تقاضای نیروی کار، سود مورد انتظار

Colorful wooden direction arrow signs on a wooden pole

تحلیل تئوریکی الگوهای پویای تقاضای نیروی کار به طور گسترده به وسیله نیکل(1986) ارائه شده است. در این روش، تابع درآمد خالص واقعی به صورت معرفی می گردد که اشتغال، موجودی سرمایه، قیمت مواد، قیمت محصول و نشان دهنده متغیرهای انتقال دهنده تقاضا می باشد. البته در این الگو فرض رقابت ناقص اعمال شده و بنابراین، قیمت از هزینه نهائی انحراف دارد. حال بنگاه را طوری انتخاب می کند که سود مورد انتظارش حداکثرگردد ( البته از قبل معین است):
(2-47)
که در آن نرخ دستمزد واقعی، نرخ تنزیل واقعی، هزینه های تعدیل نسبت به دستمزد و نرخ رهاکردن شغل(Quit Rate) می باشد که با حل مسئله فوق برای و معین و ثابت خواهیم داشت:
(2-48)
که در آن یک پارامتر است، بطوری که برابر نرخ بهره واقعی می باشد. نشان دهنده سطح بهینه اشتغال مورد انتظار در دوره و ضریب تعدیل است که تابعی از ، و می باشد.معادله (2-48) نشان دهنده طرح بهینه شرکت برای خواهدبود و ارزش های و برای آینده داده شده فرض می شود. البته در هیچ روشی و نمی تواند پیش بینی گردد. در شروع دوره بعد، و تغییر خواهدکرد و یک طرح بهینه جدید شکل خواهدگرفت که درنتیجه ارزش متفاوتی برای به دست می آید. بنابراین در دوره یک طرح ثابت است، اما بین طرح ها تغییرخواهدکرد. از آنجا که مقدار مناسب نرخ بهره بلندمدت ثابت خواهدبود، به صورت زیر تعریف می شود:
(2-49) دراینجا فرم الگو به صورت لگاریتمی درنظرگرفته می شود. باید توجه داشته باشیم که ما انتظار داریم بیشتر از یک وقفه برای متغیرهای الگو وجودداشته باشد و برای این مطلب نیز دلائل تئوریکی قوی وجوددارد. فرض کنید؛ با هزینه های تعدیل متفاوت وجوددارد و به خاطر این در الگو وجودخواهدداشت، اما تعادل بلندمدت همان است. تحت این شرایط، اشتغال کل به وسیله معادله زیر مشخص می گردد:
(2-50) که در آن عملگر وقفه است.
جمعی سازی انواع مختلف نیروی کار با هزینه های استخدام و اخراج متفاوت، اثرات مشابهی خواهدداشت. حال اگر از معادله(2-48)، را در معادله (2-50) جایگزین کنیم، خواهیم داشت:
(2-51)
که در این الگو بردار متغیرهای مستقل می باشد که می تواند شامل دستمزد واقعی، قیمت واقعی مواد، موجودی سرمایه، متغیرهای شوک تقاضا و……. باشد. این الگو با یک تغییر در پارامترها می تواند به صورت زیر ارائه گردد:
(2-52)
یا
(2-53)
که در آن ، و است.
برای برآورد الگوی فوق ابتدا فرض می کنیم که و ثابت هستند و سپس با استفاده از روش های اقتصادسنجی الگوی فوق را که تقریبا یک الگوی مکانیزم تصحیح خطا(ECM) شباهت دارد، برآوردمی کنیم.
2-1-10-6 الگوی محدودیت مقداری در بازار کار(Mac Vittie. E, andJK Swales ; 1999)
در رهیافت تقاضای نیروی کار که در قسمت قبل مورد بررسی قرارگرفت، فرض می شد که تقاضای نیروی کار برابر میزان اشتغال() می باشد. یکی از انتقادات بر این رهیافت آن است که در الگوی تقاضای نیروی کار فرض می شود که بنگاه تعیین کننده سطح اشتغال می باشند و آنها می توانند به هراندازه که مایل باشند به استخدام نیروی کار بپردازند. به عبارت دیگر، فرض می شود که همیشه کارگران در دسترس می باشند.
در رهیافت محدودیت مقداری بازار کار که به نوعی به عدم تعادل بازار کار اشاره دارد، علاوه بر توجه به طرف تقاضای نیروی کار، به طرف عرضه نیروی کار نیز توجه می شود. به عبارت دیگر، در این رهیافت، احتمال بزرگ تر بودن تقاضای نیروی کار از عرضه نیروی کار() نیز درنظرگرفته می شود. در این روش که به طور گسترده بوسیله روزن و کوانت در سال 1978 مطرح و بعدا توسط ذیگران توسعه داده شد، ابتدا تابع عرضه و تقاضای نیروی کار به فرم استاندارد و متعارف ارائه می گردد و سپس برای تعیین اشتغال، شرط حداقل و سایر معادلات به آن دو اضافه می شود. در این رهیافت، سطح اشتغال برابر حداقل عرضه و تقاضا شده نیروی کار در سطح دستمزدهای جاری است. بنابراین، خواهیم داشت:
(2-54)
البته در این رهیافت می توان از معادلات دیگر برای توضیح بیکاری یا تعدیل دستمزد واقعی استفاده نمود. برای نمونه، به منظور بررسی تعدیل دستمزد واقعی، الگوی زیر به معادلات فوق اضافه می شود:
(2-55)