با این وجود، تغییر و بهبود در نظام‌های آموزش عالی به دغدغه ذهنی همه کشورهای پیشرفته و در حال توسعه تبدیل شده است. دانشگاه‌ها نیز همانند سایر سازمان‌ها در جهت بقا و ادامه حیاتشان نیازمند یادگیری چه در درون سازمان و چه در بیرون سازمان می‌باشند، لذا تحقق این امر مهم در سازمان‌ها همچون دانشگاه‌ها مستلزم داشتن ویژگی‌هایی است که سازمان را به یک سازمان یادگیرنده تبدیل کند. در نهایت در این تحقیق به دنبال بررسی این مطلب می‌باشیم که بین سازمان یادگیرنده و اثربخشی سازمانی چگونه ارتباطی وجود دارد؟
اهمیت و ضرورت تحقیق
با توجه به توضیحاتی که ارائه شد می‌توان اهمیت و ضرورت تحقیق را که انتخاب ساختار مناسب و در نتیجه افزایش اثربخشی سازمانی است در علل زیر خلاصه نمود:
تغییر اهمیت عوامل تولید: پیتر دراکر با توجه به تغییرات اجتماعی، تحولات آینده را پیش‌بینی می‌کند و با در نظر گرفتن اهمیت عوامل تولید ادعا می‌کند سرمایه داری اثربخش مرده است و سرمایه مهمترین عامل تولید نیست (دراکر، 1988). چارلز هندی پیشگوی دیگر تغییرات اجتماعی عقیده دارد که اثباتا کارکنان مهمترین دارایی‌های سازمان‌های رشد‌یابنده هستند (هندی، 1990).
دانش به عنوان مزیت رقابتی: پیتر دراکر عقیده دارد دانش منبع اصلی رقابت برای افراد و بطور کلی برای سازمان می‌باشد (دراکر، 1992).
سرعت تغییرات محیطی: ضرورت تبدیل شدن به سازمان‌های یادگیرنده از آنجا ناشی می‌شود که با افزایش پیچیدگی و سرعت تغییرات محیطی، در واقع عدم اطمینان در محیط سازمان‌ها فزونی یافته است. در نتیجه سازمان‌ها نیاز بیشتری به دانش و آگاهی گسترده از عوامل محیطی دارند تا بتوانند خود را با تغییرات و تحولات محیطی تطبیق دهند. شرط لازم برای فراگیری سازمان، توان آموختن در اعضای آن است. گرچه این شرط تضمینی برای ایجاد چنین سازمانی به دست نمی‌دهد ولی بدون آن نیز قطعاً سازمان یادگیرنده به‌وجود نخواهد آمد (نوبخت و صادقی 2008).
عدم رضایت از پارادایم‌های موجود در مدیریت: پیتر سنگه در اثر خود به نام (پنجمین فرمان) به ناتوانی سیستم مدیریت دستور و کنترل برای برانگیختن کارکنان ” باهوش ” اشاره می‌کند (سنگه، 1990). سیستم بروکراتیک، کارکنان را به جاگرفتن در قالب‌های سازمانی تشویق می‌نماید و آنها را وادار به بکارگیری روش‌های قدیمی می‌نماید و از ریسک پذیری و ارزش گذاردن به فکرهای جدید سرد می‌نماید. البته تعدادی از نویسندگان از جمله رومه، جاکوس، آدلر و کل عقیده دارند که بروکراسی و سلسله مراتب علت واقعی مشکلات سیستم سنتی نیست، بلکه سلسله مراتب را راهی می‌دانند که سازمان گرفتار آمده در مشکلات جاری و عدم رضایت متعاقبش آن را بکار می‌گیرند (هاروی‌سیر، 1988).
