موفقیت فیلمای مهیج هالیوودی و سابقه دراز مدت اونا در این صنعت، تنها نشون دهنده اون هستش که جامعه امروزی علاقه ای توصیف نشدنی به تماشای صحنه های پر زد و خورد و اصطلاحا همون مهیج رو داره و کالاهایی که از این قائده پیروی کنن، شک نداشته باشین مورد استقبال قرار می گیرن.

صنعت سینما در سال ۲۰۱۵، چند فیلم مهیج عالی چون نسخه های جدید جنگای ستاره ای و جیمز باند رو به خود دید و موج بزرگ فیلمای ابرقهرمانانه رو هم نباید از یاد برد. مخاطبان با پول توی جیب شون اثبات کردن که تمایل زیادی به فیلمای مهیج خالص دارن و این جریان، در میان صنعت بازیای ویدیویی هم به راه افتاده.

استودیوی آوالانچ با ساخت سری بازی جاست کاز نشون داده که می خواد انگار رهبر این جریان باشه. دو نسخه قبلی بازی، در زمان عرضه خود عناوینی به طور کامل جاه طلبانه به حساب می رفتن و آوالانچ تونست حد و مرزهای گیمینگ رو با اون دو گسترش بده. دنیای بزرگ و بی در و پیکر جاست کاز ۲، تجربه ای عالی واسه گیمرهای پی سی به ارمغان آورد و اضافه شدن بخش چندنفره به درخواست طرفداران، باقی موندن بازی رو تضمین کرد.

اما آوالانچ این بار خواسته که تجربه بازی جدید خود رو فقط به گیمرهای پلتفرم پی سی محدود نکنه و اجازه بده که طرفداران کنسولای نسل هشتمی و سخت افزار قدرتمندشان هم تجربه ای خیلی با احترام از جاست کاز ۳ به دست بیارن. جاست کاز ۳ دوباره حد و مرزهای بازیای ویدیویی در زمان حاضر رو به نمایش میذاره و واسه ما از آینده این صنعت میگه.

جاست کاز ۳ مطمئنا عنوانی سرگرم کننده س. امکانات زیاد و جهان بسیار بزرگ بازی، احتمالات زیادی در مقابل گیمر میذاره. اگه یه چیز خوب معلوم باشه، اون هستش که استودیوی آوالانچ، سرگرم کننده بودن بازی رو اولویت هدف خود قرار داده و البته نتیجه پایانی بسیار عالی از آب دراومده.

گیمر بازم در نقش کاراکتری به نام ریکو سرپیکو رودریگز قرار میگیره. بعد از گذشت شش سال از وقایع نسخه دوم، ریکو به سرزمین مادری خود، یعنی جزیره مدیترانه ای کوچیکی به نام مدیچی، برمیگرده و میفهمه که دیکتاتوری ظالم به نام ژنرال سباستیانو دی راوِلو در حال حکمرانی بر اون هستش. طبیعتا و به رسم هالیوود، قهرمون داستان تصمیم میگیره که به قلب حکومت ژنرال زده و اونا رو با روشای منحصر به فرد خود، به سزای اعمالشون برسونه.

داستان بازی به درستی چیزی بیشتر از این واسه ارائه نداره و تموم روند اون، براساس توجیه غیرمنطقی اعمال ریکو پایه شده. البته طبیعیه که عناوینی چون جاست کاز، خیلی احتیاجی به داستان غنی ندارن و تجربه اونا بر سرگرم کنندگی صرف دلالت داره.

گیم پلی بازی تغییراتی زیادی رو نسبت به نسخه های قبلی به خود دیده و این بار همه چیز با سرعت و حس کنترل بهتری دنبال می شه. اولین تغییر فاحش گیم پلی، اضافه شدن چتر نجات یا Wingsuit به بازیست که جا به جایی در محیط گسترده بازی رو آسون کردن می کنه. Wingsuit نه فقط یکی از بهترین ویژگیای کل مجموعه جاست کاز هستش، بلکه حس ترشح آدرنالین پرواز در آسمون و یا نزدیک شدن به زمین رو خوب در گیمر بر می انگیزد.

