سیال و پویا
نقش تسهیل گری مدیران سازمان در فرایند یادگیری
تشویق و تسهیل فرایند خود آموزی
تشخیص نیازهای محیطی
ویژگی سازمان یادگیرنده
شکل (2-4): ویژگی سازمان یادگیرنده(کاظم پور،1391)
سازمان یادگیرنده سازمان هایی هستند که می توانند نیازهای محیطی را تشخیص داده و ابزار لازم برای هماهنگی خود با آنها را فراهم نمایند.
سازمان یادگیرنده یک سازمان سیال و پویاست. با محیط خود تعاملی ناپایدار دارد و در هر لحظه از زمان به یک تعادل می رسد) مولایی، 1388)
در سازمانهای یاد گیرنده تمامی اجزا به هم ارتباط و پیوندی عمیق دارند، به طوری که پیتر دراکر این گونه سازمانها را به ارکستری تشبیه می کند که هرکس ساز خو د را می زند، اما نکته مهم این است که تمامی نوازند گان عمیقا تابع و مرتبط با رهبر ارکستر هستند و نتیجه کار، یک آهنگ موزون است.
از ویژگی های دیگر سازمانهای یادگیرنده، روانی جریان اطلاعات در این سازمانهاست .این روانی، باعث افزایش دانش و رشد مدیریت نیروی انسانی در سازمان می شود ؛ با رشد دانش پرسنل، میزان هوش سازمانها افزون و بهره وری آنان ارتقا می یابد) البرزی و اسلامیه، 1384).
سازمان های یادگیرنده علت مشکلات را در خود جستجو می کنند. اغلب انسان ها تمایل دارند که مشکلات و شکست های خود را به عوامل خارجی و غیرقابل کنترل نسبت داده و موفقیت ها را حاصل تلاش و عملکرد خود بدانند )رودبارانی، 1386).
در سازمان یادگیرنده، یادگیری به عنوان یک انتخاب برای مدیران نیست، بلکه ضرورتی است برای بقای سازمان و الزامی است.
رهبران در سازمانهای یادگیرنده مسئول ساختن سازمانهایی هستند که مردم در آنجا به صورت مداوم توانائی های خود را برای شکل دادن به آینده توسعه می دهند- یعنی، رهبران مسئولیت یادگیری را به عهده دارند)پورحسینی، 1386)
سازمانهای یادگیرنده از طرح سازمانی ارگانیک برخوردارند که در آنها میزان رسمیت و تمرکز پایین و میزان انسجام و به هم پیوستگی واحدها بالاست. ساختارسازمانهای یادگیرنده برای تعامل با محیط بیرونی از انعطاف لازم برخوردار است و در درون نیز فرصت یادگیری را برای تمامی کارکنان فراهم می آورد.
سازمانهای یادگیرنده دارای فرهنگ قوی مساوات و برابری هستند که در آن مدیران به تمامی کارکنان به یک چشم می نگرند و همه آنها را موجودیتی با ارزش به شمار می آورند) قربانی زاده، 1388)
بطور کلی می توان گفت که سازمان یادگیرنده ؛
در برابر یادگیری مستمر خود را متعهد می داند؛
مدیرانش در فرایند یادگیرنده نقش تسهیل کننده دارد؛
مدام چشم انداز، استراتژی و رویه های خود را مورد سوال قرار می دهد؛
می داند که سرعت و آهنگ یادگیری اش باید پر شتاب تر از سرعت تحول محیط باشد و با توقف یادگیری زندگی متوقف می شود؛
اطلاعات و دانایی به شیوه ای روان در درون آن جریان دارد؛
در کنار سرمایه گذاری روی آموزش، محیط کار و تجربه های کاری را به شیوه ای ارزان واثربخش به فرصتی برای یادگیری تبدیل می کند؛
. فرایند خودآموزی را تشویق و تسهیل می کند)مسعودی ندوشن و جوان شرق، 1384) .
2-1-10. تفاوت یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده:
یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده دو مفهوم متفاوت هستند.تسانگ تفاوت آن ها را بدین صورت بیان می کند: یادگیری سازمانی مفهومی است که برای انواع مشخصی از فعالیت ها که درون سازمان اتفاق می افتد ،به کار می رود؛ در حالیکه سازمان یادگیرنده به نوع خاصی از سازمان اشاره داردکه یادگیری سازمانی را درون خود می دارد (طاهری، 1386).
سانگ معتقد است تفاوت بین یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده ،تفاوت بین”شدن”و”بودن”است. یادگیری سازمانی تلاش هایی را مورد تاکید قرار می دهد که سازمان ها از طریق آن به سازمان یادگیرنده تبدیل می شوند،در حالیکه سازمان یادگیرنده از طریق ارتقا شیوه های هوشیارانه ،نظامند،که مستلزم درگیری اشخاص در فرایند ها است به بودن خود دوام می بخشد (بایراکتاروگو2003)