تغذیه و یادگیری دانش آموزان، انجمن روانپزشکی آمریکا

Thoughts and options head with arrows on blackboard

کلسیم نه‌تنها برای استحکام دندان‌ها و استخوان‌ها بلکه برای رشد استخوان‌های جدید ضروری است دریافت کافی کلسیم از برنامه غذایی روزانه در سنین مدرسه و بلوغ برای حفظ تراکم طبیعی استخوان‌ها و جلوگیری از پوکی استخوان در بزرگسالی حائز اهمیت است. شیر و لبنیات مهم ترین منبع تأمین کلسیم هستند و بنابراین، کودکان و دانش‌آموزانی که از این گروه به مقدار کافی استفاده نمی‌کنند در معرض خطر کمبود کلسیم قرار دارند. به ویژه اگر همراه با وعده غذایی خود نوشابه‌های گازدار مصرف کنند. نوشابه‌های گازدار حاوی مقادیر زیادی فسفر می باشند که می‌توانند در جذب کلسیم اختلال ایجاد کنند. بستنی که با شیر پاستوریزه تهیه شده است منبع خوبی از کلسیم است و مصرف آن در میان‌وعده بخشی از کلسیم مورد نیاز کودکان این سنین را تأمین می‌کند. میان‌وعده مناسب دیگر برای تأمین کلسیم، نان و پنیر است که به همراه سبزی، گوجه فرنگی، خیار یا گردو یک میان‌وعده سالم و مغذی برای دانش‌آموزان به شمار می رود (صادقی و همکاران، 1389: 15).
2-16) تغذیه و یادگیری دانش آموزان
کودکان سنین مدرسه علاوه بر سه وعده غذای اصلی به میان‌وعده نیاز دارند تا بتوانند عملکرد یادگیری بهینه ای از خود بروز دهند. بنابراین، دانش‌آموزان در این سنین به خوردن غذا در وعده‌های بیشتر نیاز دارند و باید در فاصله دو وعده اصلی غذایی میان‌وعده مصرف کنند. در این راستا دانش‌آموزان باید بدانند تنقلات کم ارزش مانند چیپس، پفک و سایر تنقلات ارزش غذایی ندارند و به جای آن از مواد‌غذایی با ارزش مانند انجیر خشک، توت خشک، بادام، پسته، گردو، برگه زردآلو و انواع میوه‌ها نظیر سیب، پرتقال، نارنگی، هلو، زردآلو، انگور، لیموشیرین و سبزی‌هایی نظیر هویج، کاهو، خیار و ساندویچ‌هایی مثل نان و پنیر و گردو، نان و تخم مرغ، نان و پنیر و گوجه‌فرنگی، نان و پنیر و سبزی، انواع کوکو و کتلت، نان و حلواشکری، نان و پنیر و خرما استفاده شود. مطالعات دهه اخیر نشان داده است که تغذیه صحیح در قدرت یادگیری کودکان مؤثر است در نتیجه افزایش نسبی قند خون موجب بهبود عملکرد مغز و یادگیری کودکان مدرسه ای می‌شود. نخوردن صبحانه می‌تواند اثرات منفی بر یادگیری آنها داشته باشد. اگر مدت زمان ناشتایی طولانی شود، نگهداری قند در سطحی که مغز قادر به فعالیت طبیعی خود باشد، دشوارتر شده و یادگیری و تمرکز حواس مختل می‌شود(فریدمن و همکاران، 2012). برای اینکه کودکان سنین مدرسه اشتهای کافی برای خوردن صبحانه داشته باشند باید شام را در ساعات ابتدای شب صرف کنند و شب‌ها در ساعت معینی بخوابند تا صبح‌ها بتوانند زودتر بیدار شده و وقت کافی برای خوردن صبحانه داشته باشند. والدین باید سحرخیزی، ورزش و نرمش صبحگاهی و خوردن صبحانه در محیط گرم خانواده را تشویق نمایند. غذاهایی مثل فرنی، شیربرنج، حلیم و عدسی اغلب مورد علاقه کودکان این سنین هستند و از ارزش غذایی بالایی نیز برخوردارند. این غذاها را می‌توان در وعده صبحانه به کودکان داد. غذاهایی از قبیل نان و پنیر و گردو، نان و تخم‌مرغ، نان و کره و مربا، نان و کره و خرما، همراه با یک لیوان شیر یک صبحانه سالم و مغذی برای کودکان سنین مدرسه به شمار می رود (صادقی و همکاران، 1389).
