بازاریابی آموزش عالی، بازاریابی آموزش عالی

حرکت دانشکده به سوی جو کارآفرینی آموزش مبتنی بر علوم انسانی و بر اساس ترجیحات دانشکده
مهارت آموزی آموزش فراگیران
آموزش فناوری محور آموزش چهره به چهره
دانشگاه تحقیقاتی یا کارخانه دانش دانشگاه
مشتری یا مصرف کننده دانشجو
مرکز درآمد دپارتمان آموزشی
رضایت مشتری سیستم نمرهدهی
تأمین مالی با استفاده از روشهای کارآفرینی تأمین مالی به روش سنتی
مساعدت دولتی حمایت دولتی
تأمین سرمایه از جانب منابع خصوصی و تجاری تأمین سرمایه از جانب بخش دولتی
شرکتها، بخش خصوصی و بنیادها، به ترتیب از دانشگاه حمایت میکنند دولت، بنیادها و بخش خصوصی به ترتیب از دانشگاه حمایت میکنند
کاهش مستمر سرمایهگذاری دولت بر آموزش عالی حمایت منسجم سرمایههای دولتی از آموزش عالی
افزایش مستمر شهریهها و مالیاتها اخذ شهریه و مالیاتها بر اساس توانایی پرداخت کننده
افزایش مستمر فعالیتهای تجاری سرمایهگذاری بر ارزشهای آکادمیک
(Feldman, 2007:4)
هدف اصلی آنها، توصیف و تبیین تأثیر فرهنگ همکاری و تغییر ارزشهای دانشگاهی و رفتار در یک دانشگاه پژوهشی دولتی است. نتیجهای که حاصل شد، شناخت تغییر در مأموریت و اتخاذ تصمیمات مرتبط با ارزشهای کارآفرین بود که قسمتی از دورنمای علمی دانشگاه از دهۀ 1980 را تشکیل داده است. برای این کار از روشهای کیفی و کمی استفاده شده و تحلیل محتوای مأموریت دانشگاه از 1980 تا 2005 تغییرات مهمی در مأموریت آموزشی را نشان می دهد. تحقیق به همراه بررسی و تخصیص بودجهها دنبال شده است و جهت بررسی تأثیر ارزشهای تجاری بر تصمیمات بودجهای، دو واحد دانشگاهی با هم می شود. نتایج آن پژوهش حکایت از دخالت دو گروه از عوامل داخلی و خارجی در شکل گیری سرمایه داری دانشگاهی دارد که در مجموع به صورت هم افزا سبب ایجاد دورههای بروز و افول تجاری سازی شدهاند. نیروهای خارجی تعیین کننده عبارت است از :
1- فشارهای دولتی 2- فشارهای اقتصادی و 3- فشارهای فناوری و نیروهای داخلی که تأثیر عملی دارند عبارت از ماهیت اجتماعی و رفتاری بودند و اکثریت مصاحبه شوندگان در این مطالعه بر این نکته اذعان داشته اند که در ارزشهای دانشگاهی، تغییرات محسوسی رخ داده است. با این وجود نگاه به تجاری سازی در اغلب موارد نگاهی سطحی است. در حالیکه تغییرات ارزشی دانشگاهها روشن کننده اهمیت این موضوع بوده و نیازمند نگاهی جامع و آیندهنگر است. پژوهشگر در نهایت «مدل کارآفرینی اجتماعی» را به عنوان راهگشایی برای حل دوگانگی موجود میان ارزشهای دانشگاهی و ارزشهای مالی و تجاری معرفی مینماید. یافته های این تحقیق نشان می دهد که، رهبران به توانایی ایجاد تعادل در دو بخش ارزشهای آشکار (ارزشهای سنتی) و ارزشهای تجاری دانشگاهی نیاز دارند.
