تعاریف ارائه شده از سرمایه فکری، ادبیات مرتبط با سرمایه فکری

فرایند :با توجه به متدولوژِی های موجود ، چارچوب مدیریت دانش در رابطه با فرایندهاو تکنیک های مدیریت دانش موارد زیر را پیشنهاد می کند :
شناسایی ، تسخیر، انتخاب ، ذخیره سازی ، تسهیم ، کاربرد و خلق ، یک راه برای شناسایی دانشی که باید در اختیار گرفته شده و کسب گردد( دانشی که در ذهن افراد متخصص سازمان وجود دارد ) انجام ممیزی دانش است . به کمک انجام یک ممیزی ، انواع دانش مورد نیاز ، منابع ، نقاط ضعف و قوت ، جریانهای دانش و … که جهت توسعه و ایجاد یک استراتژی دانش برای سازمان مورد نیاز هستند ، آشکار می شود برای مثال می توان به طرح چند سوال ساده برای کارکنان سازمان، حوزه های کلیدی دانش را که در خطر از دست رفتن هستند شناسایی کرد . همچنین می توان تعیین کرد که چه دانشی و از چه کسی باید اخذ گردد .
فناوری : فناوری در تمامی فرایندهای مدیریت دانش مورد استفاده واقع می شود و درهمین راستا راه حلهای تکنولوژیک فراوانی در بازار وجود دارد . مشکل اصلی در انتخاب فناوری مناسب است . باید دقت داشت که فناوری صرفاً یک تسهیل کننده است که طی آن می توان ارتباط افراد با اطلاعات و همچنین ارتباط افراد با یک دیگر را ایجاد کرد . در واقع می توان گفت که پایه راصلی موفقیت مدیریت دانش در سازمان بر استفاده از فناوری اطلاعات است . سیستم های مدیریت دانش به کمک سه دسته فناوری توسعه می یابند . ارتباطات ، همکاری و ذخیره و بازیابی سه فناوری مورد استفاده در مدیریت دانش هستند . فناوریهای ارتباطات به کاربران اجازه می دهد که به دانش مورد نیاز دست پیدا کرده و بایک دیگر (بخصوص با متخصصان ) ارتباط برقرار کنند پست الکترونیک ، اینترنت، اینترنت و سایر ابزارهای مبتنی بر وب و حتی نمابر و تلفن جزء فناوریهای ارتباطات هستند . فناوریها به ما کمک می کنند تا کار گروهی را ایجاد کنیم . اعضای گروه می توانند همزمان و یاغیر همزمان بر روی یک موضوع فعالیت کنند و در عین حال از لحاظ فیزیکی در یک مکان نباشند . در واقع تلاش اصلی در جهت ایجاد یک فضای مجازی برای انجام کارهای گروهی است بدون اینکه افراد در کنار هم باشند . طوفان ذهنی الکترونیک نمونه کاربردهای این فناوری است . فناوریهای ذخیره و بازیابی اطلاعات براساس استفاده از سیستم های مدیریت پایگاه داده برای ذخیره و مدیریت دانش صحیح بنا می شوند . البته ذخیره و مدیریت دانش ضمنی نیز ابزارهای خاص خود را نیاز دارد.
