اعلامیه جهانی حقوق بشر، حقوق مدنی و سیاسی

دانلود پایان نامه

اگر بخواهیم اشاره‌ای به حقوق زن در ایران باستان نماییم باید بدانیم که زن در آن دوران حقوق اجتماعی و اقتصادی نداشت. البته این وضعیت در ادوار مختلف اشکانی و ساسانی متفاوت بوده اگر چه زن در ایران قدیم وضیعتی بهتر از زمان دیگر تمدن‌ها داشت اما باید متذکر شد که به جز زن سوگلی زنان دیگر حکیم کارگرد خدمتکار را داشتند. و زن در جامعه آن روزگار حق رای و اظهار نظر نداشت و همچنین دارای کرامت انسانی نبود و به شکل برده زندگی می‌کرد.
یونانیان می‌پنداشتند که زن موجودی زاده شیطان است و اورا هر کاری جز خدمتکاری و ارضای غرایز جنسی مردان منع می‌کردند. در یونان باستان مرد تسلط بسیاری برزن داشت تا آنجا که از حد مالکیت نیز پایدار فرار گذاشته بودنداو را به آسانی مورد معامله خویش و بیگانه قرار می‌دادند. ازدواج نیز امری اجباری برای زن محسوب می‌شد و به طور کلی زن از حق ارث و طلاق محروم بود و حتی بعداز مرگ شوهر حق زندگی نداشت.
در روم باستان زن به مانند یک برده بود مانند آن خرید و فروش می‌شد وحتی زن در برابر پدر شوهرخود حق مالکیت معاشرت و حق حیات نداشتند و پدر و شوهر او می‌توانستند دختر یا زن خود را بفروشند و حتی قرض و اجاره دهند و حتی بالاتر ازهمه حق کشتن او را نیز داشتند.
چینی‌ها زن را چشمه ناپاکی و مصیبت می‌دانستند آنان اغلب نوزدان دختر را می‌کشتند. و او را به صحرا می‌افکندند و خویشان برای تولد دختر به فرد تسلیت می‌گفتند.
در هندوستان نیز مانند جوامع دیگر از استقلال و شخصیت و مقام والای انسانی برای زن خبری نبود. زن همواره تحتت سرپرستی پدرشوهر یا پسر خود بود آنان باید شوهر خود را همان خدای خود می‌پرستیدند.
از نظر آنان زن روح گنهکاری بود که دوباره زاده می‌شد به همین دلیل او را دروازه جهنم می‌پنداشتند. پس از مرگ شوهر نیز حق حیات از او سلب و با طرح روح قانون پلید ((ساتی)) اضطرابات روحی بر او سایه می‌افکند، این موضوع به طوری بود که زن باور داشت که باید پس از مرگ شوهر سوزانده شود.
در عربستان آنچنان وعادت دختر را می‌دانستند که اگر زنی دختری می‌زایید و عادت این دختر را از دوستان مخفی نگاه می‌داشتند و انچنان این موضوع شوم بود که گویی گناه بزرگی مرتکب شده‌اند. فردی که خبر و عادت دخترش را می‌شنید بسیار خشمگین می‌شد. البته این موضوع هنوز نواحی و مناطقی که تربیت کافی بر دختران وجود ندارد دختران قیمت واقعی خود را در اجتماع به دست نیا ورده‌اندو هنوز این وضعیت بر سر می‌برند.
همان طور که در بالا مواردی از حق حیات زن در طول دوره‌های مختلف را بررسی کردیم به وضوح مشخص شد که د ردوران قدیم، دختر کشی در بسیاری از جوامع رواج داشت و دختر را سبب ننگ و شرمساری می‌پنداشتند و و برای او هیچ ارزشی قائل نبودند بلکه حق حیات که از نعمات خداوندی و مهم ترین حقی است که فرد می‌تواند دارا باشد محروم می‌کردندبیشتر زن را خادم مردمی‌دانستند و ارزش و کرامتانسانی برای زن قائل نبودند و بنیادی ترین حق زن که همان حق حیات اوست و دستان پدر یا شوهر و مردان قرار می‌گرفت…البته ممکن است حق حیات به عنوان حقوق عمومی زن غیر منتظره به نظر آید امان نگاهی به نگرش اقدام و قبایل سرگردان در این رابطه این انتظار را موجه جلوه می‌دهند و نیز برای زن هیچ گونه حق حیاتی قائل نبودند بلکه او رامحق شکنجه و کشتن می‌دانستند و او را ننگی برای جامعه می‌پنداشتند، مطابق با اسناد و شواهد تاریخی قریب به 90 درصد افراد و قبائل و طایفه حق حیات برای زن قائل نبودند حتی اگر چنین حقی برای آنان در نظر گرفته می‌شد فقط او را برای ارضای شهوات مردان و وسیله ای برای رفع نیازهای آنان می‌دانستند.
اما از سده هفدهم به بعد د این زمینه نهضت هایی در اروپا شکل گرفت که به مسائل اجتماعی می‌پرداخت و گسترش این نهضت‌ها نهضتزنان را در پی داست. امروزه محتویات اجتماعی مسیری را برای زن به وجود آورده است که انان نیز خواستار حقوقی برابر با مردان می‌باشد.
و آرمان اصلی او رفع هر گونه تعبیض و تمایز بین زنان و مردان است.
