در واقع پیشرفت های تکنولوژی در زمینه اطلاعات و ارتباطات و حمل و نقل همراه با نابرابری های اقتصادی عظیم در میان ملت ها و همچنین درگیری های مسلحانه گسترده در سرتاسر جهان و نقض نظام مند و سیستماتیک حقوق بنیادین بشر و سایر نیروها در سطح جهان، باعث افزایش بسیار زیاد مهاجرت در سطح بین المللی شدند7. مهاجرت هم به نوبه خود بحث تابعیت مضاعف را از جهات گوناگون بر انگیخته است. ممکن است پس از مهاجرت، والدینی که هنوز کسب تابعیت نکردند صاحب فرزندانی باشند که هر دو تابعیت دولت محل تولد و دولت متبوع والدین را کسب کرده باشند.همچنین ممکن است تابعیت از طریق ازدواج بین والدین از تابعیت های مختلف هم تسریع شود. در چنین مواردی یک همسر می تواند تابعیت همسر دیگر را بدست بیاورد. حتی در صورتی که آن همسر تابعیت اولیه خود را حفظ کند و یا در صورتی که دولت محل تولد آنها قاعده خاک را به رسمیت نشناسد، به هر صورت بچه ها می توانند هر دو تابعیت را از طریق قاعده خون بدست بیاورند.
همچنین نرخ بالای مهاجرت بین المللی باعث افزایش تعداد مردمی میشود که برای کسب تابعیت مجاز هستند. این امر مهم است، زیرا بسیاری از دولت های مهاجر پذیر بدون اصرار بر ترک همزمان تابعیت های خارجی افرادی که وارد کشورشان می شوند اجازه کسب تابعیت را می دهند. بنابراین در این زمینه ها می توان گفت که طبیعتا تابعیت مضاعف ایجاد می شود .
________________
6) Hammar 1990, op.cit,p.106; in:Stephan.H.Legomsky. Dual nationality and military service. op.cit.p.82;in: David A. Martin, Kay Hailbronner. Rights and duties of dual nationals. 2003. illustrated .Kluwer Law International. 397 pages.
بعلاوه هر روزه تعدادزیادی از دولت های فرستنده از جمله دولت های مکزیک و چندین دولت آمریکای مرکزی برای اینکه اتباعشان مجاز به کسب تابعیت های خارجی شوند و در عین حال تابعیت های اولیه شان را حفظ کنند، قوانین شان را تغییر دادند. این دولت ها به چند دلیل این کار را انجام میدهند، از جمله اینکه میخواهند مهاجران را در مقابل تبعیض در دولت های جدید محل اقامتشان حفظ کنند (مثلا ایالت متحده آمریکا گر چه بیشتر دولتی مهاجر پذیر است تا دولتی مهاجر فرست، اما باز سیاست مشابهی را دنبال میکند. نهایتاً اینکه امروزه افراد دلایل جدیدی برای کسب تابعیت های خارجی دارند. در واقع قواعد مربوط به جابجایی های آزادانه داخلی در داخل اتحادیه اروپا به اتباع دولت های ثالث این انگیزه را میدهد که در خواست تابعیت از یک دولت عضو اتحادیه اروپا را بر مبنای پیوند های اجدادی بنمایند8.
قسمت سوم : آیا تابعیت مضاعف یک مشکل است ؟
عده ای برخی از آثار مکتوب تاریخی و روند سیر صعودی بحث تابعیت مضاعف را بررسی کردند. با این حال در این قسمت یک تجزیه و ترکیب مقدماتی برای بحث در آثار مکتوبی که به خوبی تاریخ تغییرات در دیدگاه و طرزتلقی عمومی نسبت به بحث تابعیت مضاعف را توضیح دادند ، وجود دارد. روند این دیدگاه و رویکرد نسبت به بحث تابعیت مضاعف به این صورت بوده که تقریباً از محکومیت جهانی موضوع تابعیت مضاعف در حقوق بین الملل کلاسیک و سنتی به سمت مخالفت اساسی تر یا در زمان های اخیر به بحث تساهل و تحمل می رسیم.همانطوری که در قسمت دوم بخش بعدی توضیح خواهیم داد موافقت نامه های بین المللی در زمینه تابعیت مظاعف بیشتر به جستجوی این الگوهای تاریخی در ارتباط با مفهوم تابعیت مضاعف تمایل دارند.
________________________________________
7) Stefhen H. Legomsky, Migration Forces, American Courts, and Immigrants’ Rights.1999.be the first to review this item.Washington university school of law.8 pages;in James F. Hollifield & Dietrich Thranhardt, Magnet Societies-Immigration in Post-War Germany and in the USA (forthcoming).
8) Spiro 1997,op.cit,Pp.14,56,57; in:Stephan.H.Legomsky. Dual nationality and military service. op.cit.p.83;in: David A. Martin, Kay Hailbronner. Rights and duties of dual nationals. 2003. illustrated .Kluwer Law International. 397 pages.