مضاف بر این، کمندهای معروف سری جاست کاز، که استودیوی آوالانچ از اون در بازی Mad Max هم بهره برد، دوباره به شکلی تکامل یافته به بازی برگشته ان. کمند جاست کاز، کاربرده های زیادی داره؛ در حالت سنتی، میشه از اون واسه کشیدن دو آیتم خاص (مثلا تانکرهای قابل انفجار و یه اتومبیل) به سمت یه دیگه بهره برد. اما در جاست کاز ۳، کمد کاربرده های بسیاری بیشتر و باحال تری داره؛ مثلا میشه یه تانک و یه هلیکوپتر رو به یه دیگه کوبید. همین ایده ساده، آزادی عمل عالی به گیمر میده و هیچ وقت از تجربه اون خسته نمی شین.

در همین حال، به لطف Wingsuit یکی از عادی ترین و آزاردهنده ترین مشکلات جاست کاز ۲ برطرف شده. بعضی وقتا ممکنه در محیط بزرگ بازی، در میان ناکجا آباد گیر بیفتید و دیگه لازم نیس که منتظر عبور یه اتومبیل واسه دزدیدن اش باشین. بلکه از این پس میشه به کمک کمند، ریکو رو در هر لحظه به اسمان فرستاد و بعد به کمک Wingsuit به هر طرف دلخواه حرکت کرد.

در واقع حس و حال کلی جاست کاز ۳ هم دقیقا همینه؛ سازندگان به دنبال اجرا ایده های جدیدتر و متفاوت نبوده ان، بلکه فقط مشکلات نسخه قبلی رو برطرف کرده و ویژگیای اونو به کمال رسونده ان. مثلا، سیستم رانندگی تغییر اساسی نسبت به قبل رو به خود دیده و هندلینگ اتومبیلا به شکلی روان تر صورت میگیره. البته در صورت مقایسه با بازیای بزرگ تر هم چون GTA، سیستم رانندگی جاست کاز جای کار فراوون داره، اما در کل، مشکلی در گیم پلی ایجاد نمی کنه.

کنترل بهتر اتومبیلا و در کل، وسایل نقلیه از اون جهت مهمه که محیط مدیچی به شکلی غیرقابل تصور عظیمه و جا به جایی در اون زمان زیادی می خواد. کوهستانا، ساحلای توریستی، دهکده های کوچیک مدیترانه ای، شهرهای کوچیک ماهی گیری و چیزایی مثل این، تنها نصف محیط مدیچی رو تشکیل دادن.

جدا از المانای گیم پلی، طراحی مراحل هم پیشرفت زیادی رو تجربه کرده. با اینکه بعضی از مراحل کمی خسته کننده دنبال می شن، اما مابقی مراحل، خوب هر گیمری رو به رقابت میکشن و مطمئنا از تجربه اونا پیشمون نمی شین. واسه توصیف این موضوع تنها میشه به مرحله اول بازی اکتفا کرد که در اون، در حالی که روی یه هواپیما وایس تادید، وظیفه دارین که با اسلحه RPG، پلی رو ویرون کنین.

نکته بسیار دوست داشتنی، اندازه آزادی عملیه که در جاست کاز ۳ دیده میشه. در اوایل بخش داستانی بازی، شخصیتای جانبی درباره پایگاه بمبای اتمی ژنرال صحبت می کنن. واسه نابود کردن این پایگاه، احتیاجی نیس که در بخش داستانی پیش برید تا از حالت قفل در بیاد، بلکه می تونین در هر زمان به اون جا حمله ور شید.

در همین حال، سازندگان اصلا گیمر رو مجبور به اتمام بخش داستانی نکرده ان و همه امکانات از همون اول در دسترس قرار دارن. هر گیمری که مایل به تجربه داستان بازی نباشه، می تونه فقط در لوکیشن عالی جاست کاز ۳ بچرخد و چالشای جور واجور رو به انجام برسونه.

