حق کرامت در اعلامیه حقوق بشر اسلامی، حق کرامت درحقوق بین‌الملل

Illustration and Painting

در این جا یک ادعای بدیهی وجود دارد و این که «زن انسان است» که در بدو امر این امر بدیهی به نظر می‌رسد ولی تاریخ گواهی می‌دهد که این امر بارها از سوی‌اندیشمندان و متفکران مورد تردید قرار گرفته است.
و در حالیکه در سال 586 میلادی در مجمع ماکون اصولاً درباره این مسأله بحث می‌کردند که آیا زن انسان است.
حق کرامت درحقوق بین‌الملل
کرامت انسان درون مایه اصلی «اعلامیه جهانی حقوق بشر می‌باشد و مطابق آن در تنظیم حقوق و قوانین انسانی مورد توجه قرار گرفت است. در این مسأله تفاوتی بین زن و مرد نیست.
همانطور که می‌دانیم «عقلانیت» و دانایی از اصلی ترین زیرساخت‌های کرامت ذاتی انسان به شمار می‌رود که مطابق آن جامعه ای دارای عزت و کرامت می‌باشد که دارای فکر و‌اندیشه باشد. جامعه‌ای که از نظر عقلی و نظری تولید فکر می‌کند که در ارتباط اختلافی میان زن و مرد نیست.
تأکید اعلامیه حقوق بشر بر لزوم مراعات کرامت ذاتی انسانها:
1) پارگراف اول از مقدمه «از آنجا که شناسایی و حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشری» حقوق یکسان و انتقال ناپذیر آنان، اساس آزادی و عدالت و صلح در جهان تشکیل می‌دهد.
2) ماده یکم «تمام افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند از لحاظ حقوق و حیثیت با هم برابرند همه دارای عقل و وجدان هستند و باید نسبت به یکدیگر با روح برداری رفتار کنند.
3) ماده پنجم «احدی را نمی‌توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا برخلاف انسانیت بشری یا موهن باشد»
4) ماده دوازدهم «احدی در زندگی خصوصی، امورخانوادگی، اقامت یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله‌های خودسرانه واقع شود. و شرافت و اسم نباید مورد حمله قرار گیرد.
5) ماده بیست و ششم بند دوم : «آموزش و پرورش باید طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد کمال رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی‌های بشر را تقویت کند.
حق کرامت در اعلامیه حقوق بشر اسلامی
ماده ششم : «الف- کرامت حقی است که برای همه انسان‌ها تضمین شده است. همه افراد بشر اعضای یک خانواده‌اند و بزرگی خداوند فرزند بودن همه برای آدم علیه السلام آنان را با یکدیگر متحد ساخته است. و همه مردم در کرامت ذاتی که خداوند سبحان به همه آنان عطا فرموده است و نیز در اصل تکلیف و مسئولت فکری با یکدیگر مساوی‌اند بدون تفکیک از جهت نژاد و زنان اقلیم و تابعیت یا اعتقاد دینی که از بدعتهای بی اساس ناشی نشده باشد. مگر کسی که این کرامت را از روی اختیار و به سبب ارتکاب خیانت یا جنایت یا اشاعه فساد از خویشتن سلب نماید و نیز کسی که به خدا شرکت بورزد و یا او را انکار کند.
فصل دوم :حق حیات
حق حیات که از بنیادی ترین حقوق انسان به شمار می‌رود در حقوق بین‌المللی دامنه وسیعی دارد و همان طور که می‌دانیم حقوق بشر منوط به زنده ماندن است و سایر حقوق بدون حق حیات، بدون ارزش و کاربرد است.
از اصلی ترین حقوقی که مورد توجه بیشتر می‌باشد و از مهم ترین اصول حقوق فطری است، حق حیات می‌باشد و انسان پیش از آنکه سایر حقوق را بشناسد در ابتدا باید بداند که دارای حق حیات است از حق حیات خود ما به خوبی آگاهی پیداکنند، البته قانون تا زمانی از حق حیات انسان دفاعمی‌کند که فرد مزاحم حیات اجتماعی افراد نباشد و حیات آنان را به خطر نیدازند. زیرا حق حیات هستند تمایل ناپذیر حقوق بیشتر است که سایر حقوق انسانی از آن ناشی می‌شود.
البته جایگاه انسان در مراتب حیات از آن روی که انسان و دارای اختیار و اراده می‌باشد جایگاهی متغیر و غیر ثابت است انسان می‌تواند حیاتی در فروترین مرتبه در اسفل سافلین تا والاترین داشته باشد.
حق حیات از حقوق ذاتی بشر اعم از زن و مرد می‌باشد و هیچ کس نمی‌تواند این حق را از کسی سلب نماید.
وضعیت حق حیات زن
با آنکه حق حیات از بنیادی ترین حقوق می‌باشند و دارای سابقه ای طولانی در طول دوران بشریت است و نیز همان طور که می‌دانیم ادیان و مذاهب گوناگون درباره آن سخن گفته‌اند. تاریخ بشریت نکات فراوانی از ناهنجاریهای حرمت شکن انسان همانند تخریب استثمار، جنگ، کشتار جمعی و ظلم و تجاوز دارد که در این مسیر منزلت انسانی از بین رفته و پایمال شده دراین بنیادی ترین حقوق انسانی که همان حق حیات است مخدوش است.
انچه از اسناد و نوشته‌های پیشینان بر جای مانده است حکایت از آن دارد که در جوامع قدیم حتی در جوامع متمدنی مانند ایران و روم زن از بسیاری از حقوق مادی و معنوی که از آن جمله می‌ توان به حق معامله پیشه، مالکیت، انتخاب همسر، طلاق و غیره اشاره کرد.
محروم بوده است و این حقوق برای زن به رسمیت شناخته نشده بود.