2-17) رفتارهای تغذیه‌ای نامطلوب در کودکان سنین مدرسه و توصیه‌های کاربردی برای اصلاح آن
خودداری از خوردن گوشت: برخی از کودکان سنین مدرسه از خوردن گوشت امتناع می‌ورزند در حالی که مصرف گوشت به عنوان منبع عمده پروتئین (با کیفیت خوب)، آهن و روی حائز اهمیت است. توصیه می‌شود گوشت چرخ شده در غذاهایی که موردعلاقه کودک است به او داده شود. (ماکارونی، کتلت، همبرگر، کباب، املت گوشت، پیتزا با گوشت چرخ شده) که ترجیحاً در منزل تهیه شود.
خودداری از مصرف گروه شیر و لبنیات: در این سنین به دلیل رشد و استحکام دندان و استخوان‌ها مصرف شیر و لبنیات ضروری است. اگر دانش‌آموز علاقه ای به خوردن شیر ندارد می‌توان مقدار کمی پودر کاکائو (در حد یک قاشق مرباخوری) به یک لیوان شیر اضافه کرد. اضافه کردن کمی عسل به شیر نیز ممکن است دانش‌آموز را به خوردن شیر علاقمند کند. می‌توان شیر را به صورت غذاهایی مثل فرنی و شیر برنج به کودکان داد. معمولاً مصرف یک لیوان شیر در روز برای کودکان آن سنین کافی است و با گنجانیدن سایر مواد‌غذایی این گروه مثل ماست، پنیر و کشک در وعده ناهار و شام و یا بستنی در میان‌وعده نیاز کلسیم تأمین می‌شود. افراط در خوردن شیر نیز به این دلیل که جایگزین سایرغذاهای اصلی می‌شود، کودک را در معرض خطر کمبودهای تغذیه‌ای بخصوص کمبود آهن قرار می دهد.
خودداری از مصرف سبزی‌ها: معمولاً کودکان در این سنین تمایلی به مصرف سبزی‌های تازه همراه با غذا ندارند. به مادران توصیه کنید که از سبزیجات خام مثل هویج، گوجه فرنگی، کاهو، گل کلم و سبزی‌های پخته مثل چغندر پخته (لبو)، نخودفرنگی، لوبیا سبز، کدو حلوایی به عنوان میان‌وعده یا در هنگام تماشای تلویزیون به کودکان بدهند.
افراط در مصرف شکلات و شیرینی: مصرف بی‌رویه شکلات و شیرینی به این دلیل که موجب بی اشتهایی و سیری کاذب در کودکان می‌شود و آنها را از مصرف غذاهای اصلی باز می دارد موجب اختلال رشد آنها خواهد شد. به والدین توصیه کنید حداقل، در منزل از نگهداشتن شکلات و شیرینی خودداری کنند و به این ترتیب، دسترسی دائمی آنها را به این نوع مواد کاهش دهند. از دادن شکلات و شیرینی به عنوان جایزه خود
داری کنند و با تنظیم یک برنامه منظم، تعداد شکلات و شیرینی که دانش‌آموز در طول روز مصرف می‌کند را کنترل نمایند. برای جلوگیری از خراب شدن دندان‌ها باید به دانش‌آموزان آموزش داد که پس از خوردن مواد قندی و شیرینی به ویژه شکلات‌ها و آب نبات‌هایی که به سطح دندان می چسبند، دهان و دندان‌های خود را با آب و مسواک شستشو دهند.