یکی از صاحب نظران و مفسرین حقوقی آقای پیتر اسپیرو، حتی فراتر از بحث مفهوم تساهل و تحمل، پیش رفته است. وی صراحتاً بحث تابعیت مضاعف را به عنوان یک خیر مثبت در نظر میگیرد که به تشویق کسب تابعیت و در نتیجه شبیه سازی و همسان سازی و جابجایی منجر می شود که در واقع این موضوع می تواند حمایت های حقوقی سودمند را برای افراد ایجاد کند و سفر های بین المللی را تسریع نماید9.
در بین ملاحظاتی که تا بحال در خصوص بحث تابعیت مضاعف بیان شده ، سه ملاحظه و موضوع ، تکراری هستند. یک موضوع، تاکید بر مشکل وفاداری منقسم یا پراکنده می باشد. یعنی فرد دارای تابعیت مضاعف که تابع دو کشور است ، به یک فرد دو همسری تشبیه شده است. موضوع دوم از ملاحظات و نگرانی ها ظاهرا مبتنی است بر این اعتقاد که یک فرد دارای تابعیت مضاعف به طور غیر عادلانه ای هم ثروتمند تر می شود و هم منافع و مزایای حقوقی را از دولتی که وی نسبت به آن دولت احساس تعلق فردی معنا داری ندارد دریافت می کند و نسبت به آن دولت هیچ تعهد الزام آور وچشمگیری ندارد. اما اعتراض به اینکه به افراد دارای تابعیت مضاعف اجازه داده می شود که دوبار بتوانند رای بدهند هم می تواند در این دسته از ملاحظات گنجانده شود. به هر صورت اعتراض به افرادی که وابسته نیستند برای اینکه شهروندی و تابعیت دومینیکا را کسب کنند یا به پناهگاههای مالیاتی بروند، بازیک نگرانی دیگر است.موضوع سوم ازملاحظات به مشکلات عملی مرتبط با بحث تابعیت مضاعف متمرکز و مربوط است. این مشکلات از جمله مشکل پرداخت مالیات مضاعف و همچنین مشکلاتی در ارتباط با مداخله های کنسولی و دیپلماتیک و نیزمانور پذیری عملیاتی بیشتر برای کسانی که درگیر جرائم فرا م
لی هستند و به عنوان مانعی در راه استرداد ممکن است عمل بکنند و یا به پیچیدگی هایی که به بحث خدمت نظام وظیفه و تعهدات و موارد مجاز بودن برای انجام خدمت نظام وظیفه در کشور های متبوع مربوط می شود را شامل میگردد .
_______________________
9) Ibid
به هر صورت اعتبار و وزن این ملاحظات و نگرانی های مختلف هم به صورت مطلق و هم به صورت نسبی نسبت به منافع و مزایای مثبتی که بحث تابعیت مضاعف ایجاد می کند، موضوع سلیقه شخصی فرد است . اما در نهایت می توان اینطور به بحث تابعیت مضاعف نگاه کرد که منعکس کننده مواردی می باشد از جمله ارزش های نسبی که هر کس می تواند به حاکمیت دولت و اختیار و خود مختاری فرد منتسب کند و اینکه چگونه یک فرد در خصوص نهاد دولت و نهاد تابعیت مضاعف احساس کاملی می کند که ما به آن شهروندی یا تابعیت می گوییم. هر چه بیشتر برای بحث حاکمیت و بحثهای مرزهای جغرافیایی و مرزهای مردمی اهمیت هنجاری قائل باشیم و هر چه بحث شهروندی و تابعیت را به عنوان یک شاخص عضویت اجتماعی دراین جوامع و یا به عنوان معیاری برای تعیین حقوق قوی تر بدانیم،به همان نسبت باید در قبال وفاداریهای مضاعف و تابعیت مضاعف بیشتر مقا ومت کنیم.کسانی که برای حاکمیت دولت و در خصوص دولت به عنوان یک منبع حقوق فرد، وزن و اعتبارکمتری را قائل هستند و به اراده آزاد و همچنین جهان شمولی حقوق بشر، وزن و اعتبار نسبتاً بیشتری را می دهند، ظاهراً به نظر می رسد که در مباحث مربوط به تابعیت مضاعف عموماً کمتر مشکل دارند و اغلب هم به نحو مثبتی از این بحث بهره می برند10.شاید اتفاقی هم نباشد که دولت های مهاجر پذیر معمولاً نسبت به دولت های مهاجر فرست، موضع خصمانه تری در مقابل بحث تابعیت مضاعف دارند11مهاجر فرست ها دیدگاه دوستانه تری نسبت به بحث تابعیت مضاعف دارند.
در بررسی ادبیات موجود راجع به بحث تابعیت مضاعف ،اگر یک سری ملاحظاتی وجود داشته باشد تاثیر تابعیت مضاعف بر خدمت سربازی است که در ادامه بحث مان را بر روی ایــن موضوع متمرکز می کنیم.
___________________
10) Thomas M. Franck, Clan and Superclan; Loyalty, Identity and Community in Law and Practice, 90 Am. J. Int’l,. 359, 378-82(1996).
11) Hammar 1990, op.cit,Pp. 112-13; in:Stephan.H.Legomsky. Dual nationality and military service. op.cit.p.84;in: David A. Martin, Kay Hailbronner. Rights and duties of dual nationals. 2003. illustrated .Kluwer Law International. 397 pages