تعاریف بر پایه فرایندهای مدیریت دانش، تعاریف استراتژیک یا مدیریت محور

3- پیچیدگی:
تعریف نظری: پیچیدگی به میزان تفکیکی که در سازمان وجود دارد اشاره می‌کند. تفکیک افقی، میزان یا حد تفکیک افقی بین واحدها را نشان می‌دهد.تفکیک عمودی به عمق یا ارتفاع سلسله مراتب سازمانی نظر دارد. تفکیک بر اساس مناطق جغرافیایی، به میزان پراکندگی واحدها و امکانات و نیروهای انسانی از لحاظ جغرافیایی اشاره دارد.(الوانی، دانایی فرد، 1390)
تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر منظور از پیچیدگی تعدادسطوح سلسله مراتب و پراکندگی مکان ادارات و کارکنان و تمایز بین مشاغل و سطح تحصیلات و آموزش کارکنان در سازمانهای دولتی می‌باشد.
4- تمرکز:
تعریف نظری: بیشتر نظریه پردازان توافق دارند تمرکز به میزانی که تصمیم گیری در یک نقطه واحد در سازمان متمرکز شده، اشاره دارد. تراکم قدرت در یک نقطه دلالت بر تمرکز داشته و عدم تراکم یا تراکم کم نشانه عدم تمرکز است.(الوانی، دانایی فرد، 1390)
تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر منظور از تمرکز میزان استقلال کارکنان در انجام کارهایشان، میزان شرکت کارکنان در فرایند تصمیم گیری،حل مشکلات توسط کارکنان از راههای گوناگون در سازمانهای دولتی میباشد.
5- انسجام:
تعریف نظری: یکپارچگی کمیته ها و نیروی عملیاتی بین ادارهای در سازمانها (لیااو اتال، 2011)
تعریف عملیاتی : منظور از انسجام در پژوهش حاضر یکپارچگی کمیته ها و هیئت های بین اداره ای و یکپارچگی نیروی عملیاتی بین اداره ای در سازمانهای دولتی می باشد.
6- مدیریت دانش:
تعریف نظری: به دلیل جوانی و نو پا بودن مدیریت دانش، تعاریف و واژه های مختلفی برای آن ارایه شده واز دیدگاههای مختلف به آن پرداخته شده است. تعاریف بر پایه فرایندهای مدیریت دانش، تعاریف استراتژیک یا مدیریت محور، تعاریف فناوری محور، تعریف بر اساس دانش سازمانی وجمعی (اخوان، باقری، 1389)
در اینجا به تعاریف بر پایه فرایندهای مدیریت دانش می پردازیم. در این شیوه مدیریت دانش به زیر وظایف، زیر رویه ها وزیرفرایندها شکسته می شود. هدف مدیریت دانش، ارتقا این زیر فرایندها در ایجاد یا سازماندهی، دریافت، تشخیص وجدا سازی، اعتبار سنجی وبررسی، تدوین وبایگانی، پالایش وتوسعه، انتشار، انتقال یا اشتراک، نمایش، الگوبندی، بکارگیری و ارزیابی دانش است که با کمک ابزارهای خاص میسر می باشد. در این دیدگاه مدیریت دانش، از تمامی فرایندها ونوآوری هایی که برای بهینه سازی محصولات فن اوری محور، تولید دانش وبکارگیری آن در سازمانها مناسب هستند پشتیبانی می نماید(شاپل،1996).
تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر منظور از مدیریت دانش شامل فرایندهای مدیریت دانش و ظرفیت مدیریت دانش در سازمانهای دولتی می‌باشد.
7- خلق دانش:
تعریف نظری: خلق دانش به کلیه فعالیتهایی اطلاق می شود که موجب ورود دانش به سازمان می‌شود یا به عبارتی دیگر تلاشی ساخت یافته برای تعیین خلائها ونقائص دانشی یک سازمان وفعالیتهای مورد نیاز در جهت رفع آنها را تولید داراییهای دانشی گویند. (نیومن،کونراد،1999)
تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر منظور از خلق دانش میزان تولید دانش از طریق جلسات رسمی، میزان خلق ایده های جدید توسط کارکنان به طور دائم، میزان حمایت سازمان از ارتقائ سطح تحصیلات کارکنان می باشد.
8- انتقال دانش:
تعریف نظری: فرایندی که از طریق آن دانش یک فرد، گروه ویا واحدسازمانی،به فرد یا گروه و واحد سازمانی دیگرمنتقل می‌شود.سرعت، دقت و قابلیت اعتماد دانش سه عنصری هستند که در انتقال دانش مورد توجه قرار می‌گیرند.(سیدایخسان،رولاند،2004)
تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر منظور از انتقال دانش، سرعت دسترسی به دانش و اطلاعات موجود میان واحدها / قسمتهای سازمان، سرعت تبادل دانش واطلاعات در میان واحدها و قسمتهای سازمان، اعتبار دانش، به روز بودن دانش در سازمانهای دولتی می باشد.
9-اشتراک(تسهیم)دانش:
تعریف نظری:اشتراک وتوزیع دانش هم می‌تواند به معنی فرآیند مستقیم ومتمرکز دانش بین گروه خاصی از کارکنان باشد، وهم به معنی انتقال دانش بین ا فراد، یا درون تیم ها ویا گروههای کاری باشد.(حسینی خواه،1385)