در این دوران، اشتهای کودک راهنمای خوبی برای انرژی و مواد مغذی مورد نیاز است. استرس ناشی از رفتار اولیا و مربیان یا استرس‌های مربوط به امتحان میتواند روی اشتهای کودکان اثر بگذارند اگر این تأثیر موقت باشد مشکلی ایجاد نمی‌کند ولی ادامه بی اشتهایی کودک می‌تواند مشکل آفرین باشد. در اینصورت باید با شناسایی و رفع مشکل به کودک کمک شود. گاهی اوقات استرس موجب زیادخواری کودک می‌شود در مورد کودکان چاق این مسئله مهم و قابل توجه است. آموزش مناسب و مشاوره با کودکان می‌تواند تا حدودی مشکل آنان را کم کند.
به والدین باید آموزش داده شود که با تأمین غذاهایی با ارزش غذایی بالا و فراهم کردن محیط مناسب، زمینه را برای رشد و توانمندی ذهنی و جسمی کودکان آماده کنند و رفتارهای غذایی درست را در آنها ایجاد کنند. کودکان رفتارهای غذایی والدین را الگوی خود قرار می دهند. بنابراین امتناع والدین از خوردن برخی از غذاها موجب می‌شود که کودکان نیز آن غذاها را هر چند که دارای ارزش غذایی بالایی هستند، نخورند(صادقی و همکاران، 1389).
2-18) اختلالات تغذیه
یکی از حوزه‌های نوظهور جامعه شناسی، جامعه شناسی بدن می باشد که مسئله اساسی آن عبارتست از اینکه: «چگونه جوامع، بدن‌ها را سازمان می دهند و برای آن‌ها معناهای اجتماعی تعریف می‌کنند؟» این حوزه به سوال‌هایی از قبیل اینکه چرا افراد و گروه‌های خاص، اقدام به دست کاری در بدن خود می‌کنند و چگونه این تغییر را تفسیر و معنا می‌کنند پاسخ می دهد. یکی از جلوه ‌های دستکاری و مدیریت بدن که امروزه در مورد زنان در اکثر جوامع مورد توافق قرار گرفته، باریک اندامی است. در چند دهه‌ی اخیر لاغری در ایران نیز به عنوان معیار زیبایی اندام مورد توجه دختران و زنان جوان قرار گرفته و اقدام برای رعایت رژیم غذایی لاغری جهت دستیابی به تناسب اندام به دغدغه‌ی برخی از دختران و زنان ایرانی شده است. از جمله بیماری‌های مرتبط با تلاش برای دستیابی به بدن ایده‌ال و باریک اندامی، بیماری اختلال تغذیه می باشد(نوغانی و همکاران، 1391). تا سال‌های پیش بیماری اختلال تغذیه مختص جوامع صنعتی و پیشرفته تعریف می شد. به عنوان مثال مطالعات انجام شده درانگلستان نشان داده است که از هر یکصد هزار دختر که در سن نوجوانی و جوانی قرار دارد، 51 نفر مبتلا به اختلال تغذیه هستند(دارمون، 2009).
اما این بیماری فقط در کشورهای پیشرفته در حال افزایش نیست، بلکه حتی در جهان سوم نیز همه گیر شده است. برای مثال نرخ این بیماری در برخی از کشورهای جهان سوم، چنین گزارش شده است: عربستان سعودی 6/24؛ عمان 4/29؛ امارات متحده عربی 4/23؛ آفریقای جنوبی 8/18 درصد نتایج یک مطالعه ی تجربی در تهران نیز نشان داده است که 16/24 درصد از دانش‌آموزان دختر مورد بررسی در معرض خطر ابتلا به اختلالات تغذیه بودند (پورقاسمی و همکاران، 1387). بر اساس چهارمین مجموعه بازنگری شده تشخیصی و آماری انجمن روانپزشکی آمریکا (2000) اختلالات تغذیه به سه دسته‌ی مجزای پرخوری عصبی، بی اشتهایی عصبی و اختلال‌های تصریح نشده تقسیم می‌شوند.(باکروید، 1376).