کولیواس (2007) در مطالعه خود، تحت عنوان «از معانی واگرا تا عملکرد مشترک: فرآیند نهادی شدن و تجاریسازی تحقیق دانشگاهی»، با تمرکز بر سه سطح از سازمان : «اداره صدور مجوز فناوری» و دپارتمان علوم پایه و آزمایشگاه تحقیقاتی، دانشگاه استانفورد، به تحلیل فرآیند شکل گیری فعالیتهای تجاری دانشگاه، توجه نموده و ضمن بررسی فرآیند شکل گیری تجاری سازی، پیامدها و اثرات آن را بر آموزش و تحقیق دانشگاهی مورد بررسی قرار داده است.
نمونههای این مطالعه را 15 نفر از دانشمندان محقق، 10 نفر از دانشجویان و فارغالتحصیلان مقطع دکتری و 10 نفر از مدیران تشکیل دادهاند که با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شده و با استفاده از روش تحقیق کیفی مصاحبه و مفاهیم اصلی موضوع شکل گیری فعالیتهای تجاری، استخراج شده است.
محقق با تأکید بر ابعادی چون نحوه ورود به آزمایشگاههای تحقیقاتی، برنامه هر محقق برای تولیدات علمی خویش و برنامه ارتباط پژوهشگران با شرکاء صنعتی و دیدگاههای آنان در رابطه با تأثیر تجاری شدن بر تحقیق و آموزش، به موارد اصلی مطالعه خود می پردازد. بخشی از نتایج این تحقیق نشان می دهد که : فعالیتهای تجاری تحقیق، در گام نخست به محققین دانشگاهی با درجه بالای علمی پیشنهاد میگردد. حمایت، پذیرش و تشویق به تداوم آن منجر میگردد و سپس در یک فرآیند تقلیدی، گسترش این فرآیند به سایر آزمایشگاههای تحقیقاتی و توسط محققینی با درجه علمی پایینتر صورت میپذیرد. در این زمان روشهای سازمانی جدید، در حمایت و پایداری از دانش تجاری شده صورت میپذیرد و این مرحلهایست که ارزش جدیدی به نام «کارآفرینی دانشگاهی» یا علم کارآفرین به منصّه ظهور رسیده است. این ارزش پیرامون سیاستهای انتقال فناوری، رخ نشان داده و در شکل کلی آموزش و تحقیق دانشگاهی خود را نشان می دهد (Colyvas, 2007).
دومینو و همکاران (2006) نیز در مطالعهای تحت عنوان «نگرانیهای شکل گرفته پیرامون رویکرد بازار محوری در آموزش عالی»، عواملی مهمی که دانشجویان را برای انتخاب یک دانشکده تحت تأثیر قرار میدهد، را مورد بررسی قرار داده است. یک موضوع مهم در موسسات آموزش عالی که بر اساس نگرش بازارگرایی عمل میکنند این است که چه عواملی در انتخاب یک دانشکده از جانب دانشجویان تأثیر خواهد داشت؟ واضح است که عوامل متعددی در این فرآیند دست دارند که برخی از آنها بنیان اقتصادی داشته و برخی نیز غیراقتصادی هستند. هیأت علمی، شهریه، اعانه ها، خوابگاه و بورسیه عوامل اقتصادی و سایر موارد چون موقعیت جغرافیایی و برنامههای ورزشی از عوامل غیراقتصادی به شمار میروند. در این پژوهش نقش عوامل اقتصادی در گزینش دانشکده قویتر بوده و از جمله عوامل مهم در فاصلهگی
ری دانشجویان از این مکانهای علمی به شمار میرود. محققین در نهایت چنین عنوان می دارند که امید است که این مطالعه با رویکرد جامعی که به عوامل تأثیرگذار مهم در انتخاب دانشجویان از محیط علمی خود دارد، راهنمایی باشد برای برنامهریزی در حوزه آموزش دانشگاهی و دسترسی به خدمات و منابع آموزشی باشد.
مارینژ (2005) در مطالعۀ خود با عنوان بررسی بحرانها در جریان فعالیتهای بازاریابی آموزش عالی؛ ضمن معرفی مدل CORD مینویسد: آموزش عالی در جریان فعالیتهای بازاریابی خود با سه بحران مواجه خواهد شد :