ایالات متحده آمریکا، موسسات آموزش عالی

Hand arranging 5 stars on a wooden desk

د) فضایی
ه) تنی – حرکتی
و) درون فردی
ز) میان فردی
در عین حال که مردمان طبیعی و بهنجار از همه انواع هوش به طور نسبی بهرهمند هستند لیکن ترکیب یگانهای از انواع هوشهای ضعیف و قوی، وجه اختصاص هر آدمی است. (والترز و گاردنر، 1985) و تفاوتهای فردی آدمیان را رقم میزند (اتکنسیون، 445:2000).
به طور کلی، نظریههای وابسته به دیدگاه خبر پردازی با فرایندهای زیربنای رفتار هوشمندانه سروکار دارند.
معنویت:
از آنجایی که واژه معنویت در زمینههای گوناگون به کار میروند، تعریف آن مشکل است. ریشههای آن در سنت مسیحی قرار دارد، سنتی که تاریخی طولانی در الاهیات و عمل دینی دارد. امر معنوی جستجویی درونی است که اغلب با امور مادی، فیزیکی و بیرونی در تقابل است. برخی معنویت را نسبت به دین، پراکندهتر و کمتر نهادینه شده میدانند. در مقابل، دیگران معنویت را درست مرکز و قلب دین میدانند؛ مخصوصاً وقتی که با تجربه عارفانه و دینی مواجهه میشود. موضوع معنویت دل مشغولی دیر پای بشر است، امّا بررسی نقدی و تطبیقی معنویت در زمینههای جهانی، یک پدیده نو ظهور است.
بسیاری از ادیان واژه دقیقی برای معنویت ندارند؛ با وجود این، امروزه مفهوم معنویت عمومیت یافته است و اکنون در داخل و خارج ادیان، همچنین در زمینههای بین‌الادیانی و سکولار به کار میرود.
علاقمندی جدید به معنویت، با تأکید بر موضوع فردی، خود-بالندگی و درک متفاوت‌تری از روان شناسی انسان همراه گشته است. اکنون معنویت یک کلید واژه جهان شمولی است که نشانگر جستجوی جهت و معنا است.
در جامعه سکولار و مدرن، معنویت پدیده دوباره کشف شدهای است که در جهان مادیگرا گم شده، یا حداقل پنهان گشته است (حبیب زاده، 1384)
معنویت را به عنوان تلاشی در جهت پرورش حساسیت نسبت به خویشتن، دیگران، موجودات غیر انسانی و خدا، یا کندوکاوی برای آن چه برای انسان شدن مورد نیاز است، و جستجویی برای رسیدن به انسانیت کامل دانستهاند. راهی که در آن، معنویت عینیت مییابد، در میان فرهنگها رادیان گوناگون بسیار متفاوت است. در هر سنت دینی، مکاتب معنوی بسیار گوناگونی وجود دارند و معنویتهای گذشته و حال حتی در یک دین، لزوماً یکسان نیستند. از دیدگاه تاریخی، معنویتهای گوناگون، اشکال فرهنگی گوناگون یا تجلی آرمانهای متنوع دینی هستند.
از دیدگاه یک فرد با ایمان، معنویت، بخشی از نفوذ معنا به درون تاریخ، نفوذ در خلال تاریخ و نفوذی فراتر از تاریخ می‌باشد.
معنویت نه به عنوان یک ایده یا مفهوم، بلکه به عنوان عملی است که در سراسر تاریخ بشر یافت میشود و آکنده از طنین آرزوی قلبی بشر برای پایندگی، ابدیت و جاودانگی. برای یکپارچگی، صلح، شادمانی و سعادت میباشد و در طی اعصار برای انسانها دل مشغولی دائمی بوده، امروزه نیز افراد بسیاری بر روی سیارهها به دنبال آن هستند.
به منظور فهم امروزی از معنویت، سه سطح مجزا، اما وابسته به هم قابل شناسایی هستند:
معنویت به عنوان تجربه یا عملی زنده در زمینه دینی: میتوان آن را به عنوان فرزانگی دین که آن دین را زنده نگه می‌دارد، تلقی نمود.
معنویت به عنوان آموزهای که نتیجه یک عمل بوده و به نوبه خود هدایتگر آن عمل است که شامل اصول معنوی و اندرزهایی است که در ادیان مختلف یافت میشوند.
مطالعه نظام یافته، تطبیقی و انتقادی تجربهها و آموزههای معنوی که در زمانها به شیوه کاملاً جدیدی متحول شده‌اند.
