بررسی تاریخ فقهای شیعه از قرن اول تا چهارم، دوران حکومت امین تا واثق

بررسی تاریخ فقهای شیعه از
قرن اول تا چهارم
مذهب شیعه درطول تاریخ حیات خود تحولات سیاسى و اجتماعى بسیارى را پشت‏سرگذاشته که در سرنوشت آن از نظر فعالیت‏هاى مذهبى و کلامى مؤثر بوده است. قرن اول تا چهارم هجری، به علت ظهور فقهاء و متکلمین بزرگ شیعی و نیز روی کار آمدن دولت های شیعی چند، به ویژه در انتهای قرن سوم و چهارم و همچنین کاهش اقتدار خلافت امویان و عباسیان – بزرگترین حامی جهان تسنن – یکی از ادوار درخشان تاریخ تشیع به شمار می‌رود. در قرن اول هجری و پس از به خلافت رسیدن امام اول شعیان(حضرت علی(ع))، دورۀ شکل گیری فقه ناب برگرفته از کتاب الهی و سنت پیامر رشد فزاینده ای داشته و ما در این دوران شاهد تبلور آراء فقهی اطرافیان حضرت علی(ع)، بر مبنای فقه تشیع هستیم. با توجه به وفات حضرت علی(ع) و اجحاف در حق امامان بعدی و روی کار آمدن حکومت های نامشروع معاویه و به ویژه امویان، جو خفقان و کشتار مخالفین از جمله کشتار و خفقان فقهاء آغاز گردید؛ اما این امر هم نتوانست مانعی برای نگارش و تألیف کتب و مجموعه های فقهی توسط فقهای شیعی باشد.از فقهای مطرح در قرن اول هجری تا اواسط قرن سوم که جو کاملاً خفقانی بر امت مسلمین بخصوص بر شیعیان غالب بود؛ می‌توان به علی بن بابویه قمی، عیاشی سمرقندی، ابن ابی عقیل و ابن جنید اسکافی اشاره داشت.
اما در قرن چهارم با پیدایش دولتهای شیعی آل بویه، مصر، حمدانیان زیدیه یمن، علویان طبرستان و. .. جریان به سود مذهب تشیع ورق خورد که بر اثر آن نفوذ شیعه در همه جا فراگیر گردید.
پیدایش دولتهای شیعی و نیز تلاش و کوشش بی‌وقفه علماء شیعی، دو عامل مهم و اساسی در گسترش و توسعه تشیع در این برهه از زمان به شمار می‌رود. فعالیتهای فقها و متکلمین شیعه به اشکال مختلف به صورت:‌ جمع‌آوری احادیث، تربیت شاگردان، تدوین فقه و کلام، مبارزه با بدعت‌ها و انحرافات فکری، تأسیس حوزه‌ها و مراکز علمی، بهره‌برداری از امکانات دولتی، تأسیس مساجد و برگزاری مراسم شیعی. .. خود نمایی نمود. با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر بر آن است تا نقش و جایگاه متکلمین و فقها را در این رابطه، مورد بررسی و مطالعه قرار دهد.
3-1- روی کار آمدن حکومت ها در دورۀ زمانی قرن اول تا چهارم هجری و جایگاه شیعیان
3-1-1- عصر خلفا
در طول این دوره شیعه از شرایط اجتماعى و سیاسى مطلوبى برخوردار نبود؛ ولى در دوران خلافت ظاهرى حضرت علی(ع) شرایط مطلوبى به دست آورد و توسط حضرت علی(ع) معارف توحیدى تبیین گردید و دانشمندان بسیارى در زمینه‏هاى تفسیر، فقه و کلام از دریاى بیکران علوم وى سیراب گردیدند؛ البته تبیین معارف توحیدى و تربیت دانشمندان توسط حضرت علی(ع) در دورۀ قبل از خلافت او نیز انجام مى‏گرفت؛ ولى در دوران خلافت آن حضرت رشد فزاینده‏اى یافت.
3-1-2- عصر امویان
در طول این دوره شرایط سیاسى کاملاً علیه شیعه بود و آنان متحمل آزارها و شکنجه‏هاى جسمى و روحى بسیارى از جانب حکام اموى گردیدند. ولى با این حال از رسالت دینى و کلامى خود غافل نبوده و در پرتو هدایت‏هاى آموزگاران معصوم کلام، در حد توان به رسالت‏خویش جامه عمل پوشاندند. در سالهای پایانى حکومت امویان و اوایل حکومت عباسیان؛ یعنى بخشى از دوران امامت‏حضرتمحمد باقر و حضرت صادق علیهما السلام شرایط سیاسى نسبتا خوبى براى اهل بیت و شیعیان فراهم گردید، زیرا حکومت امویان رو به سقوط و انقراض بود و حاکمان اموى در اضطراب روحى و فکر به سر مى‏بردند. در نتیجه، فرصت و مجال اعمال فشار علیه علویان را نداشتند، و در آغاز حکومت عباسیان نیز به خاطر عدم استقرار و ثبات لازم، و نیز به دلیل اینکه آنان به انگیزه و ترفند دفاع از علویان بر امویان غلبه یافته بودند، اهل بیت و پیروان آنان از شرایط خوبى برخوردار بودند، و به همین جهت نهضت علمى و فرهنگى شیعه توسط امام باقر و امام صادق پایه‏گذارى و شکوفا گردید.
