الگوهای بیانگر عامل های مؤثر بربهره وری منابع انسانی، عامل های مؤثر بر بهره وری

Speech bubble

«پرو کوپنکو » (1990)عامل های مؤثر بر بهره وری یک سازمان را به عامل های داخلی و عامل های خارجی تقسیم می کند که عامل های داخلی در برگیرنده کارکنان ،مدیریت و روش های کار،و همچین عامل های خارجی شامل دولت ، منابع طبیعی وغیره می باشد(مشرف جوادی و همکاران،1383،ص:91).
« سومانث » برخی از مهمترین عامل های مؤثر بر بهره وری در امریکا را به شرح زیر بر می شمارد : سرمایه گذاری ، نسبت کارمایه به کار ، پژوهش و پدید آوردن ، میزان استفاده از ظرفیت ، قوانین دولت ، عمر کارخانه و تجهیزات، هزینه های کارمایه و سوخت ، ترکیب نیروی کار، اخلاق کاری ، ترس کارگران در مورد از دست دادن شغل، تأثیر اتحادیه ها و مدیریت .
« راستاس » معتقد است که تغییر های بهره وری حاصل تأثیر تعدادی از عامل های جداگانه اما مرتبط با یکدیگر است . مهمترین این عامل ها عبارتند از : پیشرفت فن شناسی ، کارآیی مدیریت ،بهتر کردن جریان مواد و مصالح و قطعه ها و نیز مهارت و مجاهدت بیشتر کارگران .
« اشتاینر » و « گلدنر » نیز فهرستی از علت های افزایش بهره وری را بدین گونه ارایه کرده اند : استفاده از ماشین های بهتر ، بالارفتن سطح آموزش و مهارت نیروی کار ، بهتر کردن وضعیت کار ، و برنامه ریزی و نظارت عملی تولید ، که این ها دارای اثر های مهمی در افزایش بهره وری بوده است . (ناظم،1387،ص: 50-52 )
2-19) الگوهای بیانگر عامل های مؤثر بربهره وری منابع انسانی
علاوه بر دیدگاه هایی که در رابطه با عامل های مؤثر بر بهره وری مطرح شد، الگوهای دیگری درقالب عملکرد کل سازمان و به ویژه نیروی انسانی به عنوان بوجود آورنده بهره وری می توان مطرح کرد که به چند نمونه آن اشاره می شود. ( پیداست که مفروضه اساسی این الگو ها موقعیت مساعد محیطی و نوعی مدیریت عقلایی است) .
2-19-1)مدل « موری اینسورث » و « ینویل اسمیت » : (P=Rc.C.E.V(Pf.Rw
الف- وضوح نقش ( درجه روشن بودن وظیفه و مسئولیت ها ) (ناظم،1387،ص: 61). برخی صاحبنظران معتقدند که ادراک فرد از نقش خود با شناخت شغل گسترش می یابد . این دانشمندان برای باورندکه ممکن است کارکنان ، تمایل و مهارتهای لازم برای انجام دادن کار را دارا باشند ولی این عامل در صورتی موثر است که از آنچه باید انجام می شود و چگونگی آن ، شناخت خوبی وجود داشته باشد . (طاهری ، 1385،ص: 227)
ب-شایستگی ( توانایی های لازم برای مدیریت ) (ناظم،1387،ص: 61 ).تقریبا تمامی عوامل کاهش بهره وری نیروی انسانی به ضعف مدیریت ارتباط دارد . مدیریت موفق منابع انسانی در ارتقاء بهره وری سازمان اهمیت بسزائی دارد .مدیریت منابع انسانی با استفاده بهینه از استعدادها و توانائی های بالقوه نیروی انسانی موجود در سازمان ، طراحی یک سیستم مناسب پرداخت براساس عملکرد ، شایستگی و مهارت فردی ونگهداری نیروی انسانی و آموزش و رشد نیروی انسانی می تواند بهره وری سازمان را ارتقاء دهد. (طاهری ، 1385،ص: 190).
پ- محیط ( درجه مساعد بودن محیط و پشتیبانی عملی شرایط محیطی از هدف های سازمان ) (ناظم،1387،ص: 61 ).
ت- ارزش ها ( نظام ارزشی حاکم بر محیط ، بر تدوین هدف های تصمیم گیری سازمان ، مدیران ، و کارکنان) (ناظم،1387،ص: 61 ).مجموعه ای از عوامل و ارزشهای حاکم برسازمان ، بر روی بهره وری نیروی کار موثر می باشند. مهمترین عاملی که بر روی بهره وری نیروی کار تأثیر دارد، انگیزه نیروی کار درانجام کار است . عواملی که بر روی انگیزه نیروی کار تأثیر دارند به دو دسته کلی ، مادی و فرهنگ سازمانی وابسته می باشند .
ث- تناسب ترجیحی ( تا چه حد افراد شغلشان را بر کارهای دیگر ترجیح می دهند ) (ناظم،1387،ص: 61 ).
ج- پاداش ( نظام پاداش دهی سازمان چگونه است ؟ ) (ناظم،1387،ص: 61 ).مهمترین و عمده ترین عامل کاهش بهره وری منابع انسانی نامتوازن بودن درآمد و هزینه است که مهمترین عامل در انگیزش منابع انسانی است (طاهری ، 1385 ، ص: 191). سیستمهای پاداشی که به طور آشکار و مستمر، بهبود بهره وری را تقویت می کنند، از ضروریات فرآیند مدیریت بهره وری می باشند. این سیستمها، عامل تعیین کننده عمده ای در رفتار فردی و گروهی هستند؛ زیرا افراد معمولا آن گونه رفتار می کنند که گمان کنند پاداشهای بزرگتری برایشان به همراه خواهد داشت و مانع از تنبیه آنها می شود. در نتیجه باید گفت که تأثیر سیستمهای پاداش بر عملکرد سازمانی بسیار چشمگیر است(بلچر،1379،ص:159).
2-19-2)الگوی«هرسی»و«گلداسمیت»: (E.V.E.I.H.C.A)f=P
هرسی وگلد اسمیت عوامل بهره‌وری کارکنان را در واژه Achieve خلاصه می‌کنند که حرف اول کلمات زیراست:
توان: به دانش ومهارت درانجام کار اشاره دارد ابعاد کلیدی توان شامل دانش‌، تجربه واستعداد است.
وضوح یا شناخت شغل: هریک از کارکنان باید نسبت به آنچه انجام می‌دهند زمان وچگونگی انجام آن شناخت خوبی داشته باشند.
کمک سازمانی: حمایت یاکمکی که درکارکنان برای انجام موفقیت آمیز به آن نیاز دارند.
انگیزش یا تمایل: به تمایل کارکنان برای انجام موفقیت آمیز وظایف گفته می‌شود