وضعیت حق حیات زن در اسناد و منابع بین‌المللی
همان طور که می‌دانیم حق حیات در تمامی مکاتب مورد قبول قرار گرفته است. در دیبا چه منشور سازمان ملل نیز تساوی زن و مرد مورد تایید قرار گرفته است و به طور کلی از اهداف اساسی سازمان ملل تحقق همکاری‌های بین‌المللی در پیشبرد و تشویق به احترام به حقوق بیشتر و آزادی‌های سیاسی افراد بدون آنکه از حیث نژاد، زبان، مذهب و جنس برای آنان تفاوتی قائل باشیم. همچنین در اعلامیه جهانی حقوق بشر اعلام گردیده است که «تمام افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند و از لحاظ جنسیت و حقوق برابرند و هرکس می‌تواند بدون هر گونه تمایز از جنسیت رنگ، جنس، زبان و مذهب از آزادی هایی که در اعلامیه ذکر شده بهره مند گردد.»
همان طوری که «بالا بیان شد حق حیات نخستین و اصلی ترین حق انسانی می‌باشد و امروزه برای هر فرد اعم از زن و مرد و سیاه و سفید و فقیر و غنی به رسمیت شناخته شده است.
اعلامیه حقوق بشر (10 دسامبر1948) که دربند یک دیباچه خود اعتراف می‌کند.
از آنجا که شناسایی حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقال ناپذیر آنان اساس آزادی و صلح را تشکیل می‌دهد و از آنجا که عدم شناسایی و تحقیر حقوق بشتر منتهی به اعمال و حشیانه گردیده است که روح بشریت را به عصیان واداشته است دنیایی را برای افراد بشر به وجود می‌آورد که افراد بشر در ابراز عقیده آزادبوده و فارغ از هرگونه ترسی آن را بیان کنند و این بالاتر ین آمال و ارزوهای بستر است و همان طور می‌دانیم حقوق انسانی زمانی اجرا می‌باشد که با اجرای قانون از آن حمایت کنیم تا اینکه بشر از آخرین علاج برایبیمارهایی از ظلم که همان قیام دربرابر ظلم می‌باشد مجبوری نگردد و لازم است توسعه روابط بین‌الملل و دوستانه مورد تشویق قرار گیرد و همان طور که می‌دانیم اعضای ملل متحد به حقوق اساسی بشر و مقام ارزش انسانی و تساوی حقوق زن و مرد منشور ایمان را سخ دارند و آن را در منشور اعلام کرده‌اند و تصمیم بر پیشرفت اجتماعی دادند تا آن را در محیطی بهتر به وجود آورند و این اعلامیه بر حیثیت تمام افراد (مطابق ماده1) و اینکه ((هرکس حق دارد که شخصیت او به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته می‌شود (ماده6) تاکید دارند. اعلامیه مذکور برای تضمین این اصل اساسی اعلام می‌دارد((احدی را نمی‌توان در بردگی نگه داشت (ماده4) خودسرانه توقیف، حبس(ماده 6) تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قراداد که ظالمانه ودوراز انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد(ماده5)
میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز همانند اعلامیه حقوق بشر به حق حیات انسانها اشاره کرده است این میثاق بین‌المللی ضمن تاکید «حثیت ذاتی انسان» (دیباچه ) به حقوق انسانی و تضمین حق ذاتی انسان (ماده 1) اشاره دارد و همچنین در«ماده7» آن به منع شکنجه اشاره شده و د ماده 8 نیز درباره منع بردگی و کار اجباری بیان گردیده است و در ماده(بند 1ماده9) اعضا را متعهد به منع توقیف و بازداشت خودسرانه نموده است.
ماده 2از طرح اعلامیه اسلامی حقوق بشر تهیه شده و از طرف کنفرانس دول اسلام قاهره می‌گوید:
الف)زندگی موهبتی الهی است و حقی برا تمام افراد می‌باشد و جوامع حکومتها وظیفه دارند تا ازاین حق اساسی دفاع کنند در مقابل هر تجاوزی که به ملت شود ایستادگی کنند و البته بدون مجوز شرعی حق کشتن هیچ فردی وجود ندارد.
ب)حق استفاده از هر وسیله به طور کلی یا جزئی که منجر به از بین رفتن بشریت می‌شود ممنوع گردیده است.
ج)از ادامه زندگی بشر تا جایی که وظیفه شرعی است و مشیت الهی باشد پاسداری و محافظت نماید.
اعلامیه جهانی حقوق بشردر اسلام در ماده 7 بند الف اعلام می‌دارد که کرامت انسانی زن ومرد برابر است و زن در برابرحقوق تکامل کردار و شخصیت اجتماعی نیز دارند و همچنین دارای استقلال در جریانات مالی خود می‌باشد و حق حفظ نام و نسبت خویش را دارد.
ماده چهار کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر موادی و و دو پروتکل الحاقی کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر، پروتکل شماره شش کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، ماده چهار منشور آفریقایی حقوق بشر و ملل، کنوانسیون پیشگیری و مجازات جنایت به کنوانسیون بین‌الملل تعلیق و مجازات جنایت آپارتاید، کنوانسیون بین‌المللی منع گروگان گیری ماده 24 اساسنامه دیوان بین‌المللی یوگسلاوی سابق ماده 23 اساسنامه دیوان بین‌المللی رواندا قطعنامه‌های شورای اقتصادی و اجتماعی ملل متحد در 25 مه 1984 و 24 مه 1989 اصول اساسی ملل متحد در خصوص توسل به زور و سلاح گرم توسط مقامات اجرایی قانون، همگی در ارتباط با حق حیات وضع شده‌اند.