دو نظرگاه بنیادین و کارکردی به معنویت، معنویت در محیط کار

Group of students engineers working on a computer part

در دیدگاه اسلامی ارزشهای شناختی اسلام، مجموعهی ارزشهای برگرفته از هدایتهای دینی، اموری هستند که با سرشت اولیه و دست‌نخورده‌ی انسان و به تعبیر قرانی، با فطرت انسان سازگارند. مجموعه ارزشهای اسلامی در پنج دسته اعتقادی، عبادی، اخلاقی، اقتصادی، اجتماعی دسته‌بندی میشوند که به پنج حیطه تجلی دین‌داری برمیگردند که عبارت‌اند از:
پذیرش خداوند و اصول دین و احکام تجلی دین در رفتار ظاهری(ارزشهای عبادی) توجه به پاک کردن نفس از رذایل اخلاقی و صفای باطن، تجلی دین در رفتار درونی(ارزشهای اخلاقی)، تجلی دین در نحوه استفاده و ارتباط انسان با طبیعت برای امرارمعاش و حیات زیستی و بعد مادی حیات سازمان(ارزشهای اقتصادی) و درنهایت تجلی دین در ارتباط با افراد و اجتماع(ارزشهای اجتماعی)(دعایی و همکاران، 1392).
خلاصه فصل
در این فصل پس از مقدمهای در موضوع موردپژوهش، به بیان مسئله پرداخته شد به این صورت که وجود چه مشکلی دلیل توجه محقق به این امر شده است و در ادامه ضرورت انجام تحقیق، اهداف و سوالات تحقیق بیان‌شده است و درنهایت شرح مختصری از قلمرو پژوهش و تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای تحقیق آورده شده است.
فصل دوم
ادبیات پژوهش
مقدمه
مطالعه معنویت در محیط کار پدیده نوپایی است که میتواند نیروی قدرتمند مثبتی برای زندگی افراد باشد؛ زیرا کمک به افراد در جهت تلفیق و یکپارچه ساختن کار و زندگی معنوی میتواند به زندگی کاری این افراد، معنا و جهت ببخشد و کاری لذت‌بخش‌تر، متوازن‌تر و معنادارتر ایجاد کند و روح و روان آنان را پرورش دهد.
به‌علاوه معنویت در محیط کار میتواند برای سازمانها انسانیت و برای اجتماع، فعالیت و برای محیط، مسئولیت به ارمغان آورد. اگر چنین شود این مهمترین وظیفه‌ای است که جامعه ما در نخستین دهه‌ی هزارهی جدید با آن مواجه است.
از دیدگاه اسلام معنویت در چارچوب دین تعریف‌شده و یک مسلمان باید معنویت خویش را بر اساس دین استوار سازد و میزان معنویت فرد را دین معین میکند.
در این بخش ابتدا به ادبیات موضوع مرتبط با متغیرهای تحقیق پرداخته میشود و هدف از آن شناخت دقیق متغیرهای معنویت سازمانی، ارزشهای اسلامی، معنویت اسلامی و درنهایت ارائه‌ی پیشایندهای ارتقای سطح معنویت سازمانی و بررسی پیشینه تحقیق است.
بخش اول: معنویت
مفهوم معنویت
“معنویت” از واژه لاتین Spiritus به معنای ” نقش زندگی” یا روشی برای بودن” و تجربه کردن” گرفته‌شده که با آگاهی یافتن از یک بعد غیرمادی به وجود میآید و ارزشهای قابل‌تشخیص، آن را معین میسازد. این ارزشها به دیگران، خود، طبیعت و زندگی مربوط‌اند و به هر چیزی که فرد به‌عنوان هدف غایی قلمداد میکند، اطلاق میشود(سلیمانی و احمدی،1390). در زیر به برخی از تعاریف معنویت اشاره میشود؛
معنویت جستجوی مداوم برای یافتن معنا و هدف زندگی است، درک عمیق و ژرف ارزش زندگی، وسعت عالم، نیروهای طبیعی موجود، و نظام باورهای شخصی”(مایرز،1990: کاوانگ،1999).
معنویت شامل اعمال مذهبی و ارتباط با تقدس و یا تعالی است(هیل و پارگامنت،2003: کینگ،2007: گیانکارلو لوچتی،2014).
وگان بعضی از خصوصیات معنویت را چنین عنوان کرده است:
بالاترین سطح رشد در زمینههای مختلف روانشناختی، اخلاقی، هیجانی و بینفردی را در برمی‌گیرد؛
یکی از حوزههای رشدی مجزا میباشد؛
بیشتر به‌عنوان نگرش مطرح است؛
شامل تجربههای اوج می‌شود(ساغروانی،1388)
معنویت بالاتر از حد حیوانیت و یکی از تفاوت‌های انسان و حیوان، به معنای ارزشهای انسانی یا گرایشهای مقدس و شامل عالم ماورای مادی و فوق حیوانی است(مطهری،1373: 48).
انسان نه‌تنها با قدم گذاشتن در مسیر معنویت میتواند آرامش، لذت و شادی را در زندگی شخصی خود به ارمغان بیاورد بلکه در زندگی حرفه‌ای و کاری خود نیز میتواند از آرامش و شادی که از ثمرات و آثار معنویت به‌حساب میآید، بهره‌مند شود. توجه انسان‌ها به امور معنوی بسیاری از مشکلات پدید آمده و ترس از آینده را برطرف میسازد. شخصی که به معنویات اهمیت میدهد، درست مانند کسی است که از یک پشتیبان بسیار قوی برخوردار است و در پیمودن راه‌های پرپیچ‌وخم زندگی او را یاری مینماید. بنابراین افراد این‌چنینی به‌طورقطع موفقتر و کوشاتر از کسانی هستند که نسبت به امور معنوی اهمیت نمیدهند(ابراهیم پور و همکاران،1390).
دو نظرگاه بنیادین و کارکردی به معنویت
الف- رهیافت بنیادین