جریان نقد آزاد هر سهم، بازده جریان نقد آزاد

دانلود پایان نامه

جریان های نقدی آزاد می تواند در ارزییابی سلامت مالی یک شرکت مفید باشد، چرا که تمام مفروضات حسابداری موجود در ساختار سود را کنار می گذارد. از نظر سهامداران واحد تجاری جریانهای آزاد می تواند به عنوان معیاری به منظور ایجاد ارزش برای آنان تلقی شود. زیرا واحدهای تجاری که جریان های نقد آزاد مثبت بالایی داشته باشند، انتظار می رود که با سرمایه گذاری وجوه مذکور در طرح های سرمایه گذاری جدید بتواند برای سهامداران خود ایجاد ارزش نماید. (مهام،1384)
همچنین جریان های نقد آزاد می تواند به عنوان معیاری برای ارزیابی عملکرد مدیران باشد. با توجه به اینکه سود خالص توسط مدیران واحد تجاری عموماً مدیریت می شود، نمی تواند معیار مناسبی برای ارزیابی واحد تجاری قلمداد شود. اما با توجه به اینکه دستکاری جریان های نقد آزاد امری دشوار است می تواند معیار مناسبی برای ارزیابی عملکرد باشد.
البته باید توجه داشت که جریان های نقد آزاد کم یا منفی لزوماض نشانگر عملکرد ضعیف واحد تجاری نمی باشد. زیرا واحدهای تجاری در حال رشد به دلیل سرمایه گذاری زیاد، معمولاً از وجه نقد آزاد منفی یا پایینی برخوردار هستند که این امر در شرکت های پویا امری طبیعی است و به تنهایی نمی تواند نشانگر وضعیت نامطلوب واحد تجاری باشد. در صورتی که این سرمایه گذاری ها بازده بالایی داشته باشد می تواند در بلندمدت نتایج مطلوبی همراه داشته باشد. در حالی که شرکت هایی که از نظر رشد در حال نزول می باشندا ممکن است به دلیل عدم سرمایه گذاری دارای وجه نقد آزاد بالایی باشند.
جریان های نقد آزاد از دیدگاه مدیران واحد تجاری می توانند کاربردهای مهمی در تقسیمات نقدی سود، بازخرید سهام، بازپرداخت بدهی ها و تأدیه تعهدات واحد تجاری، تحصیل شرکت های دیگر توسط واحد تجاری و سرمایه گذاری مجدد در پروژه های سرمایه ای واحد تجاری داشته باشد. اگر جریان های نقد آزاد برای تحصیل شرکت های دیگر با سرمایه گذاری مجدد در پروژه های سرمایه ای به طور مؤثری سرمایه گذاری گردد می توان جریان های نقدی مازادی برای واحد تجاری ایجاد نماید.
6-2-جریان نقد آزاد هر سهم
جریان نقد آزاد هر سهم نیز که از طریق تقسیم جریان های نقد آزاد بر تعداد سهام منتشره بدست می آید، معرف سودآوری مالی شرکت است و شاخصی برای اندازه گیری تغییر در سود هر سهم است. جریان نقد آزاد هر سهم از رابطه زیر محاسبه می شود:
= جریان نقد آزاد هر سهم
جریان نقد آزاد هر سهم توانایی شرکت برای پرداخت بدهی ها، سود نقدی، بازخرید سهام و تسهیلات رشد کسب و کار را علامت می دهد. همچنین، معیار مزبور یک پیش بینی اولیه در رابطه با قیمت آتی سهام را ارائه می کند. برای مثال، وقتی قیمت سهام پایین است و جریان نقد آزاد در حال افزایش است، این احتمال مناسب است که سود خالص و ارزش سهام به زودی افزایش خواهد یافت، زیرا مقدار بالای جریان نقد آزاد هر سهم بدین معناست که سود هر سهم احتمالاً نیز باید افزایش یابد.
