ظرفیت و توانایی پاسخگویی به فناوری به معنی تمایل و توانایی شرکت به پاسخگویی به تغییرات فناوری که در محیط خارجی اتفاق می افتد است.
فناوری های بنیادین اغلب منجر به تغییر و تحول می شوند و گاهی اوقات منجر به تخریب روندهای اجرایی موجود در سازمان ها ، پایه های دانش و روابط سازمانی می شوند(چندی و تلیس،1998) و همچنین ممکن است آنها، محصولات موجود در شرکت،بازارها و سیستم ها را پیاده کنند.(کریستین سن،1997)
چندی و تلیس بیان می کنند که میزان تمایل شرکت برای پیاده نمودن سرمایه گذاری های موجودش جنبه ی مهمی از تمایل شرکت برای پاسخگویی به توسعه های فناوری می باشد . بنابراین ظرفیت و توانایی پاسخ به فناوری شامل تمایل و ظرفیت برنامه ریزی و پاسخگویی به فرصت هایی که توسط یک فناوری جدید به دست می آید ویا نشان دادن واکنش دفاعی در برابرفناوری های جدید می باشد .
منظور و مفهوم ما از فرصت های فناوری یک شرکت به معنای بودن یا نبودن آن نیست بلکه فرصت گرایی همانند یک طیف درجات مختلف دارد. این معنا از فرصت های فناوری ،امر اندازه گیری را تسهیل می کند زیرا دیگر پاسخگویان هر سازمان دچار این مشکل نمی شوند که بگویند آیا سازمان آنها از نظر فناوری ،فرصت گرا هست یا خیر؟(به عبارت دیگر هر سازمانی ممکن است تا حدی فرصت گرا باشد)

2-2-2-1) تمایز فرصت های فناوری از دیگر ساختارها
فرصت های فناوری را می توان از دو ساختار مرتبط نوآوری سازمانی(دشپند وهمکاران،1993) و فناوری گرایی(گاتیگنون وزورب،1997)متمایز دانست.
نوآوری سازمانی به معنی کناره گیری از تمرینات و دانش موجود برای تولید محصولات جدید و نوآوری در روندها و مراحل انجام کار می باشد. (راجرز،1995)نوآوری های سازمانی به توانایی و ظرفیت شرکت ها به دریافت و پاسخگویی به توسعه های فناوری در محیط اطرافشان یا به عبارت دیگر محیط خارج از شرکت توجه دارد.(مارکوس،1988)
ما بر این باوریم که توانایی ها و ظرفیت های مورد نیار برای نوآوری داخلی بسیار متفاوت از ظرفیت هایی است که برای دریافت وپاسخگویی به فناوری های توسعه یافته خارجی مورد نیاز است .(مارکوس،1988) به عنوان مثال اگر یک سازمان یک فناوری جدید و یا یک محصول جدید را در داخل شرکت در دپارتمان توسعه دهد به این منظور که پاسخگوی یک بازار جدید باشد این سازمان یک نوآوری کرده است اما این بدان معنا نیست که ضرورتا از نظر فناوری فرصت گرا باشد.
فناوری گرایی به ظرفیت و تمایلی برای بدست آوردن فناوری اساسی و بنیادین و همچنین استفاده از آن فناوری در توسعه محصولات جدید اطلاق می شود (گاتیگنون وزورب،1997). به طور خاص تعریف و اندازه گیری گرایی بر مهارت تکنیکی شرکت در فعالیت های توسعه محصولات جدید تاکید می کند . بنابراین فناوری گرایی بر استفاده از فناوری پیچیده در توسعه محصولات جدید و پیش فعالی در توسعه فناوری های جدید توجه دارد .
اگرچه گاتیگنون و زورب به طور وسیع و گسترده ای فناوری گرایی را تعریف می نمایند اما اندازه گیری های آنها به طور عمده بر ترکیب فناوری با محصول جدید و فعالیت های توسعه ی روند تاکید می کنند. مفهوم فرصت های فناوری از فناوری گرایی وسیع تر و گسترده تر است و به ظرفیت گسترده سازمان برای دریافت و پاسخگویی به تغییرات و توسعه فناوری و همچنین به حوزه توسعه محصولات جدید اشاره می کند.