بخش دوم : ادبیات مرتبط با سرمایه فکری
2-5 معرفی سرمایه فکری
مفهوم سرمایه فکری همیشه مبهم بوده و تعاریف مختلفی برای تفسیر این مفهوم مورد استفاده قرار گرفته است . بسیاری تمایل دارند از اصطلاحاتی مانند دارییها، منابع یامحرک های عملکرد به جای کلمه سرمایه استفاده کنند و آنها واژه فکری را با کلماتی مانند نامشهود، بر مبنای دانش یا غیر مالی جایگزین می کنند . بعضی از حرفه ها ( حسابداری مالی و حرفه های قانونی) نیز تعاریف کاملاً متفاوتی مانند داراییهای ثابت غیر مالی که موجودیت عینی و فیزیکی ندارند ، ارائه کرده اند . استوارت اعتقاد دارد ، سرمایه فکری مجموعه ای از دانش ، اطلاعات ، داراییهای فکری ، تجربه ، رقابت و یادگیری سازمانی است که می تواند برای ایجاد ثروت بکارگرفته شود . در واقع سرمایه فکری تمامی کارکنان ، دانش سازمانی و توانییهای آن را برای ایجاد ارزش افزوده در بر می گیرد و باعث منافع رقابتی مستمر می شود ( قلیچ لی و مشبکی ، 1385) . بنتیس سرمایه فکری را به عنوان مجموعه ای از داراییهای نامشهود ( منابع ، توانایی ها ،رقابت) تعریف می کند که از عملکرد سازمانی و ایجاد ارزش بدست می آیند. ادوینسون و مالون ، سرمایه فکری را اطلاعات و دانش بکار برده شده برای کارکردن ، جهت ایجاد ارزش تعریف می کنند . بنتیس و هالند ، در مقاله خود در سال 2002، سرمایه فکری را این طور تعریف می کنند : سرمایه فکری ذخیره ای از دانش را که در نقطه هایی از زمان در یک سازمان وجود دارد ، نشان می دهد . در این تعریف ارتباط بین سرمایه فکری و یادگیری سازمانی مورد توجه قرار گرفته است . روس معتقد است سرمایه فکری دارایی است که توانایی سازمان را برای ایجاد ثروت اندازه گیری می کند . این دارایی ماهیتی عینی و فیزیکی ندارد و یک دارایی نامشهود است که از طریق به کارگیری داراییهای مرتبط با منابع انسانی ، عملکرد سازمانی و روابط خارج از سازمان به دست آمده است . همه این ویژگی ها باعث ایجاد ارزش در درون سازمان می شود و این ارزش به دست آمده به دلیل اینکه یک پدیده کاملاً داخلی است ، قابلیت خرید و فروش ندارد . در یک نگاه می توان تعریف ارائه شده از سرمایه فکری را در جدول شماره (3-2) نشان داد
جدول شماره 3-2- تعاریف ارائه شده از سرمایه فکری
نویسندگان تاریخ تعاریف
ایتامی 1987 دارایی های نامشهود مانند دارایی های مبتنی بر اطلاعات که شامل فناوری ، اعتماد بیشتری ، تصویر سازمانی حاصل از علائم تجاری، فرهنگ سازمانی و مهارت های مدیریتی می باشند .
هال 1989 داراییهای فکری شامل حقوق مالکیت معنوی مانند حق امتیاز ، علائم تجاری، حق مالکیت معنوی، شهرت ، شبکه های فردی و سازمانی، دانش، تخصص و مهارتهای کارکنان است .
هال 1993
1992 سرمایه فکری شامل دارایی های مانند حقوق مالکیت معنوی و شهرت ومهارت ها یا مزیت هایی مانند دانش چگونگی و فرهنگ سازمانی است.
کلین و پروساک 1994 هر عنصر فکری که بتوان آن را فرموله و گردآوری کرد و بتوان از آن برای ایجاد دارایی با ارزش بیشتر استفاده کرد.
ادوینسون و سالیوا
ن 1996 دانشی که بتوان آن را به یک ارزش تبدیل کرد .
بروکینگ 1996 ترکیبی از چهار جزئی اصلی،دارایی های بازار، دارایی های انسانی ، دارایی های مالکیت معنوی و دارایی های زیر ساختی.
اسویبای 1997 سرمایه فکری مربوط به سه دسته از دارایی های نامشهود است . ساختار داخلی، ساختارخارجی وشایستگی های انسانی.
روس و همکاران 1997 سرمایه فکری ترکیبی از یک بخش فکری مانند سرمایه انسانی ویک بخش غیرفکری مانند سرمایه ساختاری است .
روس و روس 1997 سرمایه فکری مجموع دارایی های پنهان شرکت است که در ترازنامه نشان داده نمی شود. لذاهم شامل آن چیزی است که در مغز اعضای سازمان است و هم آن چیزی که پس از خروج افراد در سازمان باقی می ماند .
استوارت 1997 هر عنصرفکری – دانش ، اطلاعات، مالکیت معنوی و تجربه – که بتوان از آن برای ایجاد ثروت استفاده کرد .
ادوینسون و مالون 1997 سرمایه فکری مجموعه ای از سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی شامل تجارت بکار گرفته شده ، فناوری سازمان ، روابط با مشتریان و مهارت های حرفه ای است که با ایجاد مزیت رقابتی موجبات حیات سازمان در بازار را فراهم می سازد.
بویسوت 1998 حالت ها و تمایلاتی که در افراد و گروه ها وجود دارد که در صورت برانگیخته شدن قابلیت ایجاد ارزش افزوده را دارند .