به رسمیت شناختن، اختلالات شخصیت

بعدها این عقیده توسط اندیشمندان مسیحی در قرون متمادی مورد نقد و بررسی قرار گرفت. از پیشگامان اصلی این نظریه می توان به اریگن، ایرنائوس و آگوستین اشاره کرد. به طوری که بعدها آگوستین در مورد رابطه میان شهوت و گناه بحث کرده و منشاء شهوت موجود در انسان و علت گرایش به آن را گناه آدم ابوالبشر بیان می کند و میزان پاک کنندگی غسل تعمید را فقط در محدوده گناه نخستین انسان بیان کرده و معتقد است که با غسل تعمید، شهوت انسان از بین نرفته و هنوز باقی می ماند و باعث لکه دار شدن دامن انسانهای بعدی می شود. در همان زمان پلاگیوس در جواب آگوستین چنین گفت که نظریه گناه ذاتی انسان، در واقع تقصیر گناهان بشر را بزدلانه برگردن خدا انداختن است. و بعدها این اعتقاد در شورای ترنت جزء اعتقادات اصلی مسیحیت، مورد تصویب اسقفان و کاردینال های مسیحی قرار گرفت.
با توجه به دیدگاه مسیحیت در باب گناه نخستین انسان و فدا شدن عیسی مسیح7 برای پاک شدن انسان ها از گناه نخستین و ذاتی خود، رابطه ی چندانی میان گناه و جرم در مسیحیت وجود ندارد. و باید این را هم گفت که معنای فدا شدن مسیح جهت گناهان بشر یه این معنا نیست که انسان جایز به انجام گناه می باشد، بلکه به معنای شفاعت قاطعی است که برای قبول توبه و بخشیده شدن گناه، راهی جز آن وجود ندارد. و اگر درگذشته هم برخی ابزارهای قدرت مانند کمیته تفتیش عقاید به مجازات گنه کاران و بدعت گذاران می پرداختند، صرفاً جنبه قوانین مدنی و غیر احکام شرعی را داشته و ارتباط کمی با احکام تعبدی مسیحیت داشته است. چون اولاً مسیحیت تجسم یافتن خداوند در عیسی7 را عهد جدیدی بین خدا و بشریت دانسته که تنها راه نجات ایمان است، و احکام قبلی نیز نسخ شده است. – برخلاف یهودیت که تنها راه نجات را عمل به احکام شرعی یهودیت می داند- ثانیاً در مسیحیت بیشتر احکام موجود اخلاقی بوده و تا حدود زیادی خبری از احکام تعبدی نیست.
لذا در مورد نحوه برخورد مسیحیت با انحرافات جنسی همچون همجنس گرایی، باید گفت که با اینکه فرد همجنس گرا با انجام دادن این گناه از جامعه مسیحی خارج شده است ولی چون مجازات ها مربوط به کلیسای مسیحیت نشده و به حاکمان جامعه مربوط است، فرد می تواند با توبه و انجام غسل تعمید و ترک این عمل به جامعه مسیحیت برگردد.
2.3. همجنس گرایی از نگاه مکاتب و ادیان دیگر
انسان از ابتدای خلقت با موضوعی به نام دین و مقدّسات روبه رو بوده است. به طوری که جامعه شناسان بر این باورند که دین یک نهاد اجتماعی بوده و انسان در پی اجتماعی شدن به امری مانند دین و داشتن امور دینی و برخی مقدسات رسیده است. نوع نگاه جامعه شناسان به مبحث دین، رویکردی علمی و با نگاهی تاریخی بوده است. که در تعریف دین، کاری به جنبه آسمانی آن ندارند و آن را ساخته ذهن بشر و تکامل یافته جادو می دانند که برای تامین نیازهای معیشتی بشر ساخته شده است. ولی نباید این را نادیده گرفت که تمامی ادیان سعی در نجات انسان و تکامل حقیقی او داشتند هر چند که بیشتر آنها نمی توانند این شعار را تحقق بخشند.
