اعتیاد به مواد مخدر، علل خودکشی در ایران

Market share, business opportunity, market growth, increase market share or business concept. Businessman grabs a piece of wooden blocks with pie chart graphic.

نظریات جدید، خودکشی شناسان معاصر معتقد به وجود ساختار شخصیتی یا سایکودینامیک خاص مرتبط با خودکشی نیستند . آنان معتقدند که اطلاعات فراوانی از تخیلات بیمارانی که اقدام به خودکشی کرده اند درباره اینکه اگر خودکشی می کردند چه اتفاقی روی می داد یا پیامدهای آن چگونه بود می توان بدست آورد. این تخیلات اغلب عبارتند از: 1)آرزوی انتقام، قدرت ، کنترل یا مجازات؛2) آرزوی جبران ، فداکاری یا کفاره دادن؛3)آرزوی فرار یا خواب؛ 4) آرزوی نجاتیافتن، تولد دوباره، اتحاد دوباره با شخص فوت شده؛ و 5) آرزوی حیاتی تازه در بین بیماران افتخاری احتمال برون ریزی تخیلات افتخاری در افراد زیر بیشتر است: کسانی که متحمل فقدان شی محبوب یا ضربه خودشیفتگی شده اند. آنهایی که دچار عواطف شدیدی ، نظیر غضب و احساس گناه می شوند و یا با یک قربانی خودکشی همانند سازی می کنند(کاپلان1 و سادوک2 2003). امروزه اکثر محققین جوامع، خودکشی را پدیده ای پیچیده میدانند که با عوامل اجتماعی ، زیستی و روانی در ارتباط است (علیرضایی 1382).
علل خودکشی در ایران
در ایران مطالعه ی دقیقی در مورد خودکشی صورت نگرفته است زیرا آمار پزشکی قانونی گویا نیست وبسیاری از افراد خودکشی افراد خانواده ی خود را ننگ وبی آبرویی تلقی کرده و از افشای آن خودکشی می کنند. درکشو آمارهایی وجود دارد که حاکی از آنکه سالیانه 5 تا 7 هزار نفرازطریق خودکشی جان خود را می گیرند که نیمی از آن ها در شهرهای بزرگ، یک چهارم در شهرها کوچک و متوسط و بقیه در روستاها انفاق می افتد. دکتر قرایی مقدم معتقد است که نگاه سنتی خانواده ها به مسأله خودکشی که درکشورما وجود دارد موجب گردیده است تا به آماردقیق و صحیح دسترسی نداشته باشیم زیرا دربسیاری ازشهرهاخودکشی هر یک ازافراد خانواده موجب بی حیثتی و بی آبرویی خانواده می شود همین دلیل به مخفی کردن نوع مرگ می انجامد ( ریئس دانا ، 1380). به طور کلی در رابطه با خودکشی در ایران دلایل زیر ذکر شده است (ستوده، 1374):
________________________________________
1-Kaplan
2-Sadock
1- اختلافات زناشویی ،عشق و تمایلات شدید عاطفی وعلل ناموسی؛
2- ناراحتی های روانی ،شکست در عشق و اختلالات روانی و شخصیتی؛
3- مشکلات ناشی از شکست های تحصیلی واسترس ها وفشار های روانی و روحی ناشی از آنها(فشار های عاطفی، فشار های تحصیلی مانند کنکور، نقایص جسمی و فیزیکی در نسل جوان)و احساس پوچی وبی هدفی وافسردگی؛
4- فقر و تنگدستی،بیکاری ،اخراج از کار و شرایط نامساعد اقتصادی؛
5- مسائل و معضلات زندگی شهری و وضعیت نا به سامان زندگی؛
6- ازهم پاشیدگی گروه های اجتماعی مانند خانواده ، شغلی ، خویشاوندی ، دوستی و..
7- اعتیاد به مواد مخدر ، الکل و داروهای توهم زا؛
8- ضعیف شدن اعتقادات مذهبی؛
9- عدم استقلال واجبار در پیروی از مقررات سنتی؛
10- بر ملا شدن اسرار و حقایق خصوصی زندگی فرد.
نظریههای خودکشی
نظریه اشنایدمن
اشنایدمن1 (1992، به نقل از آذر، نوحی و شفیعی کندجانی، 1385) به عنوان بنیانگذار انجمن خودکشی آمریکا، با ارایه ی الگوی مکعبی خودکشی این فرض را مطرح می کند که احتمال رفتار خودکشی از طریق سه عامل زیر تعیین می شود: 1) درد، 2) تشویش و 3) فشار. در این نظریه اعتقاد بر این است که درد روانشناختی غیرقابل تحمل یک محرک مشترک در رفتار خودکشی است که از نیازهای روانشناختی ناکام شده ناشی می شود.
____________________________________
1-Shnaydman
نظریه فروید
اولین نگرش مهم به خودکشی نگرش فروید1 (1856-1939) بود. فروید معتقد بود که از دست دادن “شی محبوب” که شخص نسبت به آن احساس دوگانه ای دارد منجر می شود که احساس خصومت نسبت به آنان متوجه درون شده، شخص را از خود بیزار سازد (به نقل از آذر، نوحی و شفیعی کندجانی، 1385).
فروید به تدریج نظریهی غریزهی مرگ را که در تضاد با لیبیدو بود را کامل کرد و آن را مهمتر از غریزهی زندگی دانست. غریزه را انگیزه ذاتی در هر موجود زنده معرفی کرد و وظیفه اصلی را بازگشت به وضعیت قبلی که موجود ناگزیر شده بود بر اثر فشارهای خارجی ناراحت کننده آن را کنار بگذارد، تعریف کرد. ابتدایی ترین توجیه او با مشاهده ی بیماری مبتلا به بیاشتهایی عصبی بود که از خوردن غذا امتناع میکرد. فروید معتقد بود که این بیماری نشانه این است که بیماران اغلب رویای مرگ خود و نیز مرگ نزدیکان می بیند ولی آن را به عنوان رویداد مسرت بخش می دانند نه یک چیز غم آور فروید فروید بر حسب عادت که تمام مسایل و امور را کلیت می بخشید، سعی کرد که تمامی رفتارهای خطرناک انسان را غریزه مرگ به شمار آورد. او اعمال خطرناک انسان مانند کوهنوردی، بیابان گردی و جنگل پیمایی را گریز از زندگی به سوی مرگ می دانست و تمام اشکال قهرمانی را سرپوشی برای تمایل به مردن میپنداشت. بی دلیل نبود که در طو
ل زندگی و حیات خود نفرت و بی رحمی، جنگها و اذیت و آزار دینی و نژادی، بهرهکشی انسان ها از یکدیگر، استبداد سیاسی، تحقیر و نیرنگ را مشاهده و تحمل کرد و بنیان غریزه مرگ و غریزه بشر برای نابود کردن خود و در عین حال پایبندی به نظریه ماتریالیسم مکانیستی و ماده گرایی درباره ی روح بشر را بنا نهاد. او کاملا حق داشت که غریزه مرگ را فرض مسلم بشناسد و آن را غریزه مرگ نام نهد (به نقل از آذر، نوحی و شفیعی کندجانی، 1385).
__________________________________________
1-Frued