اعتماد و نظریه پردازان سازمانی، فرآیند تصمیم گیری

2 – 2 – 7 – 3 ) نظریه ساشکین
ساشکین (1986) اعتماد در سازمان را اینگونه تعریف می کند: اعتماد احساس اطمینانی است که کارمندان نسبت به مدیر دارند و آنچه مدیر به آنها می گوید باور می کنند(ص211). او رویگردهای مختلف به اعتماد را به صورت تئوری تکاملی اعتماد ادغام کرد. عوامل اصلی تشکیل دهنده اعتماد در تئوری او اعتبار و ثبات هستند. ساشکین معتقد است ، اعتبار به معنی اطمینان به اجرای کاری است که فرد قصد دارد آن را انجام دهد و ثبات نیز که به انداره اعتبار دارای ارزش و اهمیت می باشد ،‌قابل پیش بینی بودن رفتار فرد را نشان می دهد. وی بر این باور است که “کاهش ابهام یکی از عملکردهای ضروری برای مدیران است. زمانی که مدیران ابهام را در سازمان کاهش می دهند ،‌ارزیابی میزان و خطر و سطح آسیب پذیری در موقعیت موجود آسانتر است ، لذا هر چه ابهام در موقعیت بیشتر باشد ،‌احتمال کمتری وجود دارد که افراد با یکدیگر اعتماد کنند” (مختاری کرچگانی ،‌1386 ، ص29). وی ده عنصر دخیل اعتماد را زمان و مکان ،‌ابهام و احتمالات ، ایمان ، نشانه های نمادین یا تخصصی ،‌خطر ،‌مخاطره آسیب پذیری و کنش های فردی می داند.
2 – 2 – 7 – 4 ) نظریه لومان
لومان (1979) کارکرد اعتماد را درون نظام اجتماعی مورد بررسی قرار داده و با کارکرد قانون در جامعه مقایسه می کند. به اعتقاد او ،‌کارکرد اعتماد در نظام اجتماعی این است که تردیدهای اجتماعی را کاهش داده و بدین ترتیب قابلیت پیش بینی رفتارها را افزایش می دهد. از نظر وی ،‌اعتماد در واقع یک نوع مکانیسم اجتماعی است که در آن انتظارات ،‌اعمال و رفتار افراد تنظیم و هدایت می شود . از سوی دیگر او معتقد است : “هر چند که اعتماد ، انتظارات افراد را تنظیم نموده واعمال و رفتارشان را هدایت می کند ، ولی باید به این نکته توجه نمود که احتمال تخطی ازآن وجود دارد. این به این معناست که همیشه فردی که مورد اعتماد قرار می گیرد ، مطابق پیش بینی های فرد اعتماد کننده عمل نمی کند یا ممکن است عمل نکند. وی خاطر نشان می کند که قانون و اعتماد به قدرت مشروع ازجمله ابزار هایی هستند که می توانند خطر ذاتی اعتماد را کاهش دهند . در واقع قانون از طریق تقویت و همکاری ، خطر ذاتی موجود در اعتماد را کاهش می دهد(عباس زاده ، 1382 ،ص40).”
2 – 2 – 8 ) اعتماد و نظریه پردازان سازمانی
امروز موضوع اعتماد مورد علاقه محافل علمی و دانشگاهی قرار گرفته است. همچنین در سازمان ها نیز افراد مختلفی این موضوع را مورد مطالعه قرار داده اند(پیت ، 2006)
در تئوری سازمان ، اهمیت اعتماد در ابتدا در مکتب روابط انسانی بیان شد که مبتنی بر این فرضیه که بهره وری ، انعطاف پذیری و شکوفایی سازمان به طور طبیعی از توسعه و رشد کارکنان نشأت می گیرد.
نظریه پردازانی مانند مک گریگور ، لیکرت و آرجریس ، از این ایده که اعتماد عنصر اساسی برای موفقیت سازمان است حمایت کردند.
2 – 2 – 8 – 1 ) مک گریگور
تئوری X , Y مفروضات متقابل مدیریتی در مورد کارکنان هستند که مک گریگور بیان می کند . مک بیان می دارد مدیران مطابق انتظارات کارکنان شان و نه بیش تر از آن عمل می کنند.
تئوری x مجموعه ای از ارزش هاست که کارکنان در یک جو بروکراتیک قرار دارند ، برای نمونه مدیریت به کارکنان اعتماد نمی کند ، احساس می کنند که کارکنان کارشان دوست ندارند و همکاری و مشارکت آنان فقط از طریق مکانیزم های کنترل صورت می پذیرد.
از طرف دیگر ،‌ تئوری y مجموعه ای از ارزش هاست که مدیران به کارکنان اعتماد می کنند و کارکنان از مکانیزم های خود کنترلی برخوردارند و معتقدند که ارزش ها و اهداف فردی کارکنان در جهت اهداف سازمانی است. مطابق نظر مک گریگور ، تئوری y موجب روحیه ی بالای کاری کارکنان می شود که نتیجه آن بهره وری بالای اعضای سازمان است.
2 – 2 – 8 – 2 ) لیکرت
لیکرت مدل سازمانی را توسعه داده و بر چهار سیستم مختلف تأکید داشت. لیکرت این سیستم ها را اقتدار مآب ، اقتدار خیرخواهانه ، مشورتی و مشارکتی نام گذاری کرد.
سازمان های مشارکتی از طریق اعتماد و اطمینان مدیریت به زیر دستان ،‌تقاضا و به کارگیری از داده های زیردستان ، ارتباطات باز و صحیح ، فرآیند تصمیم گیری منسجم ، هدف گذاری مشترک میان مدیران و کارکنان ، کنترل پایین ،‌بهره وری بالا ، غیبت و ترک خدمت پایین تعریف می شود. لیکرت بیان می دارد که کلید برتری یک سازمان ایجاد سیستم مشارکتی است.
2 – 2 – 8 – 3 ) آرجریس
آرجریس ، بیان می دارد که موفقیت و وضعیت سازمان ها باید طوری طراحی شود که به رشد و نمو انسانی در سازمان ها اجازه داده و آنها را تشویق نماید.
وی بیان می دارد که افزایش عدم اعتماد بین فردی در سازمان باعث کاهش جریان اطلاعات ، نبودن توافق و مطابقت در سازمان و کاهش کارایی در جریان تصمیم گیری می شود. آرجریس پیشنهاد می کند که سازمان ها باید در جستجوی غنی سازی شغلی ، به حداقل رساندن وابستگس یک طرفه و یک جانبه، ‌افزایش گشودگی و ارتباطات باز ، اعتماد ، ریسک پذیری و بیان احساسات باشند.
2 – 2 – 8 – 4 ) پیترز
اهمیت اعتماد درون سازمان هم چنین بوسیله مشاوران سازمانی و مدیران با تجربه ای که معتقدند استراتژی مدیریت به جای کنترل بر مبنای تعهد است نیز ذکر شده است.