تأثیر مدیریت دانش بر بهره وری، ارزیابی و انتقال دانش

Man/boy thinking about future, arrow pointing forward

در بررسی پیشینه تحقیق می توان به این نتیجه رسید که تنها تعداد کمی مطالعات تجربی دقیقا روی تأثیر مدیریت دانش بر بهره وری انجام شده است . اگرچه برخی مطالعات تأثیر بعضی جنبه های مدیریت دانش روی برخی جنبه های بهره وری و گاهی ارزیابی عملکرد را بررسی کرده اند .
حسن رجبی دانالو (1388) در پایان نامه” بررسی رابطه میان مدیریت دانش و نو آوری در سازمان” ضمن تشریح مفاهیم مدیریت دانش به بررسی ارتباط مدیریت دانش و نو آوری سازوان در شرکتهای تولید ی زیر مجموعه بنگاههای اقتصادی منتخب شهر ارومیه پرداخته است . و تلاش کرده است تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا مدیریت مؤثر دانش در شرکتهای تولید ی باعث نو آوری در محصولات شرکتها می شود یا خیر . او در این راستا مدیریت دانش ر ابه سه مؤلفه تقسیم می کند : کسب دانش ، انتشار دانش ، پاسخگویی به دانش .
نتایج حاصل از تجزیه تحلیل داده های حاکی از آن است که همبستگی مثبت و بسیار بالایی بین مؤلفه های سه گانه مدیریت دانش با یکدیگر وجود دارد . به این ترتیب براساس یافته ها ، این تحقیق مدعی است که برخورداری سازمان از هر یک از رویه های مدیریت دانش خود به خود منجر به تقویت سایر رویه ها گشته و بطور مشابه فقدان و یا ضعف هر کدام از آنها متعاقبا دیگر رویه ها را به صورت منفی تحت تأثیر قرار می دهد . و نتایج نشان می دهد که هر سه مؤلفه مدیریت دانش با نو آوری رابطه معنا دار، مستقیم و مستحکمی دارند .
پایان نامه عبدالغنی رستگار ( 1388) به “بررسی ارتباط بین فرهنگ سازمانی با مدیریت دانش درشرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران” می پردازد . شکل گیری این تحقیق براساس این سؤال بود که با توجه به اهمیت مدیریت دانش ، وضعیت موجود شرکت مزبور در این خصوص به چه صورت است . برای بررسی این سؤال به بررسی مؤلفه های فرهنگی مرتبط با این سیستم پرداخته شد . که مدل فرهنگی دانیل وینسون که شامل چهار مؤلفه تعهد به مشارکت ، سازگاری ، انطباق پذیری و مأموریت میباشد ، انتخاب شد .
همچنین برای بررسی وضعیت موجود مدیریت دانش از مدل پایه های ساختمانی مدیریت دانش پروست که شامل هشت جزء ( تعیین هدف های دانش ، ارزیابی دانش ، شناسایی دانش ، کسب دانش ، توسعه دانش ، اشتراک و توزیع دانش ،به کار گیری دانش ، نگهداری دانش ) می باشد ، استفاده شده است .
درنتیجه این تحقیق مؤلفه تعهد به مشارکت رابطه معنادار و سهم تقریبا کاملی در واریانس مدیریت دانش داشت و رابطه دیگر مؤلفه ها یعنی مؤلفه های سازگاری ، انطباق پذیری و مأموریت معنادار نبوده و درصد بسیار کمی از این واریانس را به خود اختصاص داده بودند که حتی قابل چشم پوشی نیز بودند .
رهنورد و محمدی(1389) در تحقیق “شناسایی عوامل کلید ی موفقیت سیستم مدیریت دانش در دانشکده ها و مراکز آموزش عالی تهران” به بررسی عوامل کلیدی موفقیت سیستم مدیریت دانش در مراکز آموزش عالی تهران پرداخته اند . آنها با بررسی عوامل کلید ی موفقیت مدیریت دانش به این نتیجه رسیده اند که این عوامل در دانشکده ها و موسسات آموزش عالی تهران عبارتند از : توسعه منابع انسانی ، جهت گیری استراتژیک دانایی محور ، زیر ساخت سیستمهای اطلاعاتی ، فرهنگ مشارکتی ، الگوگیری ، ارزیابی و انتقال دانش ، و درگیری افراد. همچنین نتایج این تحقیق نشان می دهد که رتبه عامل” توسعه منابع انسانی “بالاتر از همه بوده وتوجه دانشگاهها به این عامل به عنوان یک عامل کلیدی ضروری است . به علاوه ، هر چند عامل “الگوگیری” پایین ترین رتبه را نشان می داد ، اما باید توجه داشت که با گسترش رقابت جویی اهمیت این عامل ارتقاء خواهد یافت .
پروانه مراد ( 1387)، در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان “بررسی رابطه فرهنگ سازمانی و موفقیت مدیریت دانش در شرکت ره شهر” به بررسی رابطه فرهنگ سازمانی با موفقیت مدیریت دانش پرداخته است . او شاخص موفقیت مدیریت دانش را اثر بخشی سازمانی در نظر گرفته است . برای اثر بخشی سه مؤلفه مزیت رقابتی و نو آوری و رشد بیان کرده است . او فرهنگ سازمانی را یک متغیر تعدیل کننده در رابطه بین مدیریت دانش و مؤلفه های اثر بخشی سازمان مورد بررسی قرار داده است . در این تحقیق او انواع فرهنگ سازمانی را به چهار بخش گروهی ، دموکراسی ، بازار و سلسله مراتبی تقسیم می کند.
نتایج این پژوهش نشان می دهد که تنها فرهنگ سازمانی از نوع گروهی در رابطه بین مدیریت دانش و رشد ( از مؤلفه های اثر بخشی سازمان ) اثر تعدیل کنندگی دارد . همچنین رابطه بین مدیریت دانش و مؤلفه های اثر بخشی سازمانی ( مزیت رقابتی ، نوآوری و رشد ) مثبت ارزیابی شد . این تحقیق فرضیات فرعی خود را تأیید می کند ، به این صورت که مدیریت دانش رابطه مثبتی با مزیت رقابتی دارد و بیان می دارد که مزیت رقابتی پایدار در مدیریت دانش می باشد . هر اندازه مدیریت کردن دانش قوی گردد ، ایجاد مزیت رقابتی نیز موفقیت بیشتری همراه دارد . او فرضیه فرعی دوم خود ، یعنی رابطه مثبت مدیریت دانش با نوآوری را نیز تأیید می کند . او بیان می دارد که مدیریت دانش به شرکت امکان می دهد تا فرصت های مهمی که می تواند منجر به نوآوری هایی در محصولات ، خدمات و فرایندها شود ، ایجاد کند . در ادامه فرضیه فرعی سوم ، یعنی وجود رابطه مثبت بین مدیریت دانش و رشد نیز تأیید می شود . او اشاره دارد که مدیریت دانش رشد قابل توجهی را در دانش کارکنان و منابع دانش شرکت ایجاد کرده و شرکت از این طریق خود را با تغییرات محیط منطبق ساخته است .
محقق
[
سال
عنوان
نتیجه
حسن ر
جبی دانالو
1388
بررسی رابطه میان مدیریت دانش و نو آوری در سازمان
نتایج نشان می دهد که هر سه مؤلفه مدیریت دانش با نو آوری رابطه معنا دار، مستقیم و مستحکمی دارند
عبدالغنی رستگار