2-2-2-2) فرصت های فناوری و درآمد
فعالیت های درک و پاسخگویی فناوری، به شرکت هایی که از فرصت های فناوری استفاده می کنند اجازه می دهد تا خیلی سریع تر از رقبا به سوی بکارگیری پیشرفت های فناوری حرکت کنند . این مساله باعث به وجود آمدن شهرتی برای عرضه کننده محصولات و خدمات در میان مصرف کنندگان ،به عنوان پیشرو در ارائه محصولات و خدمات می شود(گاتیگنون و زورب ،1997 و ماهامان،1997)
از مزایای این شهرت برای شرکت ها تعیین قیمت بالاتر و بازاریابی دهان به دهان است که هر دوی این ها می تواند موجب افزایش درآمد شود .شرکت هایی که از فرصت های فناوری استفاده می کنند می توانند از تاثیرات شهرت و موقعیت خود برای ارتباط با عرضه کنندگان شرکا یا مجاری که میخواهند با شرکت در ارتباط باشند بهره ببرند.
شرکت هایی که از فرصت های فناوری استفاده می کنند می توانند موقعیت خود و اثرات آن را ثبت نموده و امتیاز آن را برای خود داشته باشند و به شرکت های رقیب ،کانال ها و غیره اجازه استفاده از آن مزایا را با توجه به شرایط خود بدهند که این مساله باعث ایجاد مزیت رقابتی برای آنها می شود .با قرار دادن این منابع بر روی دستور کارشرکت هایی که از فرصت های فناوری به طور بالقوه استفاده می کنند ، می توانند درآمد بیشتری نسبت به رقبای خود داشته باشند .
علیرغم منابع بالقوه این احتمال نیز وجود دارد که فرصت های فناوری تاثیر منفی بر درآمد شرکت داشته باشد.ممکن است محصولات شرکت برای مصرف کننده بیش از حد پیشرفته باشد (دیهبار،1996)در نتیجه، نه تنها منابع شرکت به هدر می رود بلکه درآمد نیز
کاهش می یابد ،زیرا مصرف کننده قادر به استفاده از محصولات و خدمات شرکت نمی باشد .شرکت هایی که نمی توانند از فرصت های فناوری استفاده کنند ،ممکن است مشکلات عمده ای از قبیل خود خشنودی (رابرتسن و همکاران،1995)و کوته نظری(اتوهن-جیما،2005) داشته باشند.
شرکت خود خشنود این توانایی را ندارد که به موقع تغییرات فناوری را احساس کرده و به آن پاسخ دهد یا یک شرکت ممکن است مهارت،منابع و فرآیندهای سنجش تغییرات را داشته باشد اما تخصص استفاده از اطلاعات را نداشته باشد و در نتیجه فرصت را به رقبا واگذار کند .شرکت کوته نظر ممکن است خود خشنود نباشد اما این سازمان ها فاقد نگاه نکته سنج به محیط اطراف خود هستند و در نتیجه نمی توانند فرصت های فناوری را در اطراف خود ببینند.(لونیتال و مارچ،1993؛اسرایوانسن و همکاران،2002)
به دنبال اینکه مصرف کنندگان تفاوت میان محصولات و خدمات آنها را با دیگران مشاهده کنند این شرکت ها از شرکت های رقیب عقب می افتند .اگر شرکت های کوته نظر قادر باشند که تغییرات را ببینند ،عکس العمل آنها به جای سرمایه گذاری در قابلیت ها و منابع برای حمایت از فرصت های فناوری ،یک رفتار نا امید کننده خواهد بود . روی هم رفته این موضوع نشان می دهد که لازمه ی افزایش درآمد شرکت هایی که از فرصت های فناوری بهره می برند ،سرمایه گذاری منابع شان در موقعیت مناسب است .
2-2-2-3) فرصت های فناوری وسود