بهره وری نیروی انسانی، انگیزش

توانایی
ارزیابی
وضوح
اعتبار
بهره وری نیروی انسانی
حمایت سازمانی
انگیزش
سازگاری محیطی

نمودار 2-1 ابعاد بهره وری نیروی انسانی از منظر هرسی و گداسمیت
1.توانایی(دانش و مهارت): توانایی، قدرت به انجام رساندن موفقیت آمیز یک وظیفه می باشد
(خاکی،1386)به عبارت دیگر،اصطلاح توانایی به دانش و مهارت های کارکنان برای انجام شغل اطلاق می شود.
2.وضوح(درک یا تصور نقش): وضوح به روشنی در درک و پذیرش نحوه ی کار، محل و چگونگی آن اطلاق می شود.در این مدل،مفهوم وضوح بیشتر اشاره به شفافیت نقش در قالب شغل دارد.
برای آنکه کارکنان درکی کامل از مشکل داشته باشند، باید برای آنها مقاصد و اهداف عمده،نحوه رسیدن به این مقاصد و اهداف و اولویت های اهداف و مقاصد(چه هدف هایی در چه زمانی بیشترین اهمیت را دارند)بطور کامل،صریح و شفاف بیان شود(خاکی،1386)
3.کمک(حمایت سازمانی): حمایتی که کارکنان برای دست یابی به اثربخشی کار به آن نیاز دارند
(خاکی،1386).این کمک رسانی ها هم در حوزه مادی و هم غیر مادی است.برخی از عوامل حمایت سازمانی که می توان به آنها اشاره کرد عبارتند از:بودجه،وسایل و تسهیلاتی که برای انجام وظیفه لازم است،حمایت لازم از جانب دوایر دیگر.
4.انگیزش(انگیزش یا تمایل): مفهوم انگیزش به معنای شور و شوق و تمایل به انجام کار است.
5.ارزیابی(آموزش و بازخور عملکرد): ارزیابی به سازو کار قضاوت در رابطه با چگونگی انجام کار اطلاق می شود.روند بازخور مناسب به کارکنان اجازه می دهد که پیوسته از کیفیت انجام کار مطلع باشند.
6.اعتبار(اعمال معتبر و حقوقی کارکنان): اعتبار؛ مناسبت، قانونمندی و مشروع بودن تصمیمات مدیر را بیان می کند.
7.سازگاری محیطی: محیط به مجموعه عوامل موثر برون سازمانی اشاره دارد(خاکی،1386). سازگاری با محیط،به عنوان درجه ی توانایی سازمان با محیط اطراف تعریف می شود. در بیشتر تعاریف از بهره وری،مفاهیم کارایی،اثربخشی،سودآوری،کیفیت،نوآوری،کیفیت زندگی فردی و اجتماعی،فرهنگ و مانند آن را در بر دارد که به برخی از مفاهیم اشاره شده پرداخته می شود.
کارایی: در واقع نسبتی است که برخی از جنبه هاب عملکرد واحدها را با هزینه هایی که بر انجام آن عملکرد متحمل شده مقایسه می کند.بعبارت دیگر نسبت بازده واقعی به دست آمده به بازدهی استاندارد و تعیین شده(مورد انتظار)را می توان کارایی یا راندمان تعریف کرد.
اثربخشی: به معنی هدایت منابع به سوی اهدافی که ارزشمندترند.برای مثال تمرکز روی نتایج،انجام کار صحیح در زمان صحیح،کسب اهداف کوتاه مدت و بلند مدت.به عبارتی اثربخشی عبارتست از درجه و میزان نیل به اهداف تعیین شده. در این رابطه اثربخشی فردی را متغیرهای خروجی می دانند که برای سنجش افراد استفاده می شود،مانند انعطاف پذیری و اثربخشی سازمانی نیز توانایی در ارضای حداقل انتظارات ذی نفعان برای کسب اهداف کوتاه مدت و بلند مدت می باشد. بطور کلی اثربخشی سازمانی دستیابی به اولویت ها و اهداف چندگانه در چارچوب نظام ارزشی مشترک با فرهنگ سازمانی است،بگونه ای که مسب اهداف از نظر هزینه و زمان بهینه باشد و رضایت خاطر ذینفعانی را که در جهت کسب اهداف تلاش می کنند فراهم نمایند.