درکنار ادیان توحیدی، برخی از ادیان دیگری نیز تعریف می شوند که تا حدودی مشروعیت این ادیان، وحیانی نبوده بلکه به مرور زمان و با توجه به باورها و فرهنگ مردم و در برخی مواقع بر اثر نشر افکار برخی افراد و اشخاص خاص در جامعه، به وجود آمده اند. که اکثر این ادیان دارای باورهای هستند که می خواهند انسان ها را از رذایل تعریف شده در نزد خود، دور کرده و آنها را به سعادت و نجات ابدی نائل کنند.
لذا با توجه به آموزه های برخی ادیان بزرگ و مکاتب عقیدتی رایج در دنیا، می خواهیم بدانیم که نوع نگاه این ادیان و مکاتب در باب رفتارهای جنسی انسان مانند همجنس گرایی چیست؟ و در برخورد با این نوع رفتار جنسی با توجه به اصول اعتقادی خود چه احکامی و چه برخوردی را با این نوع رفتار جنسی خواهند داشت. حال از بین ادیان و مکاتب عقیدتی رایج در دنیا چند نمونه را انتخاب کرده و به بررسی دیدگاههای آنها در باب همجنس گرایی می پردازیم. که این ادیان عبارت اند از: هندوئیسم، جینیسم، بودیسم، هیجرائیسم، سیکیسم، کتوائیسم، زرتشت، بهائیت و همچنین به بررسی نظرات اندیشمندانی همچون اشو خواهیم پرداخت.
2.3.1. همجنس گرایی در هندوئیسم
آئین هندو شکل تحول یافته ای از آئین برهمائی است که به تدریج و عمدتاً از قرن هشتم و نهم پیش از میلاد مسیح تشکیل شده و طی قرون متمادی به شکل کنونی درآمده است. این آئین بیشتر در سرزمین ادیان و الاهه ها، شبه جزیره هند رواج داشته است. که مانند بسیاری از ادیان دیگر دارای اصول اعتقادی و کتاب مقدس می باشد. که کتاب مقدس این آئین «کتاب وِدا» بوده که در طی سالیان دراز، توسط اندیشمندان این آئین، تفاسیر زیادی بر آن نگاشته شده است. همچنین آئین های فرعی فراوانی همچون براهمَناها و منوسمرتی نیز در آئین هندو به وجود آمده است.
با اندک بررسی در آئین هندو و آموزه های آن می توان به این نتیجه رسید که غریزه جنسی و ارضای صحیح آن در میان آموزه ها و دستورات آئینی این دین از اهمیت والایی برخوردار است. به طوری که در مرحله ای از مراحل زندگی فردی و اجتمایی یک هندوئیسم، غریزه جنسی باید در یک برنامه خاصی و با یک محدوده ی زمانی مشخصی تعریف خاص خود را داشته باشد. زیرا یک هندو اگر بخواهد راه سلوک و نجات را بپیماید باید یکی از سه طریق عمل، علم و اخلاص را برگزیند و با انجام یکی از این مراحل به نجات و رستگاری برسد. و اگر سالک طریقت علم را انت
خاب کند، باید به مراحلی پا بگذارد که انسان را از عامل اصلی شقاوت و شرارت یعنی جهالت، دور کرده و به نجات و رستگاری برساند. به طوری که در مرحله ای از سلوک باید فرد به کنترل غریزه جنسی و عدم ارتباط جنسی به هر شکل ممکن روی بیاورد و تا سن 25 سالگی این روش را ادامه دهد. سپس ازدواج کرده و قصد فرزند آوری را داشته باشد تا ادامه دهنده و وارث علم او باشد. که در این مرحله فرد سالک، فقط در قالب نظام ازدواج و با قصد فرزند آوری می تواند به برقراری روابط جنسی بپردازد. و بعد از تربیت فرزند برای وارث علم شدن او، فرد سالک باید دوباره رسم رهبانیت را ادامه داده و به ترک لذت های دنیوی همچون برقراری ارتباط جنسی، حتی با همسر خود روی بیاورد. و این روش برقراری ارتباط جنسی در دوران خاصی از زندگی، فقط مربوط به سالکان بوده و مردم عادی می توانند به صورت طبیعی به برقراری ارتباط جنسی خود در قالب نظام خانواده بپردازند.
