .
الگویVISOR :
این الگو که توسط امرالساوی ارائه شده مبتنی براصل مشتری مداری بوده و دارای 5 عنصراست . این الگو یکی از الگوهای ارزشمند در طراحی مدل کسب و کار است که سعی در یکپارچه سازی رویکردهای مختلف توسعه مدل کسب و کار و توجه به مواردی چون تجارب کاربر و فاکتورهای اینترفیس دارد. عناصراین الگو شامل زنجیره ارزش ، مشتری ، خدمات ، مدل درآمد و مدل سازماندهی است و روش پاسخگویی شرکت به نیازهای پنهان وآشکار مشتریان را به منظور ارائه بالاترین ارزش به مشتریان ، با روشی سود آور و مستمرکه ارزش را بهینه می نماید ، تعیین می کند . با توجه به این الگو موفقترین مدل کسب وکار ، مدلی است که با هماهنگ کردن عناصر الگو بیشترین ارزش ممکن را به منظور بر آورده نمودن آرزوها و نیازهای کاربران تا بالاترین حد ممکن فراهم نماید و از سویی دیگر بتواند هزینه های واقعی محسوس و نا محسوس ، ارائه این خدمات را تا آخرین حد ممکن کاهش دهد . البته این کاهش هزینه از طریق ترکیب بهینه تجربه اینترفیس، پلتفرم خدمات و مدل سازماندهی امکانپذیرمی گردد ( فیف ، 2006 ) .
الگویFBBM : توسط بومن ، هاکرودیواس (2007) ارائه شده و با تمرکز برحوزه های خدماتی ، نوع کارگروهی ، محتوا ومسائل مربوط به آن به طراحی مدل کسب وکار می پردازد . این الگو روشی جامع و عملی برای طراحی مدلهای کسب و کار شبکه های ارزش پیچیدهای است که به ارائه خدمات می پردازند. بر اساس نظرصاحبنظران این الگو ، دنیای امروز به جای مد نظر قرار دادن زنجیره های ارزش سنتی استاتیک وخطی، شبکه های ارزش انعطاف پذیر، باید مورد توجه قرارگیرند . در شبکه های ارزش هر یک از دست اندرکاران ، منابع و قابلیتهای ویژه ای دارندکه با استفاده از نوآوری و ترکیب این منابع و قابلیتها ، این شبکه ها می توانند به موفقیت برسند. درک ارزش همکاری توسط دست اندرکاران مختلف شبکه ارزش کار راحتی نیست ، دلیل آن این است که هریک از عوامل شبکه ارزش در حوزه های متفاوتی مشغول به کار بوده و در نتیجه مدلهای کسب و کار متفاوتی را دنبال می نمایندکه در صورت مشارکت در شبکه ارزش ، باید مدلهای کسب و کار خود را با مدل کسب وکار شبکه ارزش مورد نظر هماهنگ نمایند. به طورکلی با استفاده از این الگو ، رابطه بین حوزه هایی که در آن خدمات و مدل کسب و کار ارائه می شوند ، نوع کار گروهی ، محتوا ودر نهایت مسائل مرتبط به فرایند و میزان خلاقیت شرکای گروه و کشف مدلهای کسب وکار، مشخص می شود ( بوام ، 2007 ) .
الگوی پویا: این الگو با الگوی فابر ،شباهت اندکی دارد. بر اساس این الگو ، طراحی مدل کسب وکار با توجه به عوامل پویای محیطی و درطی فازهای مختلفی صورت می گیرد (زعفریان، 1391،ص8) .