2-19) پیشینه پژوهشی
2-19-1) پیشینه داخلی
پورعبدالهی و ابراهیمی ممقانی (1379) در پژوهشی با عنوان آگاهی تغذیه‌ای دختران دانش‌آموز دبیرستان‌های تبریز که در محدوده ی سنی 16 تا 20 سال بودند دریافتند که 2/91 درصد آنها کم خونی را یک بیماری می‌دانستند و 8/6 درصد فکر می کردند ویتامین یک مواد‌غذایی است. حدود 9/49 درصد آنها از وجود پروتئین در غذاهای گیاهی نامطمئن و 9/40 درصد کاملاً مخالف بودند. برآورد میزان آگاهی دختران نشان داد 2/5 درصد آگاهی ضعیف، 51 درصد آگاهی متوسط و 8/43 درصد آگاهی خوب داشتند. بین میانگین نمره آگاهی دختران با مناطق مختلف آموزش و پرورش، گروه‌های سنی، رشته‌های مختلف تحصیلی و سطح سواد مادر تفاوت معنی داری مشاهده نشد. میتوان نتیجه گرفت برای رسیدن به سطح مطلوب آگاهی تغذیه‌ای دختران برنامه‌های توسعه یافته آموزشی و استراتژی‌های مناسب تری مورد نیاز است.
نورمحمدی و گوهرآباری (1380) در پژوهشی با عنوان آگاهی، نگرش و عملکرد تغذیه‌ای پزشکان و دانشجویان پزشکی دریافتند میزان آگاهی دانشجویان و پزشکان در مورد اصول تغذیه در حد متوسط بود. می‌توان نتیجه گرفت که ارتقاء آگاهی تغذیه‌ای در برنامه ی درسی دانشگاه‌های پزشکی و هنگام فعالیت‌های بالینی ضروری به نظر می رسد.
جهانگیری و رجبی(1380) در پژوهشی به بررسی رابطه فرهنگ و سواد تغذیه‌ای زنان در شهر شیراز پرداخته و دریافتند که با وجود آگاهی تعدادی از زنان از بهترین شیوه‌های مصرف مواد‌غذایی، باز هم استفاده از شیوه‌های مطلوب، چندان متداول نیست. بطور کلی، در انتخاب مواد‌غذایی، بیشتر از این که نیاز اعضای خانوار در نظر گرفته شود، در دسترس بودن مواد و ذائقه اعضای خانواده ملاک قرار میگیرد.
تسلیمی طالقانی و همکاران (1384) در پژوهشی با عنوان تأثیر وضعیت فردی- اجتماعی و اقتصادی بر اثربخشی آموزش تغذیه در ارتقاء سطح آگاهی و نگرش تغذیه‌ای دانش‌آموزان دختر سال اول راهنمایی شهر تهران در سال 1382 دریاف
تند تحصیلات مادر به طور مستقل از نوع آموزش با افزایش نمرات آگاهی ارتباط مثبت داشته است(007/0p=). دو متغیر سطح تحصیلات مادر و معدل نمرات درسی به دلیل ارتباط با سطح نگرش تغذیه‌ای از میزان تأثیر آموزش بر تغییر سطح نمرات نگرش کاسته اند (139/0p= و 29/0p=) و تأثیر آموزش بر ایجاد افزایش در نمرات آگاهی مستقل از متغیر پول توجیبی ماهانه نبوده است (035/0p=). بجز موارد مذکور، سایر متغیرها نه بطور مستقل و نه از طریق تأثیر متقابل با نوع آموزش، هیچگونه رابطه معنی داری با تغییر نمرات آگاهی و نگرش نداشتند. می توان نتیجه گرفت به استثنای متغیر پول توجیبی، تأثیر نوع آموزش بر سطح آگاهی و نگرش مستقل از متغیرهای مورد مطالعه بوده است و از بین کلیه متغیرهای مستقل تنها تحصیلات مادر به طور مستقل از نوع آموزش با نمرات آگاهی ارتباط داشته است.