تاریخچه و علل پیدایش مدیریت دانش، مدیریت دانش

۳d illustration proteins with lymphocytes , t cells or cancer cells

2-2 تاریخچه و علل پیدایش مدیریت دانش
درسال 1979 حسابدار سوئدی به نام کارل اریک سیوبی که بعدها به عنوان یکی از بنیانگذاران علم مدیریت دانش معرفی شد ، با پرسشی بزرگ روبرو گردید. دفاتر حسابداری (ارزش دفتری ) یکی از شعبه های معروف سازمانی که او در آنجا کار می کرد ، تنها یک کرون ارزش نشان می داد، در حالی که ارزش واقعی سازمان ، به مراتب بیشتر از اینها بود. در این هنگام ، وی متوجه شد که ترازنامه مالی شرکت او، تنها ارزش دارایی فیزیکی آن راکه شامل چند میزو ماشین تحریر بود نمایش می دهد و ارزش واقعی سازمان به شایستگی کارکنان سازمان و چیزی را که جمع کارمندان سازمان به عنوان یک فکرو مغز جمعی تشکیل می دادند، وابسته است . سیوبی و دیگران ، این یافته رابه “دارایی فکری” و “دارایی ناملموس” معرفی کرد و آن را در کنار دارایی های ملموس قرار داد. به این ترتیب ، تعداد نوشته ها ، سمینارها در این زمینه رشد کرد و موضوع به طور جدی در دستور کار دانشمندان علم مدیریت و مدیران سازمان های بزرگ قرار گرفت . در جدول (2-1) فهرست نخستین حرکت ها و وقایع مهم در رابطه بامدیریت دانش ، ارائه شده است (کاویانی و نیازی ،1386).
جدول شماره 2-1نخستین تلاش ها در راستامدیریت دانش
سال طرح کننده رویداد
1986 سیوبی/کونراد ترازنامه نامشهود
1986 کارل ویگ ابداع مفهوم مدیریت دانش.
1989 شرکت های مشاور مدیریتی بزرگ شروع تلاش های درونی برای اداره رسمی دانش.
1989 ارزش واترهاوس ازنخستین ها برا تکمیل مدیریت دانش در استراتژی تجاری اش .
1991 بازبینی تجاری هاروارد(نونکا و تاکوچی) یکی از نخستین مقالات منتشرشده درمورد مدیریت دانش.
1991 تام استوارت اهمیت به سرمایه فکری .
1993 کارل ویگ یکی از نخستین منتشرکننده کتاب در مورد مدیریت دانش.
1994 پیتردراکر منبع دانش.
1994 شبکه ارتباطی دانش مدیریت نخستین کنفرانس مدیریت دانش.
1994 شرکت بزرگ مشاوره نخستین که سرویس های دانش مدیریت را به مشتری پیشنهاد کرد .
1995 استنفورد پال رومر دانش به عنوان منبع بی پایان
1995 نوناکا و تاکوچی کتاب شرکت دانش آفرین
1995 دروتی لئوناردبارتون کتاب سرچشمه های دانش.
1996 انواع شرکت ها وشغل ها انفجار پرسرو صدای الحاق ها و فعالیت ها .
ماخذ: کاویانی و نیازی ، 1386
واتسون (2002) در کتاب خود به سه مرحله مشخص در تمدن بشری و چهارمین مرحله ای که اخیراً مطرح شده است . اشاره می کند که عبارتند از عصر صنعت و عصر اطلاعات که در اواخر قرن بیستم آغاز شد. وی پیش بینی می نماید که قرن بیست ویکم شاهد توسعه جوامع بر مبنای ایده ها و خلاقیت باشد . وی پیتر دارکر، تافلر و سایرین نیز به طور ضمنی ظهور این پدیده را بشارت داده بودند (ویگ ، 1997). به طور خلاصه چهار عامل عمده در به بوجود آمدن این پدیده عبارتند از:
دگرگونی مدل کسب و کار صنعتی که سرمایه های یک سازمان اساساً سرمایه های قابل لمس و ملی بودند ( امکانات تولید ، ماشین ، زمین و حتی نیروی کار ارزان ) به سمت سازمان هایی که دارایی اصلی آنها غیرقابل لمس بوده و بادانش، خبرگی و توانایی برای خلاق سازی کارکنان آنها گره خورده است . از زمان که حرفه ها به این نتیجه رسیدند که باید به طریقی دارایی خود را ارزش گذاری و هزینه ها را کنترل نمایند، دوره ای آغاز شدکه امتیاز رقابتی بر خلق دانش و استفاده موثر از آن استوار گشت (سی نت ،2004).