حال با توجه به نوع نگاه هندوئیسم به غریزه جنسی و ارضای صحیح آن، در مورد مسئله همجنس گرایی می توان چنین گفت که برای یک سالک که یکی از سه طریق سلوک، برای رسیدن به حقیقت را انتخاب کرده است، همجنس گرایی یک امر ناپسند و انحراف محسوب شده و با اصل ارتباط جنسی در قالب ازدواج جهت فرزند آوری برای به ارث بردن علم پدر خویش، منافات دارد. لذا طریقتی که ارتباط جنسی در قالب ازدواج را به دوران خاصی محدود کرده، به طریق اولی نیز ارتباط جنسی خارج از نظام خانواده و همچنین ارتباط جنسی با یک جنس موافق را نیز رد می کند. ولی برخی از فرقه های جدا شده از هندوئیسم بر این باورند که این نوع گرایش جنسی درست است که در آموزه های آئیین هندو اجازه ای بر آن داده نشده است، ولی در کتیبه های تاریخی 150 سال پیش از میلاد مسیح و همچنین در کتیبه های موجود در معابد قرون وسطی، تصاویر فراوانی از ارتباط جنسی میان دو مرد و همچنین ارتباط جنسی میان دو زن دیده شده است.
2.3.2. همجنس گرایی از دیدگاه هیجرائیسم
یکی دیگر از آئین های جنوب آسیا به خصوص شبه جزیره هند، آئین هیجرائیسم می باشد که می توان تا حدودی این آئین را جزء آئین های جدا شده از هندوئیسم دانست. لذا در فرهنگ جنوب آسیا به افرادی که بدنی مردانه و آلت تناسلی مردانه دارند، اما رفتار زنانه از خود بروز می دهند و همچنین در جامعه خود را به عنوان زن معرفی می کنند و لباس زنانه می پوسند، هیجرا یا چاکا گفته می شود.
هیجرائیسم از آنجا که یکی از آئین های فرعی به وجود آمده و جدا شده از آئین هندو به حساب می آید، نوع نگاه آئین هندو به هیجرائیسم، نگاهی است از بُعد جنسیتی. زیرا هندوها، هیجراها را یک نژاد خاص که غیر از نژاد رایج هند می باشد در نظر گرفته اند و شاید بتوان گفت که علت جدایی هجراها و تشکیل آئین جدید، همان رویکرد جنسی آنها می باشد.
برخی بر این باورند که ریشه واژه هیجرا از واژه هَجَرَ در زبان عربی به معنای مهاجرت کردن، ترک کردن گرفته شده است. و چون این افراد حالت مردانگی خود را ترک گفته و به حالت زنانگی درآمده اند، به آنها هیجرا گفته می شود. همچنین در مورد تاریخچه هیجرائیسم در شبه جزیره هند، بیشتر به دو مورد از موارد تاریخی اشاره کرده اند و آن را تاریخچه ای برای هیجرائیسم در نظر گرفته اند. اول اینکه هیجراها به این موضوع استناد می کنند که در کتیبه های تاریخی موجود در معابد هند، تصاویر و نقوشی از همجنس گرایی مردان و زنان دیده می شود. همچنین افسانه ای در این باب در بین هیجراها مشهور است که شخصیتی به نام آروان در یکی از جنگهای مهم تصمیم به فداکاری و کشته شدن برای پیروزی لشکر خود می گیرد. برای همین تصمیم می گیرد که برای یک شب که شده باید ازدواج کند. ولی کسی راضی به ازدواج با مردی که فردا خواهد مرد نمی شد. در این میان فردی به نام کریشنا که یک مرد بود تصمیم می گیرد خود را به شکل یک زن زیبا به نام موهینی در آورده و با آروان ازدواج کند تا آرزوی آروان برآورده شود. با توجه به این افسانه، هر ساله در 18 آوریل در جنوب هند، هیجراها در معبد آروان جمع شده و با بازسازی داستان ازدواج آروان و کریشنا به سوگواری آروان پرداخته و رقص های مخصوصی را به همراه مراسم النگو شکنی انجام می دهند.
