جایگاه سرمایه فکری در میان جنبش های مختلف، اندازه گیری سرمایه های فکری

2-Stewart
3-Roos
4-hardware
برای مثال سیستم پشتیبانی از مشتری می تواند امکان حمایت از هزاران مشتری را در یک زمان خاص فراهم کند. این توانایی یکی از مهم ترین معیارهای برتری دارایی های فکری بر دارایی های فیزیکی است.
2- سرمایه انسانی و سرمایه رابطه ای، قابلیت تبدیل شدن به مالکیت شخصی ندارند، بلکه باید بین کارکنان و مشتریان و تامین کنندگان مشترک باشند. بنابراین رشد این نوع از دارایی ها نیاز به مراقبت و توجه جدی دارد.
2-4- جایگاه سرمایه فکری در میان جنبش های مختلف
روس1 و همکارانش(1997)، این طور استدلال کرده اند که سرمایه فکری را می توان به سایر رشته هایی ازقبیل راهبرد شرکت و برنامه ریزی راهبردی و تولید ابزارهای اندازه گیری ارتباط داد. از دیدگاه راهبردی، سرمایه فکری برای ایجاد و خلق دانش و استفاده از این دانش برای ارتقا ارزش شرکت مورد استفاده قرارمی گیرد و از طرف دیگر(یا در مقابل)، بحث اندازه گیری بر روی این موضوع تمرکز دارد که چگونه می توان مکانیسم های گزارش دهی ساخت که موارد کیفی یا غیرمالی و موارد کمی یا مالی سرمایه های فکری را به طور همزمان اندازه گیری کند، به طور روشنی به جایگاه سرمایه فکری در میان جنبش های مختلف اشاره کرده است.
2-5- دلایل توجه به اندازه گیری سرمایه فکری:
مر2 و همکارانش(2001)، دلایلی را برای توجه و اندازه گیری سرمایه فکری برشمرده اند که عبارتند از
کمک به سازمان ها برای تنظیم استراتژی های آن ها
ارزیابی اجرای استراتژی
کمک به تصمیمات گسترش و تنوع فعالیت های سازمان
استفاده از نتایج اندازه گیری سرمایه های فکری به عنوان مبنایی برای جبران خدمات
ابلاغ این دارایی ها به ذینفعان خارجی سازمان ها
سه هدف اول این مجموعه به تصمیم گیری های داخلی مربوط می شوند و هدف از آن ها حداکثر کردن عملکرد عملیاتی شرکت ها برای ایجاد درآمد از طریق حداقل کردن هزینه و بهبود مستمر در روابط با مشتریان و تامین کنندگان و سهم بازار است. مورد چهارم به ایجاد انگیزه های اجرایی مربوط می شود و هدف پنجم به ایجاد انگیزه برای سهامداران خارج از سازمان اشاره می کند. تحقیقات مختلف نشان داده اند که اندازه گیری سرمایه فکری هم برای حاکمیت موثر داخلی و هم برای روابط موفق با افراد خارج از سازمان ضروری و سودمند است. کاملا واضح است که اگر هدف اولیه شرکت های انتفاعی مدیریت موثر و کارآمدی جریان های نقدی آتی باشد، پس برای آن ها مـدیریت محرک های نهایی این جریان های نقدی یعنی همان دارایی های نامشهود نیز است. زیـرا آن چـه را که نمی توان اندازه گیری کرد را چطور می توان مدیریت نمود؟ به همین خاطر اندازه گیری سرمایه فکری و به طورکلی دارای های نامشهود بسیار با اهمیت است. بدین جـهت، ضـروری است که مباحث سرمایه فکری با گـرایش به سـمت خلق مـعیارهای جـدید که می تواند برای ضبط و گزارش ارزش مالی ناشی از سرمایه فکری مورد استفاده قرار گیرد، همراه باشد (زنجیر دار،a1387، 11).
2-6- ارزش سرمایه های فکری در اقتصاد دانش محور
دراکر1(1993)، اندیشمند علم مدیریت می گوید: «ما در حال وارد شدن به یک جامعه دانش محور هستیم که در آن منبع اصلی اقتصادی سرمایه، منابع طبیعی و نیروی کار بیشتر نیست بلکه دانش، منبع اصلی اقتصادی است.» قرن 21، قرن اقتصاد دانش محور است. پیش از این اقتصاد صنعتی بر جوامع حاکم بود. در این اقتصاد عوامل تولید ثروت اقتصادی، دارایی های فیزیکی و مشهود مانند زمین، نیروی کار و پول و ماشین آلات بود و از ترکیب و یکپارچگی این عوامل اقتصادی، ثروت خلق می شد.
1-Draker 2-Marr 1-Roos
در این اقتصاد، استفاده از دانش به عنوان عامل تولید نقش اندکی داشت. اما در اقتصاد دانش محور امروز داشتن به عنوان عامل تولید ثروت در مقایسه با سایر دارایی های مشهود و فیزیکی، از ارزش بیشتری برخوردار می شود(بونتیس1، 1998). به بیان دیگر دارایی های فکری و بویژه سرمایه های انسانی در زمره مهم ترین دارایی های سازمانی محسوب شده و مـوفقیت بالـقوه سازمان ها ریـشه در قابلیت های فکری آن ها دارد. (فلامهولتز2و همکاران، 2002). با رشد اقتصاد دانش محور یا اقتصاد مبتنی بر دانش، دارایی های نامشهود شرکت ها عامل مهمی در حفظ و تحقق مزیت رقابتی پایدار به شمار می آید(تایلیس3 و همکاران، 2002).
گلدفینگر4 (1994) ، اقتصاد دانش محور را از سه بعد بررسی می کند:
1- بعد اول: تقاضا برای مصنوعات نامشهود (خدمات) بسیار زیاد است.