این مطالعه انتقادی، مجموعهای از نوشتههای کلاسیک درباره معنویت غربی، و مجموعهای دیگر درباره معنویت جهان پدیده آورده است (همان منبع).
بخش عمده معنویتی که در گذشته درک و تعلیم داده میشد، به وسیله نوعی فرهیختگی اجتماعی، فرهنگی و خردورزی که به تنهایی قابلیت لازم برای پرورش دل و روح را دارد، تحول یافته است. در مکاتب مختلف معنویت، در مدل اصلی را می‌توان یافت:
الف) مدل راهبانه یا زاهدانه معنویت
ب) مدل معنویت خانه خدایی: جایی که ریاضتکشی کمتر غالب است. در سنت مسیحی، مکان بارز تطهیر و زندگی ایدهآل معنوی صومعه بود؛ یک اجتماع موازی که از جریان اصلی جامعه جدا شده بود. با پیدایش آیین پروتستان، تطهیر از صومعه به زندگی عادی در جامعه با تمامی روابط و مسئولیتهای روزمرگیاش منتقل شد و یک معنویت جدید به نام معنویت بودن در جهان با ریشه در آموزههای اولیه مسیحی بسط و توسعه پیدا کرد. هر دو مدل در بیشتر ادیان هندی یافت میشود، اما آیین سیک، اسلام و یهودیت به مدل معنویت خانه خدایی بیش از مدل معنویت دیرنشینی تاکید میورزد. با وجود این، در جای جای سنتهای دینی، نخستین چیزی که شخص در وهله اوّل با آن مواجه میشود، توصیههایی معنوی است که باید بدون توجه به جنسیت خاصی باشد و ظاهراً مخاطبان توصیههای معنوی، جستجوگران معنویت، فارغ از جنسیت خاص هستند، اما در عمل این اساتید مذکر معنوی هستند که اصول معنوی را به پیروان هم جنس خویش توصیه میکنند، گویی نوشتهها در باب معنویت در سراسر ادبیات مذهبی جهان، حاوی زن ستیزی بسیاری است، که اکنون این متون زن ستیزانه خود به عنوان منبعی برای نقد به حساب میآیند. تلقی معاصر از معنویت گاهی اوقات آنچنان تصنعی و ایستا، متوقف بر گذشته است که از رهگذر آن، دستیابی به کیفیتی پویا و بالنده از معنویت به عنوان تجربهای زنده و رویدادی اصیل برای جان و روح امکانپذیر نمی‌باشد.
آن دل و روحی که در جستجوی تفوق و تعالی بخشیدن خویشتن خویش و عبور از مرزهای عواطف، خرد و تخیل است.
تحولات نوین در فهم معاصر از
معنویت با کندوکاوی نوین در منابع نیروی معنوی بشر و میراث معنوی جهانی برای آینده بشریت، گفت و گو در سرتاسر سنن متنوع معنوی، اهمیت و لزوم گفتگوی بین ادیان، که اخیراً مطرح شده است و تحولات بسیاری در باب معنویت زنان، پیوند خورده است. و نیز اکنون معنویت به عنوان موضوعی در امر اموزش نوین متبلور شده است به عنوان مثال میتوان به لایحه اصلاحات آموزشی عالی در سال 1988 اشاره نمود که در این لایحه، مدارس بریتانیا ملزم شدند تا به موازات برنامههای درسی، تحولات معنوی را در بین دانشآموزان ارتقا بخشند و اخیراً برخی از موسسات آموزش عالی در انگلستان و ایالات متحده آمریکا واحدهایی را بدین منظور لحاظ کردهاند که صلاحیت علمی دانش جویان منوط به گذراندن این واحدها میباشد، و حتی برنامههایی را در جمعیت اعطای مدرک در زمینه معنویت به اجرا گذاشتهاند (حبیب زاده، 1384).
رشد معنوی فرایند بیداری و هوشیاری درونی است. یعنی صعود و بالا رفتن هوشیاری فراتر از وجود عادی و بیداری در مقابل حقایق جهان. رشد معنوی فرایند دور ریختن باورها و تصورات نادرست و غیرواقعی است و در این فرایند ما آگاهی و هوشیاری بیشتری نسبت به وجود درونیمان پیدا میکنیم.
رشد معنوی نه فقط برای کسانی که به دنبال روشنگری معنوی هستند و انتخاب میکنند که در محیطهایی دور از اجتماع و تنها زندگی کنند، بلکه برای همه افراد اهمیت زیادی دارد (عبدالله‌زاده، 1388).