بیشترین افراد تشکیل دهنده هجراها، پسرانی هستند که به خاطر برخی رفتارهای جنسی از سوی خانواده خود طرد شده اند و یا افراد دوجنسیتی هستند که در جامعه مورد توجه قرار نگرفته اند ولی در این آئین بیشتر مورد توجه قرار می گیرند و این افراد بعدها در مراسمی خاصی به ختنه کردن و از بین بردن دستگاه تناسلی خود اقدام کرده و خود را به شکل زن در می آورند. که برخی از نهادهای مردمی(NGO) در پی به رسمیت شناختن این افراد هستند.
هویت جنسی این افراد به صورت دقیق در طبقه بندی جنسیت و گرایش جنسی، مشخص نیست و نمی توان گفت که آیا تمام این افراد جنس مذکر هستند که خود را به شکل زن در آورده اند یا در اصل زن بوده اند و یا اینکه دوجنسه های هستند که خواهان معرفی خود به عنوان جنس مونث هستند. زیرا بسیاری از این افراد در حقیقت به صورت جنس مذکر به دنیا آمده اند و یا اینکه دارای دستگاه تناسلی مبهمی هستند که در طی زمان و با بزرگ شدن، به رفتار جنسی زنانه و تغییر جنسیت از مردانه به زنانه روی آورده اند و به ازدواج با مردی دیگری تن می دهند. که اصطلاحاً به جنسیت این نوع افراد ، جنسیت سوم گفته می شود. که می توان ریشه های این نوع تقسیم بندی جنسی را در آئین هندو به روشنی دید، زیرا در دسته بندی طبیعت، که جهان و نظام خلق
ت بر پایه این اساس به وجود می آید، به سه نوع طبیعت اشاره می شود که عبارت اند از: 1- طبیعت مرد 2- طبیعت زن 3- طبیعت سوم که این دسته بندی نشان می دهد که جنسیت سوم در فرهنگ و آئین های باستانی شبه جزیره هند، امری شناخته شده هست که برخی اوقات جنسیت سوم را با واژه خنثی نیز معرفی می کنند. که در علم روانشناسی به این نوع رفتار جنسی، تبدیل خواهی جنسی گفته می شود. با اینکه در فصل سوم از این پروژه تحقیقاتی به تبدیل خواهان جنسی به صورت مفصل خواهیم پرداخت ولی به اختصار مطالبی در این باب بیان می کنیم تا ویژگی جنسیتی هجراها به خوبی مشخص گردد.
تبدیل خواهی یکی از اختلالات هویتی جنسی است که خصوصیات اصلی آنها احساس نارضایتی و ناراحتی از جنسیت معین شده و طبیعی آنها می باشد. که اعتقاد شدید به جنسیت مخالف خود را نشان می دهند. این افراد با ظاهر طبیعی خود احساس غربت کرده و میل شدیدی به انجام رفتار جنس مخالف جنس خود و همچنین تغییر ظاهر و پوشش و اندام تناسلی خود دارند. و سعی دارند خود را جنس مخالف جنسیت خود معرفی کنند. برخی از محققان روانشناسی، تبدیل خواهان را افرادی گم گشته و خود تخریب کننده و هذیانی می دانند. که به دنبال این نوع اختلال، به اختلالات ثانوی همچون اسکیزوفرنی و اختلالات شخصیتی دچار می شوند.
لذا با توجه به مطالب گفته شده درباره هیجراها و نوع رفتار و گرایش جنسی آنها، می توان این مبدل پوشی و تغییر شکل ظاهری و ارتباط جنسی با جنس ذکور را همجنس گرایی خواند. و از بین بردن دستگاه تناسلی و معرفی خود به عنوان زن در جامعه را نمی تواند توجیهی مناسب برای عمل همجنس گرایانه این افراد در جامعه به حساب آورد. به طوری که حتی در کشورهای همچون هند و پاکستان این افراد زیاد از منزلت اجتماعی خوبی برخوردار نیستند.

نوشته ای دیگر :
کیفیت خدمات، رفتار مصرف کنندگان