دارایی های نامشهود، سیستم های اطلاعاتی

استوارت3(1999) اعتقاد دارد، سرمایه فکری مجموعه ای ازدانش، اطلاعات، دارایی های فکری، تجربه، رقابت و یادگیری سازمانی است که می تواند برای ایجاد ثروت بکارگرفته شود.
در واقع سـرمایه فکری تمامی کـارکنان، دانش سازمانی و توانایی های آن را برای ایـجاد ارزش افـزوده دربر می گیرد و باعث منافع رقابتی مستمر می شود(قلیچ لی و مشبکی، 1385).
1- Lim
2- organization for economic cooperation and development
3-Stewart
بونتیس1(1998) سرمایه فکری را به عنوان مجموعه ای از دارایی های نامشهود (منابع، توانایی ها، رقابت) تعریف می کند که از عملکرد سازمانی و ایجاد ارزش به دست می آیند. به بیانی دیگر از نظر بونتیس سرمایه فکری به معنای جمع آوری منابع نامشهود و جریان های آن ها است. بونتیس معتقد است اجزای سرمایه فکری با اثرگذاری بر یکدیگر، جریان یا مسیر ارزش آفرینی شرکت را مشخص می کنند.
ادوینسون و مالون2(1997)، سرمایه فکری را اطلاعات و دانش به کار برده شده برای کار کردن، جهت ایجاد ارزش تعریف می کنند.
بونتیس و هالند3(2002)، در مقاله خود در سال 2002، سرمایه فکری را این طور تعریف می کنند: سرمایه فکری ذخیره ای از دانش را که در نقطه هایی از زمان در یک سازمان وجود دارد، نشان می دهد. در این تعریف ارتباط بین سرمایه فکری و یادگیری سازمانی مورد توجه قرار گرفته است.
روس4(2005)، معتقد است سرمایه فکری دارایی است که توانایی سازمان را برای ایجاد ثروت اندازه گیری می کند. این دارایی ماهـیتی عینی و فیزیکی ندارد و یک دارایی نامشهود است که از طریق به کارگیری دارایی های مرتبط با منابع انسانی، عملکرد سازمانی و روابط خارج از سازمان به دست آمده است. همه این ویژگی ها باعث ایجاد ارزش در درون سازمان می شود و این ارزش به دست آمده به دلیل این که یک پدیده کاملاً داخلی است، قابلیت خرید و فروش ندارد.
بروکینگ5(2002)، تفاوت میان ارزش دفـتری و ارزش بـازاری شرکت ها را ناشی از سرمایه فکری می داند.
ادوینسون6(1997)، سرمایه فکری را منبعی از دارایی های پنهان یا نامشهود می داند که اغلب در ترازنامه نمایان نمی شوند.
1-Bontis
2-Edvinsson and Malon
3-Bontis and Halland
4-Roos
5-Brooking
6- Edvinsson
به زعم هریسون و سولیوان1(2000)، سرمایه فکری به معنای دانشی است که پتانسیل تبدیل شدن به سود و منفعت را دارد. سرمایه فکری، انبوهی از ارزش های سازمانی نظیر سودآفرینی، جایگاه یابی راهبردی (سهم بازار، سرقفلی، رهبری و سرآمدی، آوازه و شهرت)، اکتساب نوآوری ها از دیگر شرکت ها، وفاداری مشتریان، کاهش هزینه ها، بهبود بهره وری و غیره را به همراه دارد.
از دیدگاه روس2 و همکاران( 2004)، مجموع دانش اعضای سازمان و ترجمان کاربردی این نوع دانش به مواردی چون علائم تجاری، حق اختراعات و مارک ها را سرمایه فکری گویند.
آنیون فنوسا3 (مدیر یک شرکت بزرگ اسپانیایی) سرمایه فکری را مجموعه ای از ارزش های نامشهود تعریف می کند که قابلیت های سودآوری فعلی و آتی سازمان را توسعه می دهند.
کوجانسیو ولانکوویست4(2007 ، ص 287 – 272) ارزش سرمایه فکری را ارزش کل منابع نامشهود در یک شرکت خاص تعریف می کنند. سرمایه فکری را می توان سود مبتنی بر دانش شرکت قلمداد کرد(فدراسیون بین المللی حسابداران5،1998). در تایید همین مطلب، شورای توسعه صنعت و تجارت دانمارک6(1997) که یکی از دست اندرکاران و پیشگامان این عرصه محسوب می شود، سرمایه فکری را شامل دارایی های مربوط به دانش و تخصص کارکنان، اعتـماد مـشتریان به شرکـت و مـحصولات، مارک ها، سیستم های اطلاعاتی، فرانشیز، رویه های اداری، حق اختراعات، علائم تجاری و کارایی فرایندهای کاری شرکت می داند .