طراحی خدمات: مسأله اصلی در خدمات ارزش است. ارزش از نظر جهت دید ارائه دهنده و دریافت کننده به چهار گروه تقسیم می شود که در طراحی خدمات باید مورد توجه واقع شود: نخست ارزش مورد نظر که منظور از آن ، ارزشی است که تهیه(ارائه)کننده خدمات قصد دارد در بالاترین میزان به مشتریان و یا کاربران نهایی ارائه دهد. این هدف غایی نقطه شروع نوآوری بوده و منجر به ارائه ارزش می گردد. ارزشی که ارائه کننده ارزش ، به مشتریان خدمات ارائه می دهد ، ارزش ارائه شده ،نام دارد. ارزش مورد انتظار ، ارزشی است که مشتریان انتظار دارند از خدمات دریافت نمایند. این نوع ارزش تحت تأثیر تجارب قبلی مشتری و یا خدمات مشابه قرار می گیرد. ارزش گرفته شده ، ارزشی است که مشتری(کاربرنهایی)هنگام استفاده از خدمات ارائه شده ،دریافت می کند . این بعد ارزش،خط پایان است و مشتری پسازآن به ارزیابی نوآوری می پردازد (زعفریان، 1391،ص8) .
طراحی سازمانی: به تشریح شبکه ارزشی می پردازد که برای ازقوه به فعل در آوردن ارزش مورد نظر الزامی است. یک شبکه ارزش شامل دست اندرکاران با منابع و قابلیتهای ویژه است که در تعامل با یکدیگر وانجام فعالیتهای ارزشی به ایجاد ارزش برای مشتریان می پردازند تا بتوانند استراتژیها و اهداف خود را از قوه به فعل در بیاورند. دست اندرکاران این شبکه ارزش با توجه به منابع و قابلیتها ممکن است قدرت بیشتر یا کمتری در شبکه ارزش داشته باشند. بر اساس نظر هاوکینز، شرکای هر شبکه ارزش شامل سه گروه شرکای ساختاری که داراییهای محسوس و غیرمحسوس غیرقابل جانشین را تهیه می کنند، شرکای همکار که به تهیه خدمات و کالاها برای برآوردن نیازهای خاص شبکه می پردازند و شرکای حمایتی که خدمات و
کالاهای عمومی و قابل ج
انشین را فراهم می کنند. شرکای ساختاری نسبت به شرکای حمایتی از جایگاه بهتری برای اعمال کنترل بر شبکه ارزش دارا هستند طراحی فناوری: دراین بعد معماری فنی(بازدرمقابل بسته ،متمرکز در مقابل توزیع شده) ، زیرساختار (پهنای باند بالا در مقابل پهنای باند پایین) ، شبکه های دسترسی( ثابت در مقابل بیسیم ، پهنای باند بالا در مقابل پایین ، قابل قیاس در مقابل غیر قابل قیاس) ،پلتفرم های خدمات (متمرکز در مقابل توزیع شده ، شخصی در مقابل غیرشخصی ، مطمئن در مقابل غیرمطمئن،قدیمی درمقابل جدید)،وسایل دسترسی کاربرنهایی به خدمات (چند منظوره درمقابل تک منظوره ، تسهیل ذخیره سازی در مقابل عدم ذخیره سازی،گنجاندن نرم افزار در مقابل ترمینال باز) ، برنامه های کاربردی (همیشگی در مقابل حساس به زمان ، شخصی در مقابل غیرشخصی،مطمئن درمقابل غیرمطمئن) ، داده (حجم زیاد در مقابل حجم کم) وکارکرد فناوری (همیشگی در مقابل حساس بودن به زمان، شخصی در مقابل غیرشخصی،مطمئن در مقابل غیرمطمئن) به عنوان مهمترین متغیرهای طراحی فناوری بررسی می شوند ( بوام ، 2007 ،ص 108 ) .
جدول ( 2-3) الگوهای طراحی مدل کسب وکار از دیدگاه صاحبنظران مختلف را نشان می دهد .
الگوهای طراحی مدل کسب وکار صاحبنظران مختلف
ردیف
نام صاحب اثر
نام مدل
ابعاد/حوزه طراحی
نقاط قوت
نقاط ضعف
1
فابر
SOFT