7-2-بازده جریان نقد آزاد
نسبت مذکور ارزیابی بازده کلی یک سهم است. این نسبت جریان نقد آزاد هر سهم را که انتظار می رسد یک شرکت در برابر قیمت بازار هر سهم خود کسب کند، اندازه گیری می کند نسبت مزبور از تقسیم جریان نقد آزاد هر سهم بر قیمت آن سهم بدست می آید، یعنی:
= بازده جریان نقد آزاد
بازده جریان نقد آزاد به لحاظ ماهیت مشابه بازده سهام است که معمولاً از تقسیم کردن سود نقدی هر سهم بر قیمت هر سهم محاسبه می شود. معمولاً پایین بودن نسبت مذبور منجر به جذابیت کمتر برای سرمایه گذاران می شود. منطق ادعای مذبور هم این است که سرمایه گذاران تمایل دارند با حداقل قیمت، حداکثر سود ممکن را کسب کنند. برخی از سرمایه گذاران جریان های نقد آزاد (که با لحاظ کردن مخارج سرمایه ای و سایر مخارج خود می دانند، در نتیجه بازده جریان نقد آزاد را به بازده سهام ترجیح می دهند.
نسبت قیمت به جریان نقد آزاد
این نسبت قیمت بازار شرکت را با سطح جریان نقد آزاد سالانه اش مقایسه می کند. نسبت قیمت به جریان نقد آزاد مشابه نسبت قیمت به جریان نقد است، اما در اینجا مخارج سرمایه ای از جریان نقد عملیاتی کسر شده است بنابراین جریان نقد آزاد را سختگیرانه تر اندازه گیری می کند.
= قیمت به جریان نقد آزاد
به طور کلی، هر چه نسبت فوق بیشتر باشد، شرکت گران تر خواهد بود. مقایسه ی سطوح قیمت در گذشته با جریان نقد آزاد، به همراه مقایسه با مقدار متوسط این نسبت در صنعت مربوطه سودمند است. برای مثال، اگر شرکتی 200 میلیون ریال جریان نقد عملیاتی ایجاد کند و 50 میلیون ریال آن را صرف مخارج سرمایه ای کند، آنگاه جریان نقد آزاد آن 150 میلیون ریال است. در صورتی که ارزش بازار فعلی شرکت 5 میلیارد ریال باشد، شرکت با قیمت 33/33 برابر جریان نقد آزاد معامله می شود (5 میلیارد ریال تقسیم بر 150 میلیون ریال).
8-2-جریان های نقد آزاد محرکی برای مدیریت سود
مدیریت سود یکی از مباحث مطرح در ادبیات مالی است که هریک از تحقیقات از ابعاد خاصی و با عبارات متفاوتی نظیر دست کاری سود، هموارسازی سود و در نهایت مدیریت سود به موضوع پرداخته اند.
از مهم ترین ویژگی های شرکت های سهامی تفکیک مالکیت از مدیریت آن ها است. بر این اساس برای مدیران امکان دسترسی انحصاری به بخشی از اطلاعات و نیز تهیه و ارائه ی اطلاعاتی همچون اطلاعات مالی بوجود آمده است. این ویژگی و نیز ویژگی حسابداری تعهدی به خاطر وجود معوقات (مابه التفاوت سود نقدی و سود تعهدی) و انگیزه هایی هم چون انگیزه های پاداش، هموارسازی سود و مقررات گریزی، این امکان و انگیزه را برای مدیران به وجود می آورد تا در جهت منافع خود و در تضاد با منافع سایر گروهها اطلاعات را دستکاری کنند و یا به عبارت کامل تر دست به اعمال مدیریت سود بزنند.
یکی از تئوری هایی که به تجزیه و تحلیل چنین تضادهایی می پردازد تئوری نمایندگی است. تئوری نمایندگی بیان می کند وقتی اهداف مدیران متفاوت از اهداف سهامداران باشد و همچنین مکانیزم نظارتی شرکت کارایی لازم را نداشته باشد، مدیران در راستای اهداف خویش به اعمالی دست می زنند که لزوماً در راستای اهداف سهامداران نمی باشد. (پائول،2009)
تمایل ذاتی افراد به افزایش ثروت خود بنا به دلایلی مانند ایجاد امنیت، رفاه اجتماعی و… باعث شده است تا افراد جامعه به دنبال فرصتهای سرمایه گذاری مناسب باشند تا با ایجاد منابع جدید ثروت خود را افزایش دهند. در برخی موارد ممکن است الزاماً افزایش ثروت مدیران در جهت افزایش ثروت سایر گروهها از جمله سهامداران نباشد. (مهرانی،1388)