افزایش حساسیت رقابت: پیروزی در رقابت‌های سازمانی مستلزم عمل سریع‌تر، مانوورهای خلاقیت بیشتر، انعطاف بیشتر و مشارکت بیشتر کارکنان و مشتریان بیش از آنچه در بروکراسی سنتی بوده است، می‌باشد و این ابتکار نیازمند زیرکی بیشتر، مشارکت بیشتر و مدیریت منعطف برای استفاده از فرصتها بدون از دست دادن آنها می‌باشد. دیدگاه مشترک بسیاری از نویسندگان این است که تقاضای رقابتی وقتی پاسخ داده می‌شود که ساختار روانتر، بروکراسی کمتر و اختیار تفویض یافته و تصمیم گیری مشارکتی باشد (کانتر، 1989). بقای امروز سازمان‌ها و به ویژه دانشگاه‌ها بستگی به این موضوع دارد که آنها چگونه پذیرای تغییرات شوند و اقدامات خود را بهبود بخشیده و توان رقابت‌پذیری خود را افزایش دهند، تبدیل شدن به سازمان یادگیرنده سازوکاری مناسب جهت نیل به این موارد می‌باشد (خمیس، 2012). به طور کلی سازمان یادگیرنده، سازمانی است که بر نقاطی چون: افزایش فرصت و ظرفیت یادگیری در سراسر سازمان، تحول گرایی، تطبیق سریع با تغییرات محیطی، استفاده از قدرت خلاقیت و تقویت و توسعه دانش و بینش کارکنان تاکید دارد (قربانی‌زاده، 2008). این ساختار متناسب با وضعیت امروز سازمان‌ها در مواجهه با دنیای پر از تغییر می‌باشد. از طرفی اثربخشی نیز موضوعی مهم در نظریه سازمان است و در واقع مشکل است که نظریه سازمان را بدون وجود مفهوم اثربخشی درآن، متصور شد (رابینز، ترجمه الوانی و دانایی‌فرد، 1391). نهایتاً اینکه، در طول دو دهه اخیر قرن بیستم، اثربخشی سازمانی به مفهومی اولیه در تئوری سازمانی تبدیل شده، در حالی که در تحقیقات معاصر مدیریتی، کمترین توجه به آن مبذول شده است (هوی و میسکل، 1387).
با توجه به عوامل فوق و کاربردی بودن موضوع تحقیق، این موضوع بر پایه نیازهای واقعی سازمان‌ها و منجمله سازمان‌های آموزشی می‌باشد.
چهار چوب مفهومی پژوهش
درچند دهه اخیر، همزمان با موج عظیم تغییرات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی سازمان‌ها برای حفظ و بقای خود، تلاش گسترده ای را برای خارج شدن از قالب‌های غیرپویا و حرکت به سمت سازمان‌های یادگیرنده آغازکرده‌اند. این خود گواه بر ضرورت تبدیل شدن دانشگاه‌ها به عنوان دانشگاه‌های یادگیرنده می‌باشد تا بتواند به حیات خود ادامه دهند. از طرفی در این عرصه‌ی پر تلاطم، سازمان‌های دانشگاه نیاز دارند که دارای اثربخشی بالا باشند. با توجه به این شواهد دانشگاه‌ها برای داشتن اثربخشی، مستلزم تلقی گشتن به عنوان سازمان یادگیرنده می‌باشند. در واقع بر اساس مرور تحقیقات و اطلاعات می‌توان به این نتیجه رسید که دو مفهوم سازمان یادگیرنده و اثربخشی سازمانی از مفاهیم
مهم و درهم تنیده می‌باشند که می‌توانند با هم ارتباطی مثبت و معناداری داشته باشند و این بدین معنا است که دانشگاه‌ها برای نیل به اهدافشان که اثربخشی سازمانی تلقی می‌گردد، مستلزم توجه وافری به ایجاد زمینه در جهت تبدیل دانشگاه، به دانشگاه یادگیرنده می‌باشد که این خود باعث اثربخشی دانشگاه می‌شود.
شکل 1-1 مدل مفهومی پژوهش
ابعاد سازمان یادگیرنده
رهبری فرابین
رهبری فرابین
برنامه/ارزیابی
برنامه/ارزیابی
اثربخشی سازمانی
اثربخشی سازمانی