3-1-3- حکومت عباسیان
در زمان منصور بار دیگر علویان تحت فشار سیاسى سختى قرار گرفتند، چنانکه سیوطى گفته است: منصور اولین خلیفۀ عباسى بود که میان علویان و عباسیان آتش فتنه را برانگیخت. در سال 145ه.ق – پس از گذشت نه سال از حکومت منصور- محمد و ابراهیم، فرزندان عبد الله بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب، علیه منصور قیام کردند؛ ولى آن دو و گروه بسیارى از اهل بیت توسط منصور به شهادت رسیدند.
آزار و شکنجه‏هاى علویان توسط منصور در زندانهاى تاریک و نمناک و قرار دادن آنان در لاى دیوار مشهور است. معلى بن خنیس که از شیعیان و اصحاب مقرب و متصدى امور مالى امام جعفرصادق(ع) بود؛ از جمله کسانی است که به دستور منصور به شهادت رسیدند. منصور از داود بن عروه فرماندار مدینه خواست تا وى را به قتل برساند. داود( معلى) را احضار نمود و او را تهدید به قتل کرد و از وى خواست تا نام شیعیان را به او بگوید. معلى مقاومت نموده و گفت: به خدا سوگند اگر نام یکى از آنان در زیر پاى من باشد، پایم را بر نخواهم داشت. داود وى را به شهادت رساند و سرش را به دار آویخت. او سرانجام امام جعفرصادق(ع) را مسموم کرد و به شهادت رسانید. این وضعیت در عصر حکومت مهدى عباسى (158- 169ه.ق) و هادى عباسى که مدت پانزده ماه حکومت کرد و هارون الرشید (193ه.ق) نیز ادامه یافت و آنان در اعمال فشار و شکنجه، زندان، تبعید و قتل علویان راه منصور را ادامه دادند. محمد بن ابى عمیر و فضل بن شاذان به دستور او زندانى و شکنجه شدند. وى حکم دستگیرى هشام بن حکم را صادر کرد، ولى او مخفى گردید و د
استان جنایتهای ‏حمید بن قحطبه به دستور هارون نیز مشهور است.
3-1-4- دوران حکومت امین تا واثق (193- 232ه.ق)
پس از هارون، محمد امین به حکومت رسید و مدت چهار سال و چند ماه حکومت کرد. ابو الفرج در مقاتل الطالبیین مى‏نویسد: «روش امین درباره اولاد على بن ابى طالب برخلاف گذشتگان بود. علت این رفتار آن بود که او به فکر خوشگذرانى و تهیۀ وسائل آن بود و پس از آن در بحران جنگ خود با مأمون قرار گرفت، تا اینکه کشته شد».
مأمون برادر خود را کشت و قدرت سیاسى را به دست آورد و حدود بیست‏سال (218- 198ه.ق) حکومت کرد.
در زمان مأمون تشیع در اکثر شهرهاى اسلامى نفوذ کرد و اثر آن در دربار مامون نیز ظاهر گردید، چنانکه فضل بن سهل ذو الریاستین، وزیر مامون و طاهر بن الحسن خزاعى فرمانده ارتش وى شیعه بودند.
مامون وقتى کثرت شیعه را دید و دانست که حضرت رضا (ع) مورد توجه و محبت مردم است و مردم از پدر او- هارون- ناراضى هستند و نسبت‏ به حکومت‏هاى قبلى بنى عباس اظهار دشمنى مى‏کنند، ظاهرا روش تفاهم و دوستى با علویان را برگزید و بدین طریق افکار عمومى را متوجه خود ساخت، لذا از در نفاق و ریا اظهار تشیع نموده، از خلافت، حقانیت، و برترى حضرت علی (ع) بر ابو بکر و عمر دفاع مى‏کرد و حتى مسألۀ واگذارى خلافت و سپس ولایتعهدى را مطرح نمود؛ ولى در حقیقت او هدفى جز حفظ قدرت و تثبیت موقعیت‏ خود نداشت و سرانجام نیز امام رضا (ع) را به وسیلۀ زهر مسموم ساخت.؛ ولى در هر حال همین ملایمت و نرمش ظاهرى، موجب فراهم شدن زمینه نسبتاً مناسبى براى ترویج و نشر عقاید شیعه گردید.
عامل مؤثر دیگرى نیز در این باره وجود داشت و آن گسترش و افزایش ترجمۀ کتب فلسفى و علمى بسیار از زبان یونانى و سریانى و غیر آنها به زبان عربى بود که به گرایش مسلمانان به علوم عقلى و استدلالى سرعت‏بخشید، به ویژه آنکه مأمون نیز معتزلى مذهب بود و به خاطر علاقه‏مندى به بحث‏هاى استدلالى، مباحث کلامى در زمینۀ ادیان و مذاهب را آزاد گذاشته بود و دانشمندان و متکلمان شیعه از فرصت استفاده کرده و به تبلیغ مذهب اهل بیت(ع) همت گماردند.