با به انجام رسوندن چالشای گفته شده، میشه امتیازاتی رو واسه سیستم آپگرید بازی گرفت. چالشای تدارک دیده شده می تونه از منفجر کردن یه قلعه با بالگرد در وقتی محدود تا پرواز با Wingsuit و رسیدن به رکوردی مشخص متغیر باشه. هیچ کدوم از این مراحل کوچیک، خسته کننده نیستن و علاوه بر سرگرم شدن، به امتیازات با ارزشی دست پیدا می کنین که به کمک اونا، لوازم و ویژگیای جدیدتر قابل خریداری ان.

تلاش واسه رسیدن به این امتیازات و عبور از چالشا، لحظات خوشی رو واسه گیمر به ارمغان می آورد. درست مانند نسخه قبلی، در هر مرحله لیستی از آیتمای قابل انفجار در اختیارتون قرار میگیره و می تونین اونو به اشکال جور واجور تو یه پایگاه نابود کنین. طراحی پایگاه های دشمنان بی نظیره و حمله بردن به اونا، حس و حال عجیبی به بازی می بخشدجالب اینجاس که بعد از فتح تموم پایگاه ها، می تونین خیلی راحت بازی رو ریست کرده و همه رو از اول مورد حمله بذارین.

بر خلاف گرافیک چشم نواز جاست کاز ۳، کارکرد بازی خیلی باحال نیس و انتظارات بیش تری از اون داشتیم. با اینکه فریم ریت بازی دراکثر مواقع ثابت باقی می مونه اما هنگام لحظات پر زد و خورد، افت زیادی داره؛ با این همه، هیچ وقت افت فریم باعث نمیشه که تجربه ای آزاردهنده از جاست کاز ۳ به دست بیارین.

اما نکته شوکه کننده، سرعت بارگذاری مراحله که معمولا بین ۳۰ الی ۶۰ ثانیه زمان میبره. اما عجیب تر اینجاس که این زمان واسه بارگذاری بعضی از چالشا به ۲ و حتی ۳ دقیقه هم می رسه. در همین حال انگار هرچه مدت زمان بیش تری در بازی سپری کنین، به مرور مدت زمان بارگذاریا هم افزایش پیدا می کنه؛ پس بهتره که هر چند ساعت یه بار، از بازی خارج شید و دوباره به اون برگردین.

جمع بندی

جدا از مشکلات فنی بازی، که سازندگان در تلاش ان تا اونا رو برطرف کنن، تجربه جاست کاز ۳ واقعا بی نظیره. سطح عجیب آزادی عمل جاست کاز ۳، از رویاهای دیرینه هر گیمری هستش و مطمئنا با تجربه چند دقیقه ای بازی، ساعتا درگیر اون میشین. قبل از عرضه بازی، نگارنده مطلب توقع داشت که که بازی روندی خسته کننده و تکراری داشته باشه، اما آاوالانچ گیمز مهارت کافی واسه کار خود داره و نتیجه کارشون، واقعا رضایت بخشه.

بعد از عرضه بازی نه خیلی موفق Mad Max در تابستون گذشته، استودیوی آوالانچ تا حدی به معروفیت خود آسیب زد و انتظارات از جاست کاز جدید هم کم شد. اما تجربه چندین ساعته بازی نشون داد که بحث جاست کاز به طور کامل با مدمکس فرق داره و قرار نیس با اثری مشابه اون مواجه باشیم.

آزادی عمل عالی، گرافیک مثال زدنی، سرگرم کنندگی محض و پیشتیبانی از ماد، حتی روی کنسولای نسل هشتمی، فقط بخشی از دلایلی ان که شما رو راضی به خرید جاست کاز ۳ می کنن. در آخر، نسخه سوم جاست کاز خیلی به یادماندنی نیس اما مطمئنا می تونه ساعاتی خوش